متن کامل این نامه بدین شرح است:
باسمه تعالی
حضرت حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحمد خاتمی
با سلام و احترام و آرزوی سلامت و سعادت
امضاکنندگان این نامه جمعی از فعالان دانشجویی هستند که بر مبنای دغدغههایی مشترک یکدیگر را یافته و به خاطر ایران و ایرانیان و اسلام، از ابتدای مهرماه سال جاری در جهت ایجاد مقدمات راهاندازی ستاد دانشجویی خاتمی گرد هم آمده و با ترتیب دهها جلسه به پیگیری مسائل مربوط به دانشگاه و دانشجو پرداختهاند. جمع مذکور بر آمده از گرایشهای مختلف موجود در فضای دانشجویی کشور و در برگیرنده نمایندگان دانشجویی احزاب اصلاحطلب حامی خاتمی بوده است. در پنج ماه گذشته، این جمع بر رایزنی با جریانات مختلف موجود و مؤثر در دانشگاه و فعّالسازی هر چه بیشتر دانشگاه و دانشجویان در حمایت از خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده همت کرده و شناسایی و دستهبندی مطالبات دانشجویی را نیز در دستور کار خود قرار داده است.
این مجموعه جهت استفاده از توانمندیهای نهفته در دانشگاه، کوشیده به صورت تشکیلاتی منظم و البته بدون هیاهو سامان یابد و در این راستا بخشها و ارکان مختلفی طراحی و پیشبینی شده است. همچنین این جمع، از نخستین روزهای تشکیل، تدوین برنامهای پیشنهادی در مورد دانشگاه و دانشجو جهت ارائه به سیدمحمد خاتمی را مورد توجه قرار داد و خوشبختانه خطوط کلی این برنامه تدوین شده است.
امروز پس از گذشت 5 ماه از آغاز به کار این جمع و در حالی که نزدیک به 4 ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، به نظر میرسد سیدمحمد خاتمی توان بیشتری در ایجاد انگیزه کافی در دانشجویان و فعالسازی آنها برای پیگیری مطالبات اصلاحطلبانه در فضای فعلی دانشگاههای کشور را خواهد داشت. خاتمی به لحاظ گفتمانی بیشترین نزدیکی را به گفتمان حاکم بر فضای دانشجویی دارد و از سوی دیگر با توجه به اقدامات صورت گرفته در چند ماه گذشته تنها برای جنابعالی میتوان به ایجاد ستاد دانشجویی فعال، قوی و فراگیر امیدوار بود.
جناب آقای خاتمی
شما، خود، آگاهید که در این سالهای سخت و رقتبار آنچنان فشارها بر کشورمان افزایش یافته است که گروهها و اقشار مختلف برسازنده جامعه ایرانی ضرورت یک تحول اساسی و بازگشت به دوران عزتمند و رو به رشد اصلاحات را با تمام وجود حس کردهاند. فشار مضاعف بر فعالان مدنی و سیاسی و مطبوعاتی و نقض مکرر و پردامنهی حقوق شهروندی و سختگیریها و فشارهای پی در پی به اقوام و اقلیتهای قومی و مذهبی، همه و همه نشان از تندخویی و نرمشناپذیری حکمرانان دولت نهم و همداستانانشان در قوای دیگر دارد. بیتدبیریها و بیتوجهیها به نظرات علمی و کارشناسانه در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تبعات جبرانناپذیر و شکنندهای داشته و هزینههای زیادی را بر دوش ملت ایران و علیالخصوص اقشار متوسط و ضعیف جامعه بار نموده است. در حوزهی سیاست خارجی نیز به جای ادامهی روند تنشزدایی با سبکسریها و ادبیات دشمنسازانه دولتمردان نهتنها ملت ایران به حقوق حقهی خود نرسید، بلکه فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی باعث پایمال شدن هر چه بیشتر حقوق ملت شد و عزت و خوشنامی تاریخی ایرانیان که در دوران اصلاحات شکوهی دوباره یافته بود، رو به افول نهاد. بر اهل نظر پوشیده نیست که برخی از زوایای پنهان آنچه در این سالها بر ایران و ایرانی رفت، اگر نه امروز، اما در سالهایی نهچندان دور واضح خواهد شد.
در این میان وضعیت دانشگاه و دانشگاهیان دردناکتر است. اخراج و بازنشستگی استادان و احضارهای مکرر فعالان دانشجویی به کمیتههای انضباطی و تعلیق و توقیف تشکلها و نشریات دانشجویی مستقل و منتقد دولت و پادگانی کردن فضای دانشگاهها و میدان دادن و پشتیبانی کردن از تشکلهای بیهویت و دولتساخته، تنها گوشهای از مصایب دانشگاهیان بوده است. در چنین شرایط نابسامان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی زمزمه حضور مجدد شما در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده باعث امیدواری و شور و نشاط مجدد در میان هواخواهان اصلاحات و قاطبهی مردم ایران گردید. چهرهی میانهرو و فرهنگی و اهل تساهل و مدارایتان از شما شخصیتی محبوب در عرصهی داخلی و مؤثر و کارآمد در عرصهی بینالمللی ساخته است. با توجه به خصوصیات یاد شده و فضای فعلی کشور به نظر میرسد حضور شما در رقابتهای ریاست جمهوری با استقبال گسترده اقشار مختلف مردم مواجه شود. این امر، به وضوح در جمع دانشگاهیان و فعالان دانشجویی دیده میشود. استقبال بینظیر از سخنرانیهای شما در دانشگاه و همچنین در سفرهای شما به استانهای مختلف کشور گواهی بر این مدعاست. از سوی دیگر به راه افتادن اشکال مختلف دعوت از شما برای حضور مجدد در فضای انتخابات، خود نشانگر از اشتیاق بیحد و حصر قاطبهی اقشار مردم برای حضور دوبارهی شما در کرسی ریاست جمهوری دارد. امری که با تردید های جدی و سؤالات بنیادین، از سوی شما تا امروز بیپاسخ مانده است. دغدغههایی که از یک سو ناشی از سنگاندازیهای اقتدارگرایان نگران است و از سوی دیگر ریشه در دلنگرانی از مشکلات عدیدهی اقتصادی و سیاسی ناشی از عملکرد ضعیف حکمرانان فعلی دارد.
چنان که خودتان گفتهاید: «بر روی ما حساسیت وجود دارد و باید کسی بیاید که بر روی وی حساسیت نباشد.» حال با این وصف، پرسش اساسی این است که کار مملکتداران در عبور از رأی مردم و مبنا بودن «میزان رأی ملّت است» به کجا رسیده است که بر روی حضور شما با آن سابقهی روشن حساسیت وجود دارد؟! اساساً چه کسانی و در راستای منفعت چه جریانی در شیپور مخالفت با منادی آزادی و عدالت و پیشرفت میدمند؟! چرا پس از سی سال جمهوری اسلامی، هنوز در ابتدای راهیم و کار را به جایی رساندهاند که دغدغه رویارویی با مقاومت حاکمان در برابر خواست مردم، در اولویت سیاستمداران آزادیخواه است؟ به راستی چرا خاتمی می گوید: «مردم بايد مطمئن باشند، دست خاصي پشت فرد يا جريان خاصي نيست»؟ بسترساز عدم اطمینان مردم چیست؟
اقتدارگرایانِ معاند قانون اساسی به دنبال احیای حکومت سلطانی از طریق تحمیل اراده فردی بر حقوق شهروندی و رأی مردم هستند؛ که اگر چنین نبود مخل فرایند تاریخی مردمسالاری در ایران نمیشدند. ما نسبت به آینده سخت بیمناکیم! بیمناک آنیم که باز هم در جا زنیم در مطالبهی صدرنشینی مردم؛ که اگر چنین نبود پس از یک صد و اندی سال، حرف آغازین روز آزادی خواهیمان، سخن امروزمان نبود. هنوز هم آزادی میخواهیم و قانون. عدالت میخواهیم و پیشرفت.
جناب آقای خاتمی
امروز هواخواهان اصلاحات دموکراتیک و قانونی و در رأس آن، شخص جنابعالی تنها به دنبال آزادی و عدالت و پیشرفت و رهایی از رنج تاریخی توسعهنیافتگی هستند. توسعهای که منادی عدالت اجتماعی و با دموکراسی عجین باشد و رنگ و بویی از ارزشهای فرهنگی و دینی مردمان این مرز و بوم داشته باشد. باید تأسف خورد به حال حکمرانانی که تاب و تحمل پذیرش شخصیتی میانهرو و خوشسابقه چون شما را نیز ندارند و در خلوت و جلوت شما را به تیر خشم و تهدید خود مینوازند و یا حوالت بر عبور از فیلتر شورای نگهبان میدهند! یا از دگر سو، سخن از عدم همراهی و حتی مقابلهجویی سایر ارکان نظام با شما میگویند! این چنین است که بر تردیدهای شما میافزایند که اگر بیایید و بر سنگاندازیها و مقابلهجوییها نتوانید فایق آیید، تنها هزینه ملت را زیاد کردهاید ...
ما از شما میخواهیم که برای فردا بیایید. تردیدها و مخاطرات را نه چندان بزرگ باید شمرد که بدل به یأس و نومیدی شود و نه چندان کوچک و ناچیز شمرد که موجب خسران و بیتدبیری شود. حضور مجدد و باصلابت شما و اقبال مردمی به شما، مانع رأیهای غیبی!!! خواهد شد. به نظر ما، در شرایط فعلی، تنها حضور شماست که میتواند بار دیگر دانشگاه را به عنوان بزرگترین حامی و پایگاه جنبش اصلاحات، به حرکت وا دارد. شما خود بهتر میدانید که نسبت به سایر کاندیداهای بالقوه اصلاحطلب از جایگاهی ویژه و منحصر به فرد برخوردارید. خاتمی، تبلیغات نمیخواهد! ستاد شما قلبهای میلیونها ایرانی در داخل و خارج از کشور عزیزمان است. شما، با برنامه بیایید و بر همان برنامهها پافشاری کنید، هر چند این برنامه تمام آنچه ما میخواهیم نباشد! روزگار، طی این سالها به ما دانشجویان آموخته است که رسیدن به خواستهای تاریخی و تحقق مطالبات، محتاج صبوری است. ما امکانات و مقدورات شما را می فهمیم. فرق سره از ناسره را نیز میدانیم. خلاصه این که «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» و در فراز و نشیب این حوادث با شما و در کنار شماییم.
«و من ا... التوفیق»
11/11/87
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
1. صابر ابطحی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر تهران)
2. رضا احمدی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)
3. مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)
4. عماد بهاور (عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران)
5. علی پور خیری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی)
6. آرمان حقیقی (فعال دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی)
7. بابک حیدری (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)
8. حامد خوانساری (فعال دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی)
9. محمدرضا جلائیپور (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و لندن، دبیر سابق ارتباطات اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا)
10. حسن رحمانی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)
11. مهدی شیرزاد (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)
12. داود دشتبانی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
13. رضا شریفی (نایبرییس شاخه دانشجویی جبههی مشارکت ایران اسلامی)
14. وحید عابدینی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
15. میثم عباسی (مسئول کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران)
16. علیرضا قجری (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیتمدرس)
17. سارا نادری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
18. حسین نقاشی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
19. علی وفقی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت)















