به نام خدا
چندی است که سردر جیب تفکر فرو بردم که پدر شهیدم (مهدی زینالدین) مانند سایر فرماندهان دفاع مقدس تشنهی قدرت نبودند و تنها شیفتهی خدمت بودند. تمنای قدرت آنها را به عرصهی آتش و خون نمیکشاند و در برابر آتش بیامان صدامیان قرارشان نمیداد.
لابد در مصاحبهی تلویزیونی دکتر محسن رضایی خاطرهی ایشان را دربارهی پدرم شنیدید که وی چگونه متواضعانه از ریاست و فرماندهی اعراض نمود و اصرار داشت که فرد دیگری که لایقتر است، فرمانده شود و او معاونش گردد.
متاسفانه شرایط به گونهای شده است که بخشهای عمدهای از همنسلان من گمان میکنند که فرماندهان دیروز دفاع مقدس با برخی متعصبان و متصلبان قدرتطلب امروزی تفاوتی نداشتهاند و آنها نیز از مقدسات استفادهی ابزاری میکردند و دین را به خدمت قدرت میگرفتند.
من، لیلا زینالدین، فرزند شهید مهدی زینالدین، به عنوان یک شهروند، به عنوان یک نسل سومی، به عنوان تنها یادگار این شهید، همپای خیل عظیمی از مردم ایران، از جمله فرزندان شهدای دفاع مقدس، ضمن اعلام نگرانی از سوء استفادهی برخی از فرصتطلبان که حتی سابقهی یک روز خدمت در عرصههای آتش و خون را نداشتند و شهیدان را به نفع اهداف قدرتطلبانهی خود مصادره میکنند، حمایت خود را از خدمتگزار آزمون داده، فرهیخته، باکفایت، پاک و پاکنیت، لایق، خوشتدبیر و اهلعمل جناب آقای مهندس موسوی اعلام میدارم؛ و از تمام همنسلان خود دعوت میکنم همانند پدران فداکار و خدمتگزارمان، به امید فردایی سبزتر در پای صندوقهای اخذ رای حضور یابند و رای خود را به شخصی بدهند که به مقام ریاستجمهوری اعتبار میبخشد، نه اینکه از آن پست میگیرد! صداقت دارد و دروغ نمیگوید.
از نسل سومیها میخواهم که فراسوی غوغاهای تبلیغاتی از پدران خود دربارهی گذشتهی این مرز و بوم پرسش نمایند و حافظهی تاریخی خود را زنده کنند تا دریابند که انسانهایی بیادعا، خالص، خدوم، سادهزیست واقعی و حامی محرومان، کشتی طوفانزدهی کشور را در شرایط زنگ خطر به خاطر امن و نجات هدایت نمودند و فارغ از غوغاسالاری و دغلکاری تلاش کردند. تا حدیکه با انتقاد امام خمینی مواجه شدند که یک مرغ برای یک عدد تخممرغ گذاشتن مدتها سروصدا راه میاندازد؛ شما چرا با این همه تلاش و خدمت، دستاوردهای خود را بازگو نمیکنید؟!
لیلا زین الدین















