ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

نامه‌ی سرگشاده‌ی محمدرضا جلائی‌پور (سخنگوی «پویش دعوت از خاتمی») به سیدمحمد خاتمی
نگذار بر سیاهه‌ی تاریکِ اگرهای تاریخی، "اگر خاتمی می‌آمد" هم افزوده شود. می‌دانی که شروطي كه برای حضور داشتی همگي محقق شده‌اند و دغدغه‌هايت جملگي برطرف. آنچه برجا مانده برای هیچ اصلاح‌طلب دیگری هم، كمتر از اين نخواهد شد یا در وضع کنونی اصولاً «ناکاستنی‌» است و اگر چنان‌چه می‌گویی «باید آمد»، به فرمان عقل و اخلاق و درخواست ایرانیان، خود باید بیایی، نه کس دیگر.

 

به نام نامی الله


جناب آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور محترم پیشین و آینده ایران عزیز

سلام!

درودی گرم بر تو باد در این «زمستان سرد» که «سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت»! درودی گرم از سوی مردمانی که لبخند آسودگی مدت‌هاست بر لبانشان خشکیده و در این «سال[های] بد» از این دولت جز وعده‌های توخالی و نابسامانی افراطی چیزی نچشیده‌اند. درودی بر تو از سوی مردمی «زرد و افسرده» که هنوز «دل به پاییز نسپرده»اند؛ مردمی که هنوز کورسوی امیدشان به بهار نمرده، دست به دست هم داده و دست تو را طلبیده‌اند.

آنچه بر این قلم در این نامه کوتاه جاری می‌شود نه فقط دل‌گویه‌های یکی از فرزندان دوم خرداد و شاگردان خردپای مدرسه اصلاحات که سخن آخر هزاران پویشگر «موج سوم»ی‌ است در واپسین روزهای مانده به اعلام تصمیمت. در ضرورت آمدنت سخن استدلالی و خشک فراوان گفتیم؛ باری اما حرف دل را نیز باید گفت ولو به اجمال و اشاره.

بارها و بارها گفتی ملت، قهرمان نمی‌خواهد. حتی اگر این سخن درست باشد، یکایک مردمانی که سرِ از سر نوشتنِ سرنوشت خویش دارند، راهبری می‌خواهند. چه تفاوت که این راهبر را قهرمان بنامی یا ساربان؟! این مردم، این ما و مادران و پدرانمان، این ما و مردان و زنانمان، این ما و دوستان و فرزندانمان، آری این ما همه که نمی‌توانیم هر یک برای خود زمام امور را به دست گیریم و قهرمان یا ساربان خود باشیم! این ما، همه، تو را برگزیده‌ایم!

وعده کردی «چو مردم خواهند بیایم». این خواست را دیگر به چه زبان باید گفت و به کدامين خامه باید نوشت تا بیایی؟ 22 گونه كوشش که در «پویش» و در جهان‌های واقعي و مجازي به قدر توان اندک خویش كرديم، این 200 هزار امضا که گرفتیم، آن یک میلیون واژه که در «موج سوم» در ضرورت آمدنت نوشتیم، گروه گروه که از هر کنج ایران به دیدارت شتافتند و ده‌ها حزب و تشکل که به میدان آمدند، همه و همه برای یک کلمه بود: «بیا»! خود نیز در واپسین دیدارمان گفتی صدای ما را شنیده‌ و دعوت مردم را جدی گرفته‌ای؛ حال ديگر هنگام وفا به «عهد پیشین» است. این چه ترس و تردیدی است که در دل داری؟ چرا این نعمت، آری این فرصت خدمت و رخصت سطوت را مغتنم ندانی و حال که از دستت برآید دست به کاری نزنی که غصه سرآید؟!

تردیدت را ارج می‌نهیم چون راستگویی و می‌دانیم از سر دغدغه و درد است و گر پا پس می‌کشی از آن روست که بیم داری وفای به عهد نتوانی. اما چه بسیار بیم‌ها که ذهنی‌اند نه عینی. هزارتوی ذهن و عین و فلسفه و سفسطه و ماده و معنا را بهل! سرِ تعریف این داشتن و تبیینِ آن، نوشداروی زخم امروز ما نیست! همین‌که اجماع نخبگان و خبرگان بر آمدنت هست کافی‌ است. آری! در این چهار سال دیدیم که برنامه‌ستیزان اندیشه‌سوز چه کردند و بار دیگر دانستیم که بدون نظریه و اندیشه نیک، کار نیکو نتوان کرد، اما سر در جیب تفکر فرو بردن و عمل وانهادن نیز نارواست؛ عملی که منوط به آمدنت شده‌است.

اینان که به دیدار تو در وجد درآیند
چون می‌روی اندر طلبت جامه درانند

بخواهی یا نه، اعتمادی که مردم به تو دارند بدین میزان نصیب دگر کس نمی‌شود، حتي اگر تو پشتش گیری. بپسندی یا نه، اصلاح‌طلبان روی تو بیشترین و قرص‌ترين اجماع را دارند، نه دگر کس، حتی اگر دستار در گرویش بگذاری. این موقعیت منحصر به فرد، این اجماع حداکثری و این اقبال مردمی تنها از آن توست؛ از کفش منه! بزرگان دیگر هم عزیزند اما فردای برگزیدنت همین فحول اصلاحات کنارت هستند و می‌مانند و دست ياريت مي‌دهند. آنان‌که برای این انقلاب و ارزش‌های آن جانبازی و ایثار کرده‌اند جملگی برای پاس‌داشت میوه‌ی جانفشانی و پاک‌بازی‌هایشان مددکارت خواهند بود. همه ما حامیان اصلاح‌طلبان نیز پشت تو خواهیم بود که امروز هم تو دانستی نه آن گلایه‌ها که از تو داشتیم همه ناحق بود و هم ما دریافتیم که نه همه‌ی آن‌ها حق. چنین فرصتی برای جبران و پیشروی، در درازنای تاریخ این سرزمین کم پیش آمده. در اقتدا به امیرمؤمنان که فرمود «شکر هر نعمت، معطل نگذاشتن آن نعمت است»،‌ برای شکر نعمتِ «اقبال کله‌گوشه» مردم به تو، بیا و «نخوت باد دی و شوکت خار آخر» کن. بیا که:

خدايت ناصر و دولت معين باد
دعاي نيک‌خواهانت قرين باد

بیا تا قدم در راه بی‌بازگشت بگذاریم و به بهایی کمتر از این پیچ پرطلسم تاریخ بگذریم. تا کی از غم ای‌کاش‌ها چشممان کبود باشد که اگر نادر کشته نمی‌شد، اگر کریم‌خان دوراندیش ‌بود، اگر امیرکبیر برکنار نمی‌شد، اگر ناصرالدین‌شاه همچون امپراتور میجی بود، اگر هرات و ایروان جدا نمی‌شد، اگر تجددخواهی شتابزده، دیانت متحجر و روسیه زورگو مشروطه را نابود نمی‌کرد، اگر مصدق سرنگون نمی‌شد، یا اگر در آغاز انقلاب تحملمان بیشتر بود و تعقلمان افزون‌تر و رفتارمان «بازرگان»ی‌تر، امروز چنین نبودیم که هستیم. امروز بیم تاراج هویت ملی و دینی‌مان را نمی‌بردیم، در نماز اشک بهر نانمان نمی‌آمد، هشت در گرو نه نداشتیم و غصه‌ی ناکارآمدی و ندانم‌کاری مسئولان مسئولیت‌ناپذیر و حسرت پیشرفت کره، ترکیه و مالزی را نمی‌خوردیم. نگذار بر آن سیاهه‌ی تاریکِ اگرهای تاریخی، "اگر خاتمی می‌آمد" هم افزوده شود. فرصت‌ها چون باد می‌گذرند و بنگر که از آن‌ها در این کویر افسوس جز غباری غمگین چیزی بر جای نمانده.

اکنون پس از دو سده تحقیر تاریخی، یک‌صد سال آزادی‌خواهی و  سي سال خون دل خوردن در پاسداري از دستاوردهای مردمي‌ترين انقلاب دینی و سیاسی نوين، نوبتی هم که باشد نوبت ماست که آب خوشی از گلویمان پایین برود، لختی بیاساییم و شراب آبادانی و آزادی را که نسل‌ها در تشنگی‌اش سوخته‌اند بنوشیم. تا کی باید حسرت گذر کم‌هزینه از گردنه‌های سرنوشت‌ساز را بخوریم و سوگنامه بسراییم و گلیم ایرانی را بنگريم که چنین آب می‌رود؟! تا کی باید دل به روزی روزگاری ایران زمین خوش کنیم و رستم یلی "بود" در سیستان؟! تا کی باید فرصت‌های رفاه و پیشرفت یکی یکی از کفمان برود و نوچه‌های دیروز و کشورک‌های امروز سرمایه‌مان را بربایند؟! تا کی باید با ایرانیان در شرق و غرب این عالم همچون مجرمان برخورد شود؟ تا کی مردم ما باید با «آیت‌الکرسی» سوار هواپیما شوند تا بلکه راهی سفر آخرت نشوند و با «وجعلنا» گذرنامه درآورند تا شاید کسی نفهمد که ایرانی‌اند؟! تا کی باید مهاجر ایرانی ملیت خود را بپوشاند و بازرگان ایرانی گذرنامه هندوراسی و نپالی بخرد تا تجارتش نخوابد؟ پیش از ملی شدن نفت ایرانیان را به هتل‌ها و غذاخوری‌های انگلیسی آبادان راه نمي‌دادند. دیروز اروپا و آمریکا بر ما تبعیض روا می‌داشت، اما امروز امارات و قطر، فردا ترکیه و مالزی، و دیر یا زود عراق دوست و برادر نیز بر ما فخر خواهند فروخت!  می‌دانیم که برای ساختن ايرانی بسامان همه ما ایرانیان باید بکوشیم و ریاضت کشیم؛ اما آمدنت خاك ايران را به رويش بذر كوشش‌مان بارور سازد و نیامدنت تنها بر ریاضت‌های بی‌ثمرمان افزايد.

ما تو را تنها برای "هاید پارک کرنر" ایرانی، روزنامه آزاد و مجلس ملی نمی‌خواهیم. اگر از این همه دم می‌زنیم، اگر روضه مردم‌سالاری می‌خوانیم و ذکر آزادی گرفته‌ایم برای این است که در ایران نفت‌زده ما آبادانی جز با آزادی به دست نمی‌آید. حجت بر آنان که بر توسعه سیاسی پوزخند می‌زدند و مشکلات معیشتی را به رخ می‌کشیدند تمام شد، که هر چه در چنته داشتند به تمامی بنمودند. زمام کار به دست گرفتند و شیرازه امور از هم پاشیدند. چنان‌که این دولت فرمان راند، سلیمان هم در ملک اسرائیل بسط ید نیافت! آمدند و فزونی کاستند و کاستی فزودند و هستند و خواهند بود اگر نیایی! كردان آوردند، عرض گردان بردند و همچنان از رو نرفتند! آنچه نبايد گفتند و آنچه نشايد كردند. آبرو فرختند و جز در خیالات هورقلیایی خویش ایران را سرفراز نساختند.

ما تو را اکنون و در این روزگار وحشت می‌خواهیم که تهدید خارجی، معضلات اقتصادی و مشكلات فرهنگی و سیاسی میهنمان را به گروگان گرفته‌است. خاتمی در کنج کتابخانه یا پشت میز مشاوره، در همایش بین‌المللی یا تدریس دانشگاهی و ریاست «باران» دوای درد ما نیست. ما تو را امروز و اکنون می‌خواهیم و این خواستن را به هر زبان که توانستیم و داشتیم و گذاشتند، گفتیم... که دیگر زبانی نمانده! خواهی نیا و بنگر که چگونه ته‌مانده‌ی مردم‌سالاری و دستاوردهای انقلاب و دولت‌های پیشین به تاراج می‌رود و کارآمدی و مشروعیت «جمهوری اسلامی ایران» - ثمره‌ی خون عزیزترین فرزندان اين ملك - بر باد. دیگر این تنها قلم‌ها نخواهند بود که شكسته مي‌شوند؛ بلکه این تک تک ایرانیان هستند که یکی پس از دیگری زیر چرخ‌دنده‌های سترگ بی‌کفایتی‌های دن‌کیشوتی خرد می‌شوند. خواهی نیا و بنگر چگونه فریاد دادخواهی ایرانیان در هیاهوی پهلوان‌پنبه‌هایی گم می‌شود که چراغ‌های به خانه روا را در مسجد حرام می‌کنند. این خردمردانِ خودرأيِ تکیه-بر-جای-‌بزرگان-زده و این «فرزانه-در-خیالِ-خود»ها، طلایه‌دار اقتدارگرایانی هستند که ناخواسته مجری وصیت آغامحمدخان‌اند: "اگر می‌خواهی در ایران حکومت کنی مردم را گرسنه نگه دار و بی‌سواد!"

این نخبگان که چون برگ خزان به دامن بیگانگان ریزند و این مردمان که چون آتش‌گرفتگان از پی مرغ و گوجه فرنگی دوانند همان ایرانیان‌اند که طاغوت سرنگون کردند و خرمشهر بازستاندند! از آزادگی به واماندگی کشاندن یک ملت هنری است که تنها و تنها از این هنرستیزان بی‌هنر و سرهنگان عرصه‌ی فرهنگ برمی‌آمد! حال می‌خواهی باز هم در تردیدت بمان و اندیشه دار که "آیا می‌گذارندم؟" و در عافیت از قدرت بنگر که خواب افراسیاب چگونه تعبیر می‌شود، چگونه ایران عزیز در مرداب عقب‌ماندگی‌اش فروتر می‌رود و هر روز بدتر از دیروز خنده‌زار همسایگان و یونجه‌زار بیگانگان می‌‌گردد!

در این شرایط که وقوعش هزاران جمع را پراکنده و شرحش هزاران شمع به آتش کشیده تنها تویی که توان عبور از گردنه‌ی انتخابات نیمه‌آزاد و صندوق‌های مین‌گذاری‌شده را داری. وقتی جدت حسین(ع) را به حکم دین محمد(ص) سر می‌برند چه پند و اندرزی می‌تواند طالبان حکمرانی بی‌دغدغه را از تقلب با آنچه به گمان خطای خود مجوز شرعی(!) می‌دانند باز دارد؟!! همه منصفان و دلسوزان بیم سلامت انتخابات دارند. تنها تویی که با دریای پرموج رایت می‌توانی گنداب این تخلفات غیرقانونی و رای‌سازی‌های ضداسلامی و نااخلاقی را بشویی. در این شرایط اضطراری که همه نگرانیم بنویسیم خاتمی و احیاناً بخوانند فلانی، پنداری کسی جز تو توان رای‌آوری تقلب‌شکن دارد؟ اگر تو هم بترسی و پا پس کشی دیگر چه کسی مرد این میدان است؟! چه کسی احتمال پیروزی‌اش بیشتر و موانع فردای پیروزی‌اش کمتر از توست؟

در حد بضاعت مزجات خود صدای نخبگان و مردمان، طومارنویسان و پویشگران، دانشجویان و کارگران همه و همه را به تو رساندیم. اینک این تویی و وجدانت و وفای به عهدت. بیا و بایست و از رایی که به تو می‌دهیم پاسداری کن. در فردای تقلب انتخاباتی، - آری سید، «تقلب» و نه «بداخلاقی»های خشک و خالی! -، نه شکایت به خدا بردن سودی دارد و نه گفتن «تدارکاتچی‌ام می‌خواهند» عذری مقبول است. رأیی که به تو می‌دهیم امانتی است الهی، اما انتظارمان این بار کم‌تر است. بیا و هر جا توانستی مجدانه مصالح ایران و ایرانیان را پی گیر و هر گاه نتوانستی به جاي "سينه‌اي پر سكوت" صادقانه با ما سخن بگو. امید این مردمان خسته دل که به تو بسته شده رایگان نیست و ارزان به دست نیامده. بیا و بیندیش که با نیامدن و بر باد دادن این امید گران‌سنگ که را به قتل که دلشاد می‌کنی. در آنچه از تو می‌خواهیم خود نیز از جان و دل پشتیبان و یاورت هستیم. بیا و رشته این تردید جانکاه را ببر:

تو پای در راه نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

می‌دانی که شروطي كه برای حضور داشتی همگي محقق شده‌اند و دغدغه‌هايت جملگي برطرف. آنچه برجا مانده برای هیچ اصلاح‌طلب دیگری هم، كمتر از اين نخواهد شد یا در وضع کنونی اصولاً «ناکاستنی‌» است و اگر چنان‌چه می‌گویی «باید آمد»، به فرمان عقل و اخلاق و درخواست ایرانیان، خود باید بیایی، نه کس دیگر.

در به آغوش کشیدن شاهد آزادی و ساقی آبادانی خطرهاست به جان، که شکار شیر آسان نیست. اما چو در بند افتد، همه به تحسین گویند که شیر شکار کرده‌ای! آنچه در پیش است آسان نیست اما:

گر تکیه دهی روزی بر تخت سلیمان ده
ور پنجه زنی روزی در پنجه رستم زن! 

با مهر و ادب

محمدرضا جلائی‌پور

سخنگوی «پویش دعوت از خاتمی» (موج سوم)

 

--- 

مرتبط:

«چهل دلیل در ضرورت نامزدی خاتمی»؛ محمدرضا جلائی‌پور

«چرا به ضرر خاتمی است که نیاید؟»، محمدرضا جلائی‌پور

«چرا خاتمی زودتر بیاید؟»، محمدرضا جلائی‌پور

گزارشی از فعالیت‌های 22گانه‌ی «پویش (کمپین) دعوت از خاتمی»

 

در ساعت روز
حرف دل ما را زدی جناب جلایی پور – خوش گفتی؛ با قلمی احساسی و ادبی اما نه نامعقول؛ در دعوت از خاتمی اما نه پاچه‌خوارانه و با نفوذ اما فروتنانه – پویشتان مستدام! این نامه را حتمن به دست رقیبان خاتمی هم برسانید - راستی چرا با امثال شیرین عبادی، دکتر سروش و مسجدجامعی و ... چهره های غیر سیاسی مصاحبه نمی‌ کنید؟

 

در ساعت روز
آقای خاتمی! این جلائی پور بدبخت دیگر باید با چه زبانی بگوید بیا. 40 دلیل و 6 دلیل و .. را که به زبان منطقی نوشت. این هم نامه ادبی به سبک سروش. این پویش بدبخت دیگر باید چه کند برای آوردنت؟ برای دل این ها که شده بیا که اینجوری که پیش می رود .... ولی بی شوخی چند تکه ادبیش رو خوب اومدی مخصوصا اون تیکه اگرها و کردان و گردان رو

 

در ساعت روز
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن درود بر آقای جلائی پور با قلم نافد و سخن آراسته شان. بارها گفته ایم که تنها در صورت آمدن خاتمی است که این انتخابات به فرجام مطلوب اصلاح طلبان خواهد رسید،و نه گزینه های دیگر.

 

در ساعت روز
با همه اشتیاق و آرزویی که برای آمدن خاتمی دارد،اما به نظر من با نوجه به حرفها و سخنرانیهای خود خاتمی،بعید است که خاتمی بیاید،دوستان بیایید واقع نگر باشیم،اگر هدف خاتمی آمدن بود تا حالا حتمن آمده بود

 

در ساعت روز
خاتمی نیا اینا دارن بدبختت می کنن یه ذره آبرو هم که داری می ره جون تو. اینا که خیالشون نیست. ببین من کی گفتم

 

در ساعت روز
نباید نا امید بود اگه خاتمی از کس دیگه ای حمایت کرد همین طور که پویش راه افتاد و همه ی توجه هارو به سمت خاتمی برد میشه پویش انتخاباتی میرحسین شد و همین طور موثر عمل کرد حتما میشه موفق شد.

 

در ساعت روز
با سلام گرم / خیلی خیلی متشکریم از نامه زیبایتان که حرف دل ماست/ امیدوارم اقای خاتمی به ندای قلب خودشان گوش کنند و بیایند...اگر نیایند این 4 سال دیگر خیلی خیلی چیز ها را نابود خواهد کرد.....باور کنید که سرمایه های معنوی و مادی جبران ناپذیری بر باد سیاه می رود! میگویند چیزی را که عاقل در 10 سال می سازد ابله در یک روز خراب می کند !! این 4 سال که بدینگونه گذشت ،4 سال دیگر فقط یک تیر خلاص درست و حسابی به خیلی چیزهاست/ اقای خاتمی باور کنید که اکثریت جمعیت ایران راه شما را می پسندند و می خواهند ....دیگران !!!هم بدانند که با فریب و زور راه زیادی را نخواهند رفت پس راه را برای امدن خاتمی باز کنند.همین 4 سال برای خالی کردن عقده هایتان کم نبود؟! و اما !!!اقایان دیگران!!!!، تاریخ نشان داده شما دوام زیادی ندارید چون با روح و فکر ایرانی سازگار و هماهنگ نیستید .اقایان...راه را برای خاتمی باز کنید که ما منتظر """فقط خاتمی"""" هستیم/ اقای خاتمی تنها شما هستید که می توانید بستر را برای پرورش قهرمانان متفکری فراهم کنید تا هر کدام بالاخره بتوانند خودشان و سرزمینشان را نجات بدهند....این بستر را شما می توانید بدهید/ اقای خاتمی،نگذارید ایران ویران شود و کنام پلنگان و شیران شود..نگذارید مردمی که می خواهند رشد کنند و بالنده شوند ،در زیر پای ددمنشان له شوند،اقای خاتمی این دعوت ها از شما ،صدای همان انسان هاست که از شما یاری می خواهند.محض خدا باورش کنید با تقدیم احترام و تشکر. به امید سلامتی و پیروزی خاتمی

 

در ساعت روز
آقای خاتمی وقتی شما به ریاست جمهوری انتخاب شدید من دختر بچه ای 10 ساله بودم. بگذار نسل ما هم به عنوان دانشجو مزه ی آزادی مدنی را بچشد

 

در ساعت روز
ممنون محمدرضای عزیز. نامه زیبا و موثری بود. امیدوارم با آمدن خاتمی به صحنه تمام تلاش های به نتیجه برسد. خدا با ماست. خاتمی با ماست.

 

در ساعت روز
باسلام من خیلی فکر کردم پیشنهاد میدهم هر روز یکنفر جلوی دفتر آقای خاتمی خودش را دار بزنه تا ایشان متوجه حساسیت شرایط باشند خودم هم اولین داوطلب

 

در ساعت روز
اقای خاتمی شما بیایید نه بعنوان یک قهرمان با یک چوب جادویی که با یک ورد جادویی می تواندیکشبه همه چیز را متحول و بهشتی کند!.....بعنوان یک باغبان دلسوز بیایید که باغچه ای می سازد مهیا برای رشد بذرها و جوانه ها تا زنده بمانند و رشد کنند و بالاخره قهرمان شوند...ملتی شوند که قهرمانان بسیاری دارد که خود می توانند فکر کنند،خود می توانند کشورشان را اباد کنند ...شما نباشید در گرمای سوزان و سیاهی سرما خشک می شوند...ما نیاز به باغبانی دلسوز و مهربان و با تدبیر مثل شما داریم ،ما باغچه ای می خواهیم که شما باغبانش باشید.به عبارت دیگر تنها شما می توانید باغبان این باغچه باشید/ هیچوقت فراموش نمی کنیم خاتمی را با کوهی از انرژی مثبت و ان لبخند توانا که میگفت"من حالم خوب است و می توانم!" اقای خاتمی ذره ذره از ان انرژی شما به تک تک یاخته های همین قهرمانان بالقوه وارد می شد ...و همه حس می کردیم "حالمان خوبست و می توانیم!" می توانیم انسان باشیم ..می توانیم یاد بگیریم....می توانیم موفق باشیم ...می توانیم اباد کنیم ....می توانیم!...می توانیم!....که ما ارزشمندیم! و این روح است که گم شده ....باور کنید شما تنها فردی بودید که توانستید این انرژی مثبت و سازنده را به دیگران هدیه کنید تا بتوانند بالنده و قهرمان شوند./ من این سخن شما را خوب می فهمم چون ذهن بسیاری از مردم ما اسطوره زده هست ....همیشه منتظر قهرمانی مانده اند که روزی از راه برسد و با یک چوب جادویی، همه چیز های خوب دنیا را برایشان ،در یک لحظه،بیافریند!!..خودشان نمی خواهند کاری بکنند.این را باور ندارنند که تا هر کدام خود ان قهرمان نباشند ،اتفاق مهم و پابرجایی نخواهد افتاد.....و این اشتباه فکری بسیار بزرگی هست. ..ولی می توان این را به انها یاد داد که خودشان را باور کنند تا بفهمند برای سربلندی و موفقیت کشورشان هر کدامشان خود باید قهرمانی بشوند اما علاوه بر اموزش ،نیاز به بستر مساعد هم دارند...با چوب و چماق و خرافات و دروغ و دغل و انرژی منفی چنین بستری مهیا نمی شود، با اموزش و کتاب خوانی و تفکر و خود باوری می شود! اقای خاتمی عزیز باور کنید که شما می توانید اینها را برای مردم انجام دهید....شما خودتان مثال زنده ای هستید برای ما.... افکار و عقاید شما درست همان چیزی است که لازمست تا این بستر وجود داشته باشد./ شما در زمان ریاست جمهوریتان در زمینه نشر کتاب(در جهت این ارمان)کم× قدم های بزرگ برنداشتید...باید به مردم یاد داد که قهرمان باشند ولی در بستری درست که فقط شما می توانید

 

در ساعت روز
بارها دست به قلم شدم تا بنویسم که بیا و دست از قلم بر کشیدم که در دل دغدغه ها داشتم و تردیدها. ژس تو چه می کشی که روز و شب تردیدها و دودلی ها رهایت نمی کند. اما بدان اگر ارده کنی و قاطعانه بیایی و خود را بهره مند از نیرویی بدانی که معجزه وار، اعجازها کرده بدان که اگر به جای یک نامه صد نامه ی تهدید به کودتا بنویسند هم نمی توانند کاری کنند. تو باور کن، نخست خود را سپس ما را و بیا تا ببینی معجزه ی واقعی هزاره ی سوم را...

 

در ساعت روز
با سلام خاتمی عزیز بیا ، واقعا خسته شدیم از این همه خفقان ، خسته شدیم که نباید از ارگانی انتقاد کنیم ..... خاتمی عزیز بیا تا هفتاد میلیون ایرانی را به خاطر پیروزیت در انتخابات جشن و سرور راه بیاندازند .

 

در ساعت روز
یک چیز را فراموش کردید: اینکه حضرت حافظ هم به خاتمی گفت "بیا بیا" و دیگر او چه می خواهد؟

 

در ساعت روز
جناب محمدرضای خوش‌قلم و نازنین و عزیز! همه‌ فعالیت‌ های به قول خودتان 22گانه و دلایل منطقی چهل گانه تان یک طرف و این نامه کوتاه ولی نافذ و گیرا یک طرف - کاش از امضاکنندگان طومار برای این نامه هم امضا می گرفتید و یا آن را از طرف همه اعضای پویش می فرستادید. القصه از همت و قلمتان سپاسگزاریم

 

در ساعت روز
با تشکر از تمامی دوستانی که در این کمپین و سایت فعالیت می کنند. مطلب کامل و شیوایی بود. انشالله به زودی خبر حضور ایشان در انتخابات سال آینده را در این سایت بخوانیم. به امید پیروزی

 

در ساعت روز
برادارن و خواهران گرامی و برادر عزیز تر از جان جناب سید محمد خاتمی: اگر می خواهیم به آبادانی ایران عزیز برسیم و با دستان خود به هدر رفتن خون شهدای سرافرازمان کمک نکرده باشیم و بخواهیم از تجربه مجلس ششم و حذف آقای هاشمی درس گرفته باشیم،لطفا به گزینه ای غیر از مثلث خاتمی-موسوی-کروبی فکر نکیم. مثل مثلث اوباما-کلینتون-بایدن. سرافراز و پایدار ایران عزیز

 

در ساعت روز
امیدوارم که آقای خاتمی بیان ... اما اقای جلایی پور عزیز حالا که قبول زحمت کردید و پویش دعوت از خاتمی رو براه انداختید اگر ایشان قبول زحمت کردن و آمدن ... باید از مردم دعوت کرد بیایند از نخبگان سر مایه داران هنرمندان سیاستمداران و به واقع ایرانیان باید بازگردند و مردم هم رنج آبادانی رو به بکشن :که ویرانه ایی بایست آباد شود میلیارد ها میلیارد که راه دوری هم نرفته باید جبران شود راه سخت است و مقصد بس بعید .... طاقت خار مغیلان بایدت ... پویش دعوت از مردم را از همین الان راه بیاندازیم

 

در ساعت روز
اين اتمام حجتي است با خاتمي و بس،‌ حجتي بس سنگين "اگر خاتمي مي آمد" محمدرضای عزيز حق مطلب را ادا نمودي شناسنامة ما را خوب و عالي تصوير كردي از تمام صفحاتش تصويري بياني كشيدي از 150 سالي كه خود خاتمي بيانش مي كند از مغز هاي درد گرفته و قلب هاي فشرده در درد و دستان نا توان و پا هاي در مانده در سرزمين خود و در ممالك غير خود...خاتمي عزيز بيان اين تصاوير كاملاً قرين با حقيقت و واقعيت است با اميد به اينكه شما باور خود را به اين باور ها نزديك ببينيد و تأمّل بيش از اين را جائز ندانيد و اينرا باور كنيد كه مردم به شخص شماراضي خواهند يود و نه ديگر. بيائيد كه وقت ذيق است و ره درا. ‌به اميد آنروز .

 

در ساعت روز
حرف به این زیبایی حرف آخر نیست. سخن اول است. نهضت پویش را باید ادامه دهید. به هدف نزدیکید بچه ها

 

در ساعت روز
خدا به خامه‌ پر توان و تاثیرت برکت دهد جوان که سخن از زبان می گویی و چه خوب می گویی. در موج سوم هم خوب سخن می گویید و هم خوب عمل می کنیدإ ترکیبی که در ایران کم دیده می شود. خدا پشت و پناهتان. تا بله رو نگرفتین ادامه بدین

 

در ساعت روز
آقای خاتمی فکر کنم دیگه متوجه شده باشید که چقدر هوادار دارید و جان نثار که حاضر هستن برای حضور شما در انتخابات جانه خودشون هم بدن. پس دل این همه هوادارو نشکن. بیا که همه ما منتظر قدمهای مبارکت هستیم.

 

در ساعت روز
بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل ... توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد

 

در ساعت روز
nice job

 

در ساعت روز
Good Job man! It was a masterpiece

 

در ساعت روز
در این که در صورتی که میرحسین یا خاتمی تنها کاندیدای اصلاح طلبان باشد، بیش از 20 میلیون رای می آورد، شکی نیست. تنها مشکلی که باقی می ماند - و مشکل بسیار بزرگی هم هست- راضی کردن آقای کروبی به کناره گیری از انتخابات و آماده کردن فضا برای شکل گرفتن دوقطبی میرحسین-احمدی نژاد یا خاتمی-احمدی نژاد است. به باور من اکنون مهم ترین وظیفه ی همه ی دوستاران ایران تلاش برای غلبه بر این مشکل است. من به سهم خودم چند سطری خطاب به آقای کروبی و هواخواهنشان می نویسم: چیزی که مثل روز روشن است - و من نمی فهمم چرا آقایان قوچانی، کرباسچی و دیگر طرفداران آقای کروبی به آن توجه نمی کنند- این است که اصلاح طلبان تنها در صورت حضور تحریمی ها در پای صندوق پیروز میدان خواهند بود(مانند سال های 76 و 80). از آن روشن تر این است که تحریمی ها، حتی در صورت حمایت خاتمی و میرحسین و همه ی اصلاح طلبان دیگر از کروبی، برای رای دادن به کروبی پای صندوق نخواهند آمد. پس آقای کروبی! لطفا دعواهایتان با مشارکت و مجاهدین انقلاب و فلانی و بهمانی را کنار بگذارید و به خاطر ایران کناره گیری کنید. اگر این کار را نکنید، مسئولیت شکست اصلاح طلبان بر عهده ی شما خواهد بود و تاریخ و مردم ایران هرگز شما را نخواهند بخشود. آقای کرباسچی! گمان نمی کنم اکنون زمان خوبی برای تسویه حساب شخصی شما با آقای خاتمی باشد -که طبق گفته ی خودتان در زمان به زندان افتادن شما کاری برای شما نکرد. شرایط ایران بحرانی تر از آن است که بتوان به این چیزها اندیشید. آقای قوچانی عزیز! روزنامه نگار بزرگ و سردبیر نشریات وزین شرق و هم میهن و شهروند امروز! از همان زمانی که در شهروند امروز، پرونده ی ویژه ی خاتمی بیاید یا نیاید و پس از آن کروبی بیاید یا نیاید را منتشر کردی، دم خروس سینه زدن زیر علم کروبی پیدا شد و از قسم های حضرت عباس در سرمقاله ها و تحلیل هایت - و حتی پاسخت به محسن آرمین - کاری ساخته نبود. سابقه ی درخشان روزنامه نگاری و اصلاح طلبی خود را در بازی انتخابات قمار نکن و به هم میهنان و شهروندانت بیندیش. بگذار 22 خرداد تبدیل به دوم خرداد دوم شود.

 

در ساعت روز
با سلام: با توجه به فرصت کوتاهی که تا اعلام نظر سید باقی مانده از همه عزیزان بازدید کننده از موج سوم دعوت می کنیم از سایت ما نیز دیدن فرمایید و در نظر سنجی شرکت کنید www.pars2day.com

 

در ساعت روز
با احترام به فکر و قلم آقای دکتر به نظرم اگر با احترام به نظر آقای خاتمی و این که تشخیص داده اقای موسوی با موانع کمتری مواجه می شود و بهتر است او بیاید باید احترام گذاشت .اگر چه من در این حرکت مدنی از خاتمی دعوت کرده ام که بیاید!به این امید که در 22 خرداد دوم خردادی های حماسه ساز دوباره نمره 20 بگیرند!

 

در ساعت روز
باسلام: خدمت برادر عزیز ودوست داشتنی ام(محمدرضاجلایی پور) گرچه سن شناسنامه ایت کم ولی دردامن مادر وپدر بزرگوارت شخصیت فرهنگی واجتماعی والایی یافته ای، چون بزرگ می اندیشی:درنامه سرگشاده ات به سید بزرگوارخاتمی عزیز صحبت از(تردید وترس) داشته اید؟دوست عزیز مگر این کم چیزی است؟ کسی که بخواهد بانگاه مسئولیت ملی وبین المللی به ریاست جمهوری که ازآن مردم است بنگرددرزبان ریاضی به معنی این است:درصورت عقلانیت ودرمخرج غریزه(احساسات)راقرارداده است... ولی بایدهمه وفاداری وتلاش خودرابرای متقاعد نمودن آقای خاتمی یامیرحسین موسویث داشته وکم فروشی نکنیم.وباقی رابه خدای قادروسبحان بسپاریم. پیروزوسرفرازباشید.

 

در ساعت روز
نمی دونم که به شما بگم بیای یانه نمیدونم که اگه بیای کاری برای ما میکنی یانه ما از دل هیچ کس با خبر نیستیم اما از یک چیز مطمئن هستم که به کسی رای میدم که به نظرم با ارزشهای من بیشترین تطبیق رو داشته باشه که فعلا شما هستید.آن یار کزو خانه ما جای پری بود سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود.

 

در ساعت روز
خاتمي عزيز بيا اما با اين تصور كه اگر احمدي نژاد جز ضرر براي اين مملكت نبود اما درسي براي امثال خاتمي بود كه در اهدافي كه داشت با جسارت عمل مي كرد پس خاتمي عزيز بيا حمايتت مي كنيم اما اين بار "خاتمي فعال مي خواهيم نه منفعل"

 

در ساعت روز
با اشک این پیام را می نویسم. آقای خاتمی به دلایل سخنگوی پویش این را هم اضافه کنید: تشکل های فرهنگی را در دانشگاه ها بی دادگاه اعدام می کنند. دروغ می گویند به هر کس که سوالی می پرسد. فرهنگ را زنده به گور می کنند. کانونهای فرهنگی و هنری در دانشگاه ها مفسدین می خوانند. در سطح ملی با هر حرکتی مقابله می کنند. خسته شده ایم بس که نظراتمان را در جمع های 3 نفره خانه مان تکرار کرده ایم. کسی نیست به داد فعالین فرهنگی این مملکت برسد. ما از غزه هم مظلوم تریم. زیرا نه رسانه ای پوششمان میدهد- نه کسی برای ما داد و فریاد می کند و نه اصلا کسی به ما فکر می کند. به داد کانونهای دانشجویی فرهنگی و هنری و تشکل ها برسید....

 

در ساعت روز
حافظ ای حافظ شیراز بر من نظر انداز. خیال نـقـش تو در کارگاه دیده کـشیدم بـه صورت تو نـگاری ندیدم و نـشـنیدم اگر چـه در طلبـت همعنان باد شـمالـم بـه گرد سرو خرامان قامـتـت نرسیدم امید در شـب زلفـت به روز عمر نبسـتـم طـمـع بـه دور دهانـت ز کام دل بـبریدم به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم ز لعـل باده فروشت چه عشوه‌ها کـه خریدم ز غـمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گـشادی ز غـصـه بر سر کویت چه بارها که کـشیدم ز کوی یار بیار ای نـسیم صـبـح غـباری کـه بوی خون دل ریش از آن تراب شـنیدم گـناه چـشـم سیاه تو بود و گردن دلـخواه کـه مـن چو آهوی وحـشی ز آدمی برمیدم چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نـسیمی کـه پرده بر دل خونین بـه بوی او بدریدم بـه خاک پای تو سوگـند و نور دیده حافـظ کـه بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

 

در ساعت روز
همه ملت که یه لنگ پا منتظرن به کنار.آقای خاتمی محض رضای خدا به خاطر محمدرضای جلایی پور و عماد بهاور عزیز بیا این دو تا بنده خدا همینقدرکهبه شما التجا کردن به گوش حضرات یاسین خونده بودن تا حالا این آقایون اصلاح طلب شده بودن

 

در ساعت روز
خاتمی جان بیا همه ی چشم ها به توست ...

 

در ساعت روز
وقتی عالی ترین مقام کشور فراغ بال از هر مشکل این ملت از مشاهده دختر 16 ساله بولیویایی ابراز تاسف می کند باز هم می توان از نیامدن سخن گفت؟

 

در ساعت روز
برادر تلخ و سخت نوشتی اما یادت باشد پویش را خود خاتمی هم دانست که چه موجی به پا کرد . پس آغازی در راه هست و حرف آخری در کار نیست حداقل برای اهالی این کمپین بی نظیر....

 

در ساعت روز
این پویش دعوت از خاتمی شده پویش اجبار خاتمی !!! من می ترسم از روزی که همه شمائی که دارین این قدر اصرار و دعوت می کنید بعد از سختی ها و مشقت انتخابات و گذر از تخریب ها و هزینه سنگین اصلاحات باز شما اولین نفری باشید که طرح عبور از خاتمی را مطرح می کنید !!!

 

در ساعت روز
امیدواریم و دعا می کنیم که اسم آقای خاتمی را بلاخره میان کاندیداها ببینیم. اما آمدن ایشان تازه آغاز راه است. از آمدن خاتمی تا شکل گرفتن دوم خردادی دیگر راه آسانی پیش رو نیست. اگر او بیاید باز هم باید مثل آن سال موجی به پا شود که هیچ نیرویی را توان مقابله با آن نباشد و امیدوارم در پی آن خاتمی عزیزمان هم اینبار به حکومتی مقتدرانه تر از دوران قبل بیندیشد.

 

در ساعت روز
جناب آقای هادی! کمپین خوب یعنی همین - یعنی این‌که به هدفش برسه - هدف این کمپین هم آوردن خاتمی یه که الحق و الانصاف خوب داره به سمتش پیش می ره - کسانی که در این مرحله تردید چنین بی دریغ و پرتوان از وفت و انرژی خودشون چنین مایه می ذارن مطمئنا بعد از پیروزی هم بی مهری نخواهند کرد

 

در ساعت روز
امید وارم نامه های کوفیان به امام حسین(ع) نباشد ولی من که توانی ندارم حمایتت میکنم

 

در ساعت روز
دست مریزاد محمدرضای جلالی پور جوان. آینده ایران روشن است چون جوانان بی نظیری چون تو دارد. نامه اثرگذاری بود ولی جا داشت بلندتر باشه

 

در ساعت روز
خاتمی نخواهد آمد چون باتجربه و اندیشه ورز است و پویشگران این را قبول نمیکنند چون اکثرا جوان و کم تجربه هستند. البته ناراختی ندارد. شما هم انشاالله همسن خاتمی که شدید، باتجربه میشوید و او را میفهمید.

 

در ساعت روز
آقای محمد حسین! ممکنه که ما جوون باشیم ولی یادتون نره خیلی بزرگان هم از خاتمی خواستن که بیاد. البته مهم نیست. شما برای مخالفت با خاتمی به هر حال همیشه حرفی برای گفتن دارید...

 

در ساعت روز
Be nazare man bayad goftemane siasieh ma kami avaz shavad . Kami sadeh tar va gozideh tar sokhan begooyim . Adabitae siasieh ma niaz be taghire fori dardad .

 

در ساعت روز
هر چیز هزینه ای دارد و تغییر بیش از همه. تا زمانی که قرآنها بالای نیزه اند و مردم فریب می خورند آمدنش نیز بی فایده است

 

در ساعت روز
در وبلاگ من ارایه شد: "کاندید قدرت متمرکز اینجاست" یا بگویید می ایم و یا نگویید نمی ایم. اگر قساوت رفتن دارید بس همین امروز با جامعه جدی تر و روشن تر صحبت کنید بعد اگر مشکلات رفع نشد بگویید نمی ایم. اقای خاتمی این مردم هم مثل خود شما دست و بالشون بسته س. شما که منتخب اکثریت هستید نمی تونید حقتون رو از کسانی که بدون قدرت هیچ نیستن بگیرید بس این مردم چی بگن و چی کار کنن اگر حکومتی که صدا و سیمای ملی رو اشغال کرده با شرم بیگانه س تکلیف مردم چیه ت تقصیر مردم چیه. یا بگویید می ایم و یا نگویید نمی ایم. اگر قساوت رفتن دارید بس همین امروز با جامعه جدی تر و روشن تر صحبت کنید. چون وقتی فردا بس فردا به جرم رفتن محاکمه می شوید جامعه جدی خواهد بود. شما اشک من را دراوردید که همه سرمایه من بود. با ان می خواستم کارها کنم کارستان. چه کار با علی اکبر خدا کردید اقای خاتمی؟ از خدا بترسید! حافظ گرامی نظر شما چیست؟ الا ای طوطی گویای اسرار مـبادا خالیت شـکر ز مـنـقار سرت سبز و دلـت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار سخـن سربسته گفتی با حریفان خدا را زین مـعـما پرده بردار بـه روی ما زن از ساغر گـلابی کـه خواب آلوده‌ایم ای بخت بیدار چه ره بود این که زد در پرده مطرب که می‌رقصند با هم مست و هشیار از آن افیون که ساقی در می‌افکند حریفان را نه سر ماند نه دسـتار سـکـندر را نمی‌بخشـند آبی بـه زور و زر میسر نیست این کار بیا و حال اهـل درد بـشـنو بـه لـفـظ اندک و معنی بسیار بـت چینی عدوی دین و دل‌هاست خداوندا دل و دینـم نـگـه دار بـه مسـتوران مگو اسرار مستی حدیث جان مـگو با نـقـش دیوار بـه یمـن دولـت منصور شاهی عـلـم شد حافظ اندر نظم اشعار خداوندی بـه جای بـندگان کرد خداوندا ز آفاتـش نـگـه دار غزل دوم: حال دل با تو گفتنم هوس است خـبر دل شنفتنم هوس است طـمـع خام بین که قصه فاش از رقیبان نهفتنم هوس اسـت شب قدری چنین عزیز و شریف با تو تا روز خفتنم هوس اسـت وه کـه دردانه‌ای چـنین نازک در شب تار سفتنم هوس است ای صـبا امشبـم مدد فرمای که سحرگه شکفتنم هوس است از برای شرف بـه نوک مژه خاک راه تو رفتنم هوس اسـت همـچو حافـظ به رغم مدعیان شعر رندانه گفتنم هوس است غزل سوم: هر کـه شد محرم دل در حرم یار بـماند وان کـه این کار ندانست در انکار بـماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکـن شـکر ایزد کـه نه در پرده پندار بـماند صوفیان واستدند از گرو می همه رخـت دلـق ما بود که در خانه خـمار بـماند محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصـه ماسـت که در هر سر بازار بماند هر می لعل کز آن دست بلورین سـتدیم آب حسرت شد و در چشم گهربار بـماند جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفـت جاودان کـس نشنیدیم که در کار بـماند گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس شیوه تو نشدش حاصـل و بیمار بـماند از صدای سخن عشـق ندیدم خوشـتر یادگاری کـه در این گنـبد دوار بـماند داشتـم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید خرقـه رهن می و مطرب شد و زنار بماند بر جمال تو چـنان صورت چین حیران شد کـه حدیثش همه جا در در و دیوار بماند بـه تماشاگـه زلفـش دل حافظ روزی شد کـه بازآید و جاوید گرفـتار بـماند

 

در ساعت روز
جانا سخن از زبان ما می‌گویی

 

در ساعت روز
از همه عزیزان بازدید کننده موج دعوت می شود برای انتشار مقالات خود در سایت ما (بدون محدودیت) متن مطلب ، عکس (در صورت تمایل)، نام و شماره تماس و ایمیل را به آدرس ایمیل ما ارسال کنند: pars2day@gmail.com مشخصات شما نزد ما محفوظ می ماند با تشکر : /www.pars2day.com

 

در ساعت روز
باور کنید جناب جلایی پور سخنرانی دکتر شریعتی در مقاله حسین وارث آدم است به ذهنم آمد نمی دانم چرا ؟ولی میدانم که خاتمی نیز وارث همه ی آزاد مردان است از کورش کبیر گرفته تا امیر کبیر ,دکتر مصدق,مهندس بازرگان وهمه ی اهل قلمی که در جریان قتل های زنجیره ای پرپر شدند که سرآمدشان داریوش خان فروهر وهمسر مهربانشان بود پس خاتمی آگاه باش که تو امروز وارث این همه انسانهای آزاد هستیو حق شانه خالی کردن نداری واما آخرین پیامم اینکه همه ی موج سومی ها باهم بگوییم باکمک خاتمی انسانیت از افق آزادی طلوع خواهد کرد انشا’الله

 

در ساعت روز
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید که زانفاس خوشش بوی کسی می آید از غم و درد نکن ناله و فریاد که دوش زده ام فالی و فریادرسی می آید درود بر محمدرضای عزیز با این خامه گیرایش. درود بر خاتمی بزرگ .درود بر ایران و ایرانیان آزاد

 

در ساعت روز
سلام .ازحساسیت بخشی از جوانان این مرز وبوم به سرنوشت کشور اسلامیاحساس شعف وشور می کنم واز تیز بینی و نکته سنجی برادر جوانفکر آقای جلالی پور که در دو نوبت سنگ تمام گذاشته اند و آنچه بایدراکه در حقیقت ناگفته های غالب اصلاح اندیشان و دعوت کنندگان آقای خاتمی به صحنه اجرایی کشور می باشدسپاسگزاریم. اما شایسته است دراین واپسین روزهای تصمیم ساز وسرنوشت آفرین از پویش و نیز از شخص آقای جلالی پور دعوت شود که به جای ابرام در دعوت از این ســــید جلیل حسنی از بزرگان اصلاح طلب دعوت گردداین بار پای پیش نهند وبا استوار نامه هایی راستین مراتب حمایت و همراهی و یاری خویش را از این بزرگوار اعلام نمایند. اگر این بزرگان متعهد به سهم خواهی نباشند و جهت نجات کیان انقلاب و راه امام و باز آوری آبرو و عزت ایران اسلامی با خاتمی عزیز همپیمان گردند‘ میتوان امیدوار بود که دغدغه بجای او و نیز مردم نگران این سرمایه ارزشمندملی واسلامی خود نباشند. امروز روز امضا و طوماراصحاب رای وسیاست است تا خاتمی را به که به خداوند و اجداد طاهرینش دلگرم است پشتگرم نگاه دارند. شما در آخرین فرصت تعهد همراه با پشتیبانی بی مزد بزرگان را به ایشان ارائه نمایید.

 

در ساعت روز
بیا که همه منتظریم.من از دانشگاه فردوسی مشهد هستم خفقان در اینجا جایی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته است.تو را به جان عزیزت سوگند بیا و کاری بکن.درود بر بزرگ مرد ایران

 

در ساعت روز
اقای خاتمی هر روز روز اول است و هر روز می توان با در نظر گرفتن خوبی های جامعه و تمرکز نکردن بر بدی های جامعه از صفر شروع کرد. فکر کنم دکتر علی اکبر فرهنگی از دانشگاه ازاد بودند که در همایش بزرگداشت استاد کاظم معتمد نژاد فرمودند تجربه امروز نشان داد که خوبی در جامعه دیر یا زود دیده شده و مورد تقدیر قرار می گیرد. البته توسعه عبارت جامعه معرفتی که توسط استاد کاظم معتمد نژاد مطرح شده نیز تقدیر است. هرچند مسوولیت پذیری تعهد و انچه که شما ما را به ان دعوت می کنید سخت است اما تنها راه نجات ماست. ما تغییر خواهیم کرد و کم کم به انجام کارهایی که از پشتوانه ایمانمان برخوردارند عادت خواهیم نمود. نام شما افکار عمیق مرا از اینده به عصر خودم و از جامعه واقعیت مجازی به جامعه واقعی تنزل داد. من با نام شما به ابتذال اشتی با جامعه پست کشیده شدم. لطفا اهل کوفه نباشید و وظیفه خود را انجام دهید. من هم افریده و عبد خدایم و برای خود شخصیتی دارم. بله اگر شما بیایید ممکن است تحولی که با نام شما در من ایجاد شده رشد و توسعه یابد. اما این هم همچون همان گفتگوی تمدنهاست که "همان ساعت و همان دقیقه محقق نمی شود." حافظ ای حافظ شیراز بر من نظر انداز من طالب یک رازم تو کاشف هر فالی قسم به شاخ نبات قسم به قرآنی که در سینه داری این فال مرا بگشای هو امین. هزار دشمنـم ار می‌کنند قصد هـلاک گرم تو دوستی از دشمـنان ندارم باک مرا امید وصال تو زنده می‌دارد و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک نفـس نفـس اگر از باد نشنوم بویش زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات بود صـبور دل اندر فراق تو حاشاک اگر تو زخم زنی به کـه دیگری مرهـم و گر تو زهر دهی به کـه دیگری تریاک بـضرب سیفـک قتـلی حیاتـنا ابدا لان روحی قد طاب ان یکون فداک عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم سـپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک تو را چنان که تویی هر نـظر کـجا بیند به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک بـه چشم خلق عزیز جهان شود حافظ کـه بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

 

در ساعت روز
اقای خاتمی سلام.در یکی از سخت ترین روزهای جوانی ام نا امید از انکه کلام من را بشنوید گویی امید به معزه ایی دارم تا شاید شما پیامم را ببنید تا به خود بگویم " او میداند " شاید مرحمی بر زخم های چرکینم باشد گرچه خوب می دانم که دوران معجزه ها دیگر گذشته است . در انتخابات مجلس کنونی از تنها کاندید اصلاح طلبشهرکرد مهندس ترابی حمایت کردیم که در این بین افتخار مصاحبه و تصویر برداری از برادر بزرگوارتان سید محمد رضا خاتمی را داشتیم . روزهای شیرین پیروزی همراه شد با تعطیلی کامل سید بابا و شکسته شدن شیشه های دفتر کار ما, دست سید حسین موسویان مدیر عامل شرکت و ربوده شدن سه پایه فیلمبرداری ما . وتلخ تر از همه تنها ماندنی که تلخ تر از هر زخم دیگری در این انزوا روح ما را می خورد و میتراشد . (صحت مطالب بالا را میتوانید از سید محمد رضا خاتمی -مهندس ترابی نماینده شهرکرد - حا ج بهرام سمیع رئیس مشارکت استان و...جویا شوید) اینک که حراست اداره ارشاد استان جواز شرکت ما را بدون هیچ گونه دلیل حتی جعلی بلاتکلیف کرده است. اکنون که تنها مانده ایم.. دوستی که این پیام را میخوانی به اقا سید بگوئید چشمان زیادی منتظر ایشان هستند .بچه های سید بابا ,با تمام کوچکی دستهایشان اماده جان دادن برای راه اقا سید را دارند . گرچه اموالمان را دزدیدند ,جوازمان را باطل کردند و دستمان را شکستند ولی هنوز یک دست دیگر داریم .

 

در ساعت روز
من فکر می کنم بعد از اینکه اقای خاتمی رییس جمهور شوند،حتما باید تدبیری بیندیشند تا اینهمه انرژی مثبت مردم (که الان دارید گوشه ای از انها را در این وبسایت می بینید) را سازماندهی کنند و بکار بگیرند تا به جای هدر رفتن ،صرف تغییرات همیشگی و سریع در ایران بشود.

 

در ساعت روز
این خاتمی هم شورشو در آورده ها....

 

در ساعت روز
دیروز بهترین خبر در 3 سال اخیر این مملکت را شنیدیم... خاتمی! از هیچ حمایتی دریغ نمی کنیم!

 

در ساعت روز
سلام خاتمی جان آمدن دوباره ات به صحنه را خوش آمد میگم. یادت بماند که این بار از تو توقع خاتمی باصلابت تری راداریم .

 

در ساعت روز
ستاره ای بدرخشد و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد خاتمی جان خوش آمدی.

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008