ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

محمدرضا یزدان‌پناه
باورشان نمی‌شود! کاریش هم نمی‌شود کرد. حتی اگر خودشان هم بخواهند نمی‌توانند باور کنند و در دل ایمان بیاورند. برایشان سخت است. روزی هزار بار هم آن جمله حالا معروف «با جدیت آمده‌ام» را پیش چشمان خود مرور کنند، باز هم نمی‌توانند باور کنند.


سخت است و دشوار! چند ماه، نه چندین سال رویایی را در ذهن خود پر و بال بدهی و حلاوتش را در کامت مزه کنی و آخر سر آن‌که نباید می‌آمد، بیاید و با آمدنش هرچه رشته بودید را پنبه کند.

چقدر تلاش کردید که نیاید. می‌دانستید که با آمدنش تمام آن رویاهای شیرین رنگ می‌بازند و لااقل باید هشت سال دیگر در داغش بسوزید. تا آن موقع هم کی زنده است و کی مرده؟

هر کاری از دستتان برمی‌آمد انجام دادید و با هر کس و ناکسی ساختید و پرداختید. از هر روشی استفاده کردید. به هر شگردی متوسل شدید و از هر دروغ و تهمت و بی‌اخلاقی که امکانش بود، دوری نجستید. روی مخالفان را سفید کردید و شدید بهانه شادی اقتدارگرایان. هر حرفی که می‌زدید و هر سخنی که بیان می‌کردید، در اردوگاه رقیب بزم و شادی می‌شد که تا این‌ها هستند ما غمی نداریم.

حق هم داشتید! آرزوهای بزرگ برای برخی آدم‌ها، زیبایی دوچندان دارند و شما نمی‌خواستید آرزوهای بزرگتان نقش بر آب شوند. چه کسی باورش می‌شد خاتمی کاندیدا شود که شما باور کنید؟ تمام سعی و کوشش‌ها نومیدانه بود و پاسخ‌ها نومیدکننده‌تر. در عوض شما امیدوار بودید. می‌دانستید که راه رسیدن به آرزوهایتان از جاده‌ای می‌گذرد که خاتمی در آن قدم نگذارد. که اگر خاتمی بیاید جایی برای کس دیگری نیست؛ هرچند خودش بگوید جای دیگران را تنگ نمی‌کند.

آن‌قدر دلخوش به نیامدنش بودید که حتی پس از آمدنش هم باور نکردید. می‌دانید ساعتی پس از «جدی» آمدنش باز هم یکی از شما، SMS  پشت SMS می‌فرستاد که من اکنون در نزد یکی از مشاورانش هستم و دروغ است که آمده؟ می‌دانید... هنوز هم باور نکرده‌اید.

نامزدی میرحسین آخرین امید شماست، آخرین پناه. خبر می‌سازید که یا امروز می‌آید یا فردا، بیانیه‌اش شنبه منتشر می‌شود و نامه‌اش یکشنبه، ستادهایش فعال است و هوادارانش هوشیار. چه کنید؟ راه‌های دیگر را همه رفته‌اید و به هیچ جا نرسیدید. این‌ها تیرهای در تاریکی هستند، رها می‌کنید اگر خورد که خورد و اگر نخورد هم که نخورد. فراموش کرده‌اید که اگر او هم بیاید باز جایی برای شما نیست. اما مهم نیست؛ مهم این است که خاتمی نیاید.

داستان میرحسین هم که بخوابد، چیز تازه‌ای رو می‌کنید. آن‌قدر این روند را ادامه می‌دهید که روز مبادا یادتان می‌افتد خودتان هم کاندیدایی داشتید. صد آرزو بر دل مانده‌اید و توانایی دیگری جز این داستان‌ها ندارید. یک بار دیگر بخوانید: «من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می‌کنم.» باور کنید...

منبع: یاری

 

در ساعت روز
همینه که اون تهدید کذایی را در کیهان کرده اند دیگه، چون" آن سبو بشکست و ان پیمانه ریخت!!!!!!!!!!" مهمانی تمام شد حالا برگردن خونه هاشون زیر پتو!!!!!!!

 

در ساعت روز
باوره ما رییس جمهوری آقای خاتمی .انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008