ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

سیدمصطفی تاچ‌زاده
کافی است موقعیت آقای احمدی‌نژاد را درسال چهارم ریاست دولت خود با موقعیت آقای خاتمی در سال 79 مقایسه کنید. معلوم می‌شود کدام گفتمان از نظر اکثریت مردم شکست‌خورده است.

1- گزاره "عملكرد آقاي خاتمي موجب به قدرت رسيدن آقاي احمدي‌نژاد و شكست اصلاحات شد" زماني قابل پذيرش است كه مردم گفتمان ديگري برگزیده و در اعتراض به عملكرد اصلاح‌طلبان و در انتخابات آزاد به نامزدی ضد اصلاحات راي دهند. حتی اگر معیار شکست یا پیروزی یک نهضت میزان گرایش شهروندان به حاملان آن باشد، باید گفت طبق نظرسنجي‌هاي اصولگراها و اصلاح‌طلبان، آقاي خاتمي همچنان محبوب‌ترين چهره سياسي كشور است. به دليل همین موقعیت ويژه، بسياري از شهروندان معتقدند حتي در انتخابات مهندسي شده آتی، خاتمی تنها نامزدی است كه مي‌تواند تمام رقبا از جمله آقاي احمدي‌نژاد را در یک رقابت ناعادلانه پشت سر ‌گذارد و با خارج کردن كشور از اين وضعيت بحراني و نگران‌كننده، امنیت، حقوق و رفاه شهروندان و نیز توسعه کشور را تامین كند. درباره مقبولیت گفتمان اصلاحات نیز باید گفت نيمي از اصولگراها، خود را "اصلاح‌طلب" (اصولگراي اصلاح‌طلب) مي‌خوانند تا از جاذبه گفتمان فوق و پايگاه مردمي اصلاح‌طلبان بهره‌مند شوند. بنابراین گزاره "پيروزي احمدي‌نژاد نشانه شكست اصلاحات است كه صرفاً‌ یا عمدتا به علت عملكرد آقاي خاتمي رخ داد" نادرست است. سخن اين نيست كه آقاي خاتمي و بيش از او ما اصلاح‌طلبان در دوره هشت ساله و به ويژه در جريان انتخابات رياست جمهوري دوره نهم اشتباه نكردیم. بلكه تحليل فوق، تقليل دادن واقعيت و كاريكاتوريزه كردن حقايق است و موارد نقض جدی دارد.

2- از پیروزی يك نامزد اقتدارگرا در انتخابات نمي‌توان عدم حقانيت یا شکست نهضت اصلاحی را كه حاصل تعدد نامزدهای اصلاح‌طلب، رد صلاحیت نامزدهای محبوب و تخلف در انتخابات و... بود نتيجه گرفت. شکست در انتخابات می‌تواند دلایل گوناگون داشته باشد که ربطی به ناکامی یک گفتمان ندارد؛ همچنان‌كه پيروزي در انتخابات نيز مي‌تواند به دلايل سلبي باشد تا جاذبه گفتمانی نامزد.

3- يكي از دلايل پيروزي آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري نهم تعدد نامزدهاي اصلاح‌طلب بود. اگر اصلاح‌طلبان نامزد واحدي معرفي مي‌كردند، به احتمال زياد در انتخابات پيروز مي‌شدند. در آن صورت آيا منتقدان كنوني پیروزی در انتخابات را نشانه درستي عملكرد آقاي خاتمي مي‌خواندند؟ بعید می‌دانم.

4- برای این‌که تفاوت شکست گفتمانی یک جریان با ناکامی آن جناح در انتخابات مشخص شود، توجه کاربران محترم را به آنچه پس از سقوط بلوک شرق رخ داد، جلب می‌کنم. در برخی کشورهایی که از شوروی سوسیالیستی جدا شدند، مردم سیستم کمونیسم را طرد کردند و هنوز نشانی از اقبال مجددشان به ایدئولوژی و نظام سیاسی مذکور دیده نمی‌شود. با وجود این بسیاری از کمونیست‌های سابق در انتخابات آزاد بعدی پیروز شدند. به این ترتیب با این‌که گفتمان کمونیسم شکست خورد، ولی بسیاری از شهروندان این کشورها به کمونیست‌های سابق که دیگر خود را کمونیست نمی‌دانند یا نمی‌خوانند رای دادند. از پیروزی این افراد در انتخابات آزاد نمی‌توان پیروزی گفتمان کمونیسم را نتیجه گرفت. عکس قضیه نیز می‌تواند درست باشد.

5- پایگاه اجتماعی گفتمان اصلاحات چنان گسترده است که آقای احمدی‌نژاد در سال پایان ریاست خود بر دولت مجدداً ادبیات آقای خاتمی را به کار مي‌برد. وی که خود را از شاکیان و مسببان تعطیلی روزنامه سلام مي‌خواند، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم از پس گرفتن شکایت خود از روزنامه‌ها سخن می‌گوید، اگرچه همه شكايات به قوت خود باقي است و در اين زمينه نيز ادعاي كذبي مطرح شده است. با گروه‌های موسیقی جلسه می‌گذارد هرچند وزارت ارشاد كنسرت آنها را لغو مي‌كند. برای بازگشت اساتید ممتاز بازنشسته شده دستور می‌دهد ولي در عمل تعداد بيشتري بازنشسته مي‌شوند. معاون او از برترین بودن مردم امریکا در ارتباطات و نيز از دوستی با همه ملت‌ها حتي مردم اسرائیل دم می‌زند و مشاورش توقیف فیلم سنتوری را محکوم می‌کند اما وزارت ارشاد مانع اكران آن مي‌شود. آقای احمدی‌نژاد به احتمال زياد در ماه‌های آتی سخنان اصلاحي بيشتري را مطرح خواهد کرد. اگرچه روز به روز شرایط انسدادی‌تری را مشاهده خواهیم کرد از جمله این‌که دانشگاه تهران را به پادگان تبدیل کرده‌اند و اخيراً علاوه بر برخی دانشگاه‌ها، در مدارس نیز دوربين‌هاي مداربسته كار گذاشته‌اند. در هر حال توجه به این نکته مهم است که اقتدارگراها هنگام انتخابات به علت نفوذ گفتمانی اصلاح‌طلبان یاد شعارهایی از قبیل "آبادی، آزادی، شادی" می‌افتند اگرچه پس از انتخابات به "تخریب، انسداد و غم‌گستری" می‌پردازند.

6- برای فهم و تأثیر گفتمان اصلاحات و اصلاح‌طلبان کافی است توجه کنیم که اقتدارگراها حاضرند صدای فارسی امریکا ( V.O.A) و رادیو فارسی دولتی انگلستان (B.B.C) مخاطبان زیادی بيابند، اما اصلاح‌طلبان همراه خاتمی روزنامه منتشر نکنند. در عصر حکومت یکدست اقتدارگراها همه حق انتشار روزنامه دارند جز احزابی مانند جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب. علت آن ترس اقتدارگراها از نفوذ کلام اصلاح‌طلبان است.

یک نمونه از موقعیت این اصلاح‌طلبان‌، نظر مردم درباره دو مناظره‌ای است که با حضور مسئولان دو دولت هشتم و نهم در صدا و سیما برگزار شد. در مناظره اول حدود 85 درصد شهروندان حق را به آقای ستاری‌فر (رئیس سازمان برنامه دولت اصلاحات) در برابر آقای فرهاد رهبر (رئیس سازمان برنامه دولت احمدی‌نژاد) دادند. در مناظره دوم حدود 95 درصد شهروندان با آقای صفایی فراهانی در برنامه ورزش 90 همدلی کردند.

7- عده‌ای نيز تغيير نظام را راه نجات كشور مي‌دانند. به همین دلیل اصلاحات را شکست‌خورده می‌خوانند. چراکه معتقدند اصلاحات سرنگوني رژيم سياسي را به تاخير مي‌اندازد. ظاهر نظريه اصلاح‌ناپذیر بودن جمهوری اسلامی ممکن است جذاب باشد اما نتيجه عملي‌اش، كمك به پيروزي راست افراطي و منفعل و بي‌تفاوت كردن قشرهاي وسيعي از مردم و مواجه كردن كشور و ملت با مخاطرات و تهديدات گوناگون بوده است.

8- در بررسي آنچه در اصلاحات و پس از آن رخ داد، بايد نقش و نقاط ضعف و قوت:
1) اصلاح‌طلبان
2) راست افراطي (اقتدارگراها)
3) محافظه‌كاران
4) طرفداران عبور از خاتمي
5) اپوزيسيون برانداز
6) مردم
7) قدرت‌هاي بزرگ به ويژه دولت آمريكا
 مورد بررسي همه‌جانبه واقع و به سوال‌هایی از این قبیل پاسخ داده شود که آيا طرح شعارهاي راديكال بدون تثبيت دستاوردهاي موجود و بدون آن‌كه بسترهاي مناسب و واقعي براي تحقق آن‌ها تمهيد شده باشد،‌ موجب پيشرفت یک جنبش اصلاحی مي‌شود يا به بازگشت ارتجاع مي‌انجامد؟ چنان‌چه "عبور از خاتمي" به دموكراسي بيشتر در كشور منجر مي‌شد، از آن دفاع می‌کردم ولي زماني كه به دلايل عديده نتيجه عبور از خاتمي پيروزي گروهی افراطی و کارنابلد است، آيا حمايت از او وظيفه هر شهروند مسئول نبوده و نيست؟
 
همچنین باید بررسی شود که چه عواملي موجب شد آزادترين انتخابات كشور (دور دوم شوراها) با كمترين استقبال مردمي مواجه شود و تنها 11 درصد هم‌وطنان ما در شهرهاي بزرگ راي دهند؟ آيا اگر در آن انتخابات 20 درصد مردم شركت مي‌كردند،‌ آقاي احمدي‌نژاد رييس جمهور ايران می‌شد و اصلاحات شكست‌خورده نام مي‌گرفت؟ اگر در آمریکا به جای جنگ‌طلبان، دموکرات‌ها همچنان در قدرت باقی می‌ماندند و 11 سپتامبر رخ نمی‌داد و خاورمیانه نظامی نمی‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ در اين زمينه در مقاله‌ي «عبور از خاتمي» توضيحاتي داده‌ام، كه در مجله آيين، شماره 5، دي‌ 85، منتشر شد.

9- بدون آن‌كه قصد شبيه‌سازي داشته باشيم، صرفاً براي روشن شدن موضوع یادآوری می‌کنم که حضرت محمد (ص) مبعوث شدند و رنج‌ها كشيدند تا اعراب مسلمان شدند و بخش‌هاي وسيعي از جهان را فتح كردند. در زمان بعثت رسول خاتم، خاندان ابوسفيان، فقط بخشي از قدرت را آن هم در شهر مكه در دست داشت. در سال 61 هجري، نواده ابوسفيان (يزيد بن معاويه) در سرزمين وسيعي بر مسلمانان حكومت مي‌كرد. هم او نواده پيامبر(ص) یعنی حسين‌بن‌ علي(ع) و همراهانش را به جرم خروج بر حكومت اسلامي به شهادت رساند. آيا اگر پيامبر اكرم مبعوث نمي‌شدند، يزيد در خواب هم مي‌ديد كه قدرتي فراتر از شهر مكه بيابد؟ حداكثر بزرگ مكه مي‌شد ولي پس از بعثت در رأس امپراطوري بزرگ مسلمانان قرار گرفت. از اين وضعيت آيا مي‌توان نتيجه گرفت كه بعثت پيامبر (ص)، نعوذ بالله، بي‌نتيجه بود يا شكست خورد كه نيم قرن پس از رحلت ايشان، يزيد بر چنان سرزمين بزرگي فرمان مي‌راند؟

بعثت پيامبر اكرم و قیام امام حسین نه‌تنها حق بود، بلکه پيروز هم بود زيرا آثار مثبت عمیق و فراواني در تاريخ بشر بر جا گذاشت. از جمله سیزده قرن پس از واقعه کربلا، مردمی‌ترین انقلاب بشر در قرن بیستم به نام حسین (ع) پیروز شد. با وجود آن‌که در صدر اسلام، حركت مسلمانان بنا به علل و عواملي منحرف شد و در نتيجه 25 سال پس از رحلت پيامبر (ص)، پسر ابوسفيان (معاويه) حكومتي هم‌عرض امامت جانشين و داماد پيامبر اكرم (ص) تشكيل داد (معاویه در جنگ صفين در آستانه شكست از علی (ع) قرار گرفت اما به علت حماقت خوارج یعنی انقلابیون فداکار اما کژاندیش که از امام علی عبور کردند، نجات یافت). چندی بعد همان انقلابیون سطحی‌نگر، خشونت‌پرست و تکفیری امیر مومنان را ترور کردند. 26 سال بعد پسر معاویه و نوه ابوسفيان (يزيد) فرزندان امام علی و نوادگان پيامبر را شهيد کرد و حاکم علی‌الاطلاق مسلمانان شد. مسلماني نیست كه بعثت رسول خاتم را بي‌نتيجه يا ناكام بخواند چون در سال 61 امام حسين (ع) شهيد و يزيد بر مسلمانان حاكم شد. با وجود این درک علل صعود و سقوط امويان منوط به بررسي همه‌جانبه اوضاع و احوال، از جمله بررسي قصورها و تقصیرهاي مسلمانان است و اين‌كه چه اشتباهات يا كوتاهي‌هايي مرتكب شدند كه فاجعه كربلا رخ داد.

10- در تحلیل تاريخ معاصر نيز نباید يك‌بعدنگر باشیم و برای مثال جنبش مشروطه را ناكام بخوانيم یا استقرار ديكتاتوري سياه رضاشاه را صرفاً به علت اشتباه مراجع ثلاث در نجف اشرف بدانيم. درست است كه رضاشاه به نام توسعه و ترقي، استبدادي سخت‌تر از قاجار بر ایران حاكم كرد ولي ايرانيان براي هميشه وامدار آثار پربركت نهضت مشروطه هستند. حتي نهضت ملی شدن صنعت نفت آثار مثبت فراوانی داشت و علت کودتای 28 مرداد نیز فقط اشتباهات دكتر مصدق نبود. عوامل ديگري نیز در مورد نهضت و آثار و سرنوشت آن نقش ايفا كردند كه لازم است بی‌طرفانه مورد ارزيابي قرار گيرند تا از پيروزي مجدد كودتاگران جلوگيري شود و ديكتاتوري سياه‌تر از دوره پهلوي بر ایران حاكم نشود.

11- اصلاحات را نباید تنها به بعد سیاسی و سیاست را نیز نباید صرفا به قلمرو قدرت تقلیل داد. همچنین نباید ناكامي یک فرد یا حزب را در يك انتخابات شكست نهضت و گفتمان یک جنبش خواند. اصلاحات آثار ماندگاري بر جا نهاد و هنوز قوي‌ترين جريان فكري و سياسي كشور است. سخنگویان و حاملانش نیز از حمایت گروه‌های زیادی از مردم برخوردارند. توجه شود علت اين‌كه رابطه اقتدارگراها با انتخابات آزاد رابطه "جن و بسم الله" است، ترس آنان از پيروزي اصلاح‌طلبان است.

12- آقای خاتمی دو بار نامزد شد. در سال 76 بیست میلیون رأی آورد که منتقدان كنوني آن را رأی سلبی به حاکمیت مي‌خوانند نه راي به گفتمان خاتمي. بار دوم درحالی‌که مردم عملکرد آقای خاتمی را دیده بودند، بیست و دو میلیون به او رأی دادند. آیا این رای نیز سلبی بود و اكثريت شهروندان از ترس پيروزي يك نامزد اقتدارگرا به او رأي دادند؟ برای روشن شدن موضوع کافی است موقعیت آقای احمدی‌نژاد را درسال چهارم ریاست دولت خود با موقعیت آقای خاتمی در سال 79 مقایسه کنید. معلوم می‌شود کدام گفتمان از نظر اکثریت مردم شکست‌خورده است.

منبع: نوروز

 

در ساعت روز
جواب سئوال شما نه میباشد .... بلکه مخصول یک کودتای نظامی و حکومت نظامی بود که حتّی رؤسای باشگاهای ورزشی نظامی هستند....

 

در ساعت روز
تنها گذر زمان است که می تواند بسیاری از چیزها را ثابت کند و به نظر من در زمان آقای خاتمی اگر غمی بود غم نان و سفره ی خالی نبود ولی در این زمان شعار عده ای شده عدالت عدالتی که دیگر برای ملت زجر کشیده مفهومی ندارد امیدوارم اصلاح طلبان مانند دوره ی قبل ملت را بر سر چند راهی قرار ندهند و همگی متفق القول دکتر خاتمی را به عنوان نامزد معرفی کنند هر چند که می دانم آنقدر بر مردم در این دوران سخت گذشته که به خوبی سره را از ناسره تشخیص می دهند

 

در ساعت روز
به نظر من هم جواب سوال شما منفیه. احمدی نژاد محصول ذهن تربیت نشده، عجول، احساسی و بدون تحلیل مردم و حتی نخبگان ایرانه. همین که آقایون با تمام تضادها و تفاوت های خودشون با دولت قبلی در پاره ای از موارد مجبور می شن از همون ادبیاتی استفاده کنن که خاتمی استفاده می کرد، این نشان از پیروزی و ادامه داشتن تفکر خاتمی و اصلاحات در ایرانه. درواقع خاتمی و دوم خرداد باعث شد که ما مطمئن بشیم که حتی اگه دولتی هم مثل این دولت روی کار بیاد اصلاحات راه خودش رو میره!

 

در ساعت روز
احمدی نژاد محصول تربیت اسلامی و فرزند انقلاب و اسلام است. احمدی نژاد همچون علی داد ازحمایت مظلومین می زند که خب گویا وفق مراد بعضی ها نیست البته اینها طبیعی است چراکه امام راحل خبر وجود طلحه و زبیرها داده بود ولی بدانید که خواب دیده اید چون سید علی در راَس این نظام مقدس است

 

در ساعت روز
خادم ! حتما میدانی که خوارج که عامل شهادت علی (ع) شدند خود اول از هواداران علی بودند. اگر تاریخ نخوانده ای حتما سریال امام علی را از تلویزیون دیده ای خوارج هم مسلمان بودند و قران میخواندند ولی تصور میکردند که برداشت آنها از اسلام و دین صحیح است و آخر اینچنین نتیجه گرفتند که با کشتن علی دین را از انحراف نجات میدهند. باید هشیار باشی که خوارج همیشه هستند و حرفهایشان بظاهر حق است. ای کاش از تاریخ درس میگرفتیم و از تکرار حوادث تلخ آن جلوگیری میکردیم. ناپلیون میگوید ازدشمن علنی نباید ترسید بلکه از آن دشمنی باید ترسید که در لباس دوست جلوه گر میشود. از کسی که آشکارا انتقاد میکند نباید ترسید که باید استقبال کرد ولی از آن کس باید ترسید که در خفا انتقاد و در حضور تعریف و تمجید میکند . این افراد از ترسشان احترام گذار هستند و اگر فرصتی فراهم شود همچون خوارج از پشت خنجر میزنند. آیا آن عزیزی که در راس این نظام مقدس نشسته اجازه انتقاد آشکار میدهد؟ یا هر انتقادی توهین قلمداد میشود حسابش نه با کرام الکاتبین که با قاضی مرتضویست!!

 

در ساعت روز
من هم خاتمی را دوست دارم وهم احمدی نژاد را 16سال سن دارم دلم میخواد مملکتم در زیرسایه مبارک جمهوری اسلامی آزادی داشته باشد ولی چون آقای احمدی نژادوخاتمی(هردو)را دوست دارم خواهشمندم مطالبی که شما وهر اصلاح طلبی مینویسد انتقادشدید ازاصولگرایان میکنید مخصوصا آقای دکتراحمدی نژاد رامیکوبید!!! خواهشمندم در طرفداری خود مقداری عادلانه رو باشید تا زحمات شما طرزفکردیگری در مردم آزاده ایران خدایی نکرده ایجاد نکند وامیدوارم موفق شوید درودبرخاتمی و احمدی نژاد

 

در ساعت روز
خاتمی محصول چیست ؟ خاتمی چه کرد جز اینکه فرهنگ غنی ایران را در سراشیبی سقوط قرار داد. خاتمی چه کرد جز اینکه در دوره ریاست جمهوریش با بی درایتی تمام شاهد از دست رفتن تمام تلاشهای متخصصان هسته ای این مملکت در دوره او بودیم... خاتمی چه کرد جز اینکه در دوره ی او یکی از جاسوسان اسرائیل ( رامین جهانبگلو ) تا سخنرانی در صحن علنی مجلس پیش رفت . خاتمی چه کرد جز اینکه با ترس و لرز پای برگه پروتکل الحاقی را امضا کرد ولی نتیجه اش چه شد جز این که 4 سال مملکت را در برزخ هسته ای قرار داد ؟! خاتمی چه کرد جز اینکه اکنون اپوزوسیون ها از آمدنش حمایت کرده اند‌! همه شنیده اند که امام راحل فرموداگر روزی آمریکا و نوچه هایش از ما حمایت کردند بدانید یک جای کار ما میلنگد ؟!!؟ ما را چه شده است ؟ کمی مطالعه ! کمی تامل ! کمی انصاف !!!

 

در ساعت روز
رضا! خودت جواب خودت رو داری می دی! خوارج در اون زمان در برابر علی که ولی بود ایستادند و مالک اشتر هم در کنار علی(ع)! اون کسی هم که در در راس این نظام نشسته ولایت الهی داره! حالا ببین که کی کنارش وکی در مقابلش ایستادند! من کسی را تا به حال ندیدم که توان انتقاد از مقام رهبری رو داشته باشه! نه اینکه نزارند؛ نمی تونند چون که کوچکترین اشتباهی نداره و اگه شما می تونید بگید تا من بحث می کنم باهاتون! ne_mahdi@yahoo.com فقط مراقب باش كه بي احترامي نشه چرا كه ولي توست!

 

در ساعت روز
اگر واقع بینانه تحلیلی از ارا اقای خاتمی داشته باشیم به هیچ وجه این قضاوت نمی کنیم ارا خاتمی رای به اصلاحات بوده 1- مردم از رفتار حاکمان ناراضی بودند دوای در مان خود را در انتخاب فرد دیگری می دیدند اگر احمدی نزاد هم با همین شعارها می امد رای می اورد 2-مردم با رای دادن به خاتمی تصور می کردند که ایشان می تواند دست فاسدان را کوتاه کند وازادی که امام منادی ان بود در جامعه احیا نماید نه تنها این نشد بلکه بعضی از افراد بارا از گلیم خود فراتر گذاشتند وبه دلیل بردگی وخاری خود تمایل به چابلوسی غرب داشتند که با تفکر واندیشه امام منافات داشت وهزاران دلیل دیگر وجود دارد اما اگر در خانه کس است یک حرف بس است

 

در ساعت روز
خادم عزیز بگذار ببینیم بعد از 16 آذر و حضور مقام رهبری برای اولین بار در این روز گرامی در مکان مقدس دانشگاه چگونه خواهد گذشت. امیدوارم بگذارند که دانشجویان آن هم با ارا مختلف در این جلسه حضور بیابند و به آزادی سخن بگویند نه اینکه مشتی سیاهی لشکر طبق معمول گرد هم آیند و مشتی پرسش گزینشی مطرح شود. بر این باورم که پس از رسول خدا و ایمه اطهار تنها یک ولی بر این زمین باقیمانده و آن هموست که ما شیعیان انتظار ظهورش را داریم. آنها که خودرا به هر شکل خدایی جلوه گر مینمایند بنظر من بنوعی کفر میورزند. عاشقان ولایت نباید انتظار داشته باشند که مردم عادی هم مثل آنها عاشق باشند و هر چه در یارست را نیک بینند. عشق به یار همه چیز را زیبا نشان میدهد. خادم عزیز تو هم اگر عاشقی در پی دلدار باش مرا با عاشقان سخنی نیست ولی اگر منطقی و بدون تعصب به اشخاص نگاه میکنی و مسایل را تحلیل میکنی کافیست نقدی بر چگونگی ظهور ایشان بر مسند رهبری و تداوم 20 ساله این حضور بر این مسند داشته باشی.سخن نیکی را نیز گفته بودی که مراقب باشم بی احترامی نکنم من هم یاد آوری میکنم که احترام بایستی شامل کلیه افراد جامعه باشد نه خواص که این خواص بودنشان به یمن وجود همین افراد عامی جامعه است. به ضرس قاطع میگویم که مقام رهبری فعلی در جمهوری اسلامی ایران انتقاد لازم دارند ولی متاسفانه اگر حتی خودایشان شخصیتی انتقاد پذیر داشته باشند اطرافیان و چاپلوسان و امثالهم که یکی از آنها را در بالا نام بردم مانع از طرح انتقاد سازنده از ایشان میشوند و برخی عاشقان جان بر کف که مقام ایشان را فوق انسانی و نعوذ بالله الهی تصور میکنند در ایراد انتقادات مزاحمت ایجاد مینمایند. کافیست به سرنوشت منتقدین ایشان چه آنها که از ترس جان الان به خارج پناه برده بعضا ملعبه دست اجنبی شده اند و چه آنان که در کشور مانده و در خانه اسیر شده اند دقت بفرمایید. حضورم در این مکان تنها به این امید است که خاتمی که خود نیز ازجنس روحانیت است بتواند انتقادات سازنده را بگوش ایشان برساند. این نهایت خود خواهیست که فردی خود را قیم در همه امور مردم بداند . پس خداوند متعال برای چه به انسانها عقل داده است؟ که با آن تقلید دیگری کنند؟ در مسایلی صرفا دنیوی و انسانی که من و شما با تکیه بر عقل و سواد خویش میتوانیم برای خود و سرنوشت خویش تصمیم بگیریم دیگر تقلید چه معنایی دارد؟ چرا به پوچترین مسایل دنیوی هم رنگ آخرتی میدهند؟ وقتی دیانت سیاست و به شکل نا مانوسی با هم اختلاط پیدا میکنند همچون آب پاکی میماند که به فضله موشی آلوده میگردد. ای کاش عظمت دین را به خردی سیاست آلوده نمیکردند تابشریت ازاین سرچشمه زلال رحمت الهی به تشخیص و اختیار خود و با راهبری دینداران و روحانیون واقعی سیراب میشدند. افرادی که در لباس روحانیت تیشه به ریشه دین میزنند و جز غم دنیا هیچ ندارند ما را به اسارت گرفته اند و ما باید ایمان بسیار قوی داریم و معرفت اصیل تا در این اسارت آشکار از اصل خود دور نشویم انشالله. کسی که بعد از 2500 سال گذر از تاریخ این سرزمین بر ویرانه های تخت جمشید حضور میابد وهنوز میتواندبوی ظلم از این ویرانه ها را استشمام کند چگونه در گذر از خیابانهای ایران زمین که30 سال پیش به عشق آزادی از خون جوانان این وطن سیراب گشت و 8 سال استقامت دلاورانه شیرمردان این سرزمین را ثبت بر خاک خوددارد آیا براستی در این اوضاع وانفسا بوی ظلم نمیشنود؟ الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.

 

در ساعت روز
رضا؛ من بچه ی نجف آبادم و اگه سرت توی سیاست با شه می فهمی که اونجا سرسختانه دم از مخالفت با مقام رهبری می زنند و من زمانی در آن نا فهمی غرق بودم ولی در همان شرایط و البته با یک عمر تحقیق دانستم که او کیست و دقیقا ولایت او را الهی می دانم و این را هم بدان که هیچ موافقی نبود که به قول شما مخم رو بشوره! ورمز این فهمم رو تحقیق کامل البته بدون تعصب می دونم که به شما هم این رو توصیه می کنم... و اما چگونگی ظهور ایشان بر این مقام: زندگی شخصی ایشان و نظر حضرت امام نسبت به ایشان و اتفقات مجلس خبرگان رو مطالعه و تفحص کن در اون! البته در کنار اون ارادت علما و پیام های امام (ره) قبل از فوتشون رو به مجلس خبرگان، هاشمی، حاج احمدآقا و برخی از مقامات مبنی بر فراهم شدن شرایط رهبری ایشون رو نیز بررسی کنید البته اگر امام رو اصلح و دلسوز می دونید! برا تداومش هم که خب وقتی یکی که کارش درسته باید بمونه! خدای خودم شاهد که هیچ تعصبی بر حرفام و ندارم و تدون که من شخص گرا نیستم بلکه ملاک گرا هستم حالا اینکه تمام ملاک های یک انسان کامل چه از نظر سیاسی و چه از نظر عبادی در ایشون جمع شدند تقضیر ایشون نیست بلکه دلیل انتخاب و تداوم ایشون هستند...

 

در ساعت روز
خادم ! در پاسخت به این شعر از خواجه شیراز اکتفا میکنم: دردم از یارست و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم این که می گویند آن خوشتر ز حسن یار ما این دارد و آن نیز هم دوستان در پرده می گویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم چون سر آمد دولت شب های وصل بگذرد ایام هجران نیز هم اعتمادی نیست بر کار جهان بلکه بر گردون گردان نیز هم محتسب داند که حافظ عاشق است واصف ملک سلیمان نیز هم بگذار ببینیم ایشان در مراسم 16 آذر چه میکنند. بایدو انتظار است که سخنان مهمی را مطرح کنند و بسیار مشتاق شنیدن حرفهای ایشان هستم. بنظرم تصمیم به حضورشان در دانشگاه بسیار مهم بوده هر چند وزیر علوم خرابش کرد و آن را جهت مقابله با فرصت طلبان عنوان نمود. بنظرم هنوز در مقطعی نیستیم که برای مقابله با خرده پاهای سیاسی رهبر کشور را به خط مقدم بفرستیم و از او مایه بگذاریم ولی از متفکرین دولت احمدی نژاد بیش ازین هم انتظار نیست که همه چیز را میخواهند برای خود مصادره کنند حتی رهبری. بنظر من حضور مقام رهبری در دانشگاه بیانگر ارزش والایست که ایشان برای دانشجو و جوانان قایل هستند و امیدوارم همانطور که قبلا هم گفتم اطرافیان و متولیان این جریان فرصت حضور دانشجویان با گرایشهای مختلف را بدهند تا آزادانه ارا خود را با ایشان درمیان بگذارند تا مجبور نباشند از صدای بیگانه سخن خود را به گوش مسوولین برسانند. در برخی مواقع آنچنان جلسات با ایشان را کنترل میکنند و نفرات حاضر را دستچین میکنند که حتی بسیجیان هم اجازه حضور نمی یابند گویی برای مراسم ایشان اصلا لشکری آماده وجود دارد که در ابتدا هم بانگ میزنند ای رهبر آزاده آماده ایم آماده !! حالا آماده چی هستند رو خدا میداند. یکبار نشد که در مزمت چاپلوسی سخن بگویند. یکبار نشد به آنها که ایشان رادر حد پرستش ارج مینهند هشدار دهند. متاسفانه در فرهنگ ما ایرانیان بخصوص ما شیعیان برخی انسانها را در حد پرستش بالا میبرند و این سر آغاز انحراف است و باید در نکوهش این فرهنگ غلط اقدام شود و حرف هیچ کس در این زمینه تاثیر گذار تر از اشخاصی چون رهبری و مراجع تقلید نیست. چرا بخود اجازه میدهند که بر روی منبر بنشینند و مردم ساعتها در صف بایستند تا بر دست ایشان بوسه زنند و ایشان دست نوازشی بر سر مشتاقان زیارتشان بکشند و از تلویزیون هم پخش شود؟این رفتارهای گناه آلود هیچ سنخیتی با آزادگی ندارد و آنها که به یمن اندیشه زنده اند را مغموم و مایوس میکند. در هیچ روایتی چنین رفتاری از امامان و پیغمبر اکرم نیامده است و این تنها یادآور تلخ منش طاغوتیان است! فرصت نیست که از اثرات سو این گونه رفتار در جامعه سخن گفت ولی گر نیک بنگری میبینی که اکثریت قریب باتفاق مسوولان و مدیران کشور چه رفتار زشت و ناپسندی با مردم و زیردستان دارند و اینها حاصل نبود امر به معروف و نهی از منکر اصولی و اساسی در جامعه بظاهر اسلامیمان است.پسندیده نیست بگوییم شخصی الهیست یا نظامی الهیست. خداوند با بعثت حضرت رسول مهر خاتمت بر الهیت افراد زد و حتی ایمه اطهار چنین ادعایی نکرده اند. وقتی بگوییم شخصی یا نظامی الهیست آن هم با این باور که دیگر معصومی نداریم مگر اوکه ظهورش را در انتظاریم بنظر من کفر ورزیده خود را اسیر و کور کرده ایم. از اینکه به پشتوانه تحقیق به نتیجه ای رسیده ای که در فوق گفتی ترا تحسین میکنم ولی حاصل تحقیق با موضوعی مشترک میتواند بر اساس مراجع و منابع متفاوت که مورد استفاده قرار میگیرند متفاوت باشد. حق نگهدارت

 

در ساعت روز
از سخنان و مباحث رضا و خادم که در یک فضای دوستانه و منطقی صورت گرفت استفاده کردیم اما ولایت مطلقه فقط مختص پروردگار متعال و نبی مکرم اسلام و ائمه که مجهز به سلاح عصمتند می باشد نه کس دیگر

 

در ساعت روز
رضا؛ ذکر کردی که ائمه هم ادعای الهی بودن را ندارند؟!!!! کمی بیشتر تحقیق و مطالعه کن و گذری هم احکام دین اسلام داشته باش! رهبر عاشق زیاد دارد و این جای شکر دارد و نه افسوس! چشمهایت را با اعتقادی تعصبی و از پیش تعیین شده بسته ای و انتظار دیدن حقیقت و درک آن را داری! ولایت سید علی خامنه ای بی شک الهی است و اگر نبود دیگر خبری از استواری این نظام نبود و ان با این همه دشمنان قسم خورده! برخی ها بسیار نامردند و نمی توانند خدمت صادقانه و عشق به ارزشها را ببینند و مدام دم از ارزش هم میزنند مراقب باش دوست خوبم...

 

در ساعت روز
خادم عزیز. این را من تنهانمیگویم که امامان ادعای الهی بودن ندارند بلکه همان متون اسلامی و قران میگویند. بگذار تا برای رفع سوتفاهم اول تعریفی از الهی بودن کنیم. برداشت من از الهی بودن همان است که پیامبران بواسطه فرشته ای چون جبرییل مستقیم از سوی پروردگار به رسالتی مامور میشدند و با خدای خویش ارتباط داشتند . اگر برداشت شما هم از الهی بودن همین باشد گمان کنم شما هم به این باور برسی که فقط پیامبران الهی بودند و حتی نه امامان تا چه رسد به رهبر مذهبی کشورمان.همانطور که میدانید طبق قانون اساسی انتساب ایشان در این سمت هم بنوعی توسط مردم صورت میگیرد وخداوند در این تصمیم نقشی ندارد. اینکه ایشان طبق باورهای خود بنوعی حکومت میکنند که ممکن است مورد پسند خداوند باشد باز هم تفکری شخصی است و نمیتوان آن را بسط الهی داد. من هم از شما خواهش میکنم که به این مسایل بدور از تعصب بیندیشید. اگر ایشان الهی هستند و این نظام هم الهی است پس دیگر معنای انتظار ظهور چیست؟ برادر من وارستگی و عرفان ایشان بر همگان محرز است ولی دال بر عصمت ایشان نمیشود. ایشان در کنار رهبریت مذهبی رهبری سیاسی کشور را نیز به عهده دارند. سیاست مکر است و نیرنگ ولی دین صدق است و صفا. عجین کردن این دو با هم مثل نماز گزاردن بدون وضوست . سیاست عجین با دنیای مادیست ولی دین سراسر معنویات است. وقتی بحث دین میشود سنگ هیچ انسانی را بر سینه نباید زد فقط از خدا میبایست گفت و از خدا میبایست شنید. این که من و تو با هم در بیفتیم که ایشان الهی هستند یا نیستند فقط بر روند زندگی دنیوی من و تو تاثیر دارد و بر آخرت ما بی تاثیر است چرا که آخرت من و تو را کس دیگری به قضاوت مینشیند نه علمای فعلی دین و نه خودمان. باز از کلام خداوند یاد کنیم که آرامش بخش دلهاست آنجا که میگوید :ومن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره . اگر به این آیه اعتقاد داریم پس دگر نگرانیمان چیست؟ چرا که هر چه انجام دهیم از خیر و شر از نگاه باریتعالی نهان نمیماند. خداوند بر ما حقی دارد و ما بر انسان حقی دیگر. آنقدر که به اهمیت حق الناس در آموزه های دینی ما اشاره شده و اهمیت داده شده است به حق الله نشده و فطرت ما نیز بر این استوار است. اگر دلی را برنجانی هرگز فراموش نمیکنی ولی آیا بخاطر می آوری که چند بار نمازت قضا شده است؟ شاید من توان قضاوت و درک این موضوع را نداشته باشم ولی تصمیمات سیاسی ایشان در مقاطع مختلف برای من که شهروند ایرانم و ایشان بر من حکومت میکند خلل فراوان در زندگیم ایجاد کرده و اگر بخواهم هر رفتار و تصمیم ایشان را الهی قلمداد کنم بر ایمان خویش لطمه زده تشکیک کرده ام پس برای حفظ ایمانم ترجیح میدهم که ایشان را الهی نپندارم و هیچ دلیلی هم برای الهی پنداشتنش ندارم و بنظرم لزومی هم ندارد. خداوند و آنچه منتسب به اوست عاری از نقص است چگونه این حکومت سراسر نقص را که خواسته یا ناخواسته بدین شکل در آمده را الهی تصور کنم؟ فرموده ای که استواری این نظام به ایشان است چون الهی هستند. نه برادر من استواری این نظام بر این است که که از لحظه شکل گیریش بقدری برای کشور و مردم دشمن تراشیده که اگر بگوییم نمیخواهیمش همین دشمنان ناخواسته ریشه ایران و ایرانی را از بین میبرند. بیا و قدری ایرانی بیندیش . در این مقطع آنچه اندیشیدن بدان مهمتر از الهی بودن شخصی هست وضعیت نابسامان کشور و تهدیدهایی است که ممکن است منجر به از دست دادن تمامیت ارضی آن شود. خاتمی در یکی از سخنانش از دلبستگیش به نظام گفته بود که برداشت من از نظام ایران بود. براستی به این اندیشیده ای که این نظام بدون ایران در اذهان جهانیان چه معنایی دارد و متاسفانه ایران و ایرانی هم در اندیشه جهانی تبلور این نظام است. پس اگر باور داریم که جهانی شدن در پیش است باید دراین فرایند شراکت موثر و حضوری پررنگ و مستمر داشته باشیم تا شما هم که به الهی بودنش ایمان داری رسالت الهیت را بجا آورده باشی. تا کی باید منزوی باشیم و در وجود شهروندان کشور تخم نفرت از دیگری بکاریم و داد رحمت الهی از داشتن این نظام بزنیم؟ بقول زنده یاد دکتر شریعتی :"خدایا به من زیستی عطا کن که در لحظه ی مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش، سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم، اما آنچنان که تو دوست داری." این بزرگترین آرزوی من و شاید بسیاری از ایرانیان است که مایلند شیوه زیستنشان را خود انتخاب کنند وآنطور که پروردگار دوست میدارد. بنظر من مردم باید از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خویش بیرون بیایند و مسالمت امیز خواستار تغییرات بنیادی در شیوه اداره کشور شوند تا اینکه مبادا اجنبی ما را در این تغییر یاری دهد که سرنوشتمان از عراق و افغانستان بدتر خواهد شد. خاتمی در ذهن من و شاید این سیل مشتاق حاضر در این صفحه سمبل تغییر است و رای به او رای به تغییر است. نه اینکه فکر کنی تغییر شخص و یا نظام منظورم باشد بلکه تغییر در اندیشه و چگونگی تقابل با جهانی که چه بخواهیم چه نخواهیم عضوی از آنیم و انزوا در این جهان به معنی فناست. پس اگر نمیخواهیم نظاره گر مرگ تدریجی خود و فرزندانمان باشیم باید تغییر کنیم و این تغییر دنیا و آخرت ما را تغییر خواهد داد. در مورد الهی بودن حیفم می اید این شعر خواجه شیراز را با هم مرور نکنیم: سالهــــا دل طلب جــام جـم از مـــــا میکـــــرد وآنچــه خـود داشت ز بیگانــــــه تمنــا میکـــرد گوهــری کـز صدف کــون و مکان بیـــرونسـت طلب از گـــم شده گان لــب دریــــــا میکــــــرد مشکل خـــویش بر پیـر مغـــــان بــــــردم دوش گـــو به تائیــد نظـــر حــــــل معمـــــا میکــــرد دیــدمش خــرم و خنـــدان قـــدح بـــــاده بــدست و انــدر آن آینـــــه صـــــد گـونه تمـــاشا میکرد گفتم این جــــام جهــــان بین به تو کی داد حکیـم گفت آنـــروز که این گنبــــد مینـــــــا میکــــــر بیــــدلی در همــــه احـــوال خــــدا با او بــــــود او نمیــــدیدش و از دور خــــــــدایــــــا میکـــرد این همــــه شعبــدهء خویش کــــــه میکــرد اینجا سامــری پیش عصــا و یـد بیضــــا میکــــــــــرد گفت آن یــار کــز و گشت ســــر دار بلنـــــــــــد جــرمش این بــود که اسرار هــــــــویدا میکـــرد فیض روح القــدس ار باز مــــــــدد فـــرمایــــــد دیگـــــران هـــم بکننـــــــد آنچـــه مسیحــا میکرد گفتمش سلسلـــه زلــف بتــان از پـــــــــی چیـست گفـت حــــافظ گلـــــــه از دی شیــــدا میکـــــــرد لازمه الهی بودن سیاسی نبودنه اینطور نیست؟

 

در ساعت روز
نادعلی ممنون از لطف شما . شما هم اگر مشارکت کنی ما هم استفاده میکنیم. الان فضا فضای گفتگو وتفکر هست. راه آزادی و خوشبختی انسانها هم با هم اندیشی هموار میشه نه دگم اندیشی

 

در ساعت روز
خاتمی نه اما اگر بهتر از احمد نژاد بیاید به او رای خواهم داد , ولی دز حال حاضر بهترین گزینه است .

 

در ساعت روز
متن کوتاه این طومار از این قرار است: «جناب حجت‌الاسلام و المسلمین، آقای سید محمد خاتمی صلاح ايران و ايرانيان و دفع بلاياي ايران‌سوز محتمل پيش رو را در نامزدي شما در دهمين دورة انتخابات رياست جمهوري مي‌دانيم و از شما مي‌خواهيم بياييد، «با همان عهد پيشين». با مهر و توکل بر خدا» جالبه بهتر بود شعارتان این باشد : توکل بر خدا آری ، کار ی بی خدایی آری آقای خاتمی بیایید وبلاهایی را که تا کنون بر سرمان نیامده بیاورید ، به شکرانه آزادی های شما فساد در کشور زیاد وعلنی گشته است ، بیایید بلاهایی چون سیل وزلزله بیشتر بر سرمان نازل شود ، بیایید فساد را ترویج دهید شاید امام زودتر بیاید .

 

در ساعت روز
رضا ، خیلی داری اشتباه می کنی ، الان داری انتقاد می کنی ( از رهبر ) هر چند دلیلی نداری ؟ از الان داری به ضرر کشور گام بر میداری (وهمچنین فرقه تو هم چنین هستند ) تو می خواهی قدرت خاتمی را در مقابل رهبر ، یعنی دو نیرو که کرده های هم را خنثی می کنند (از لحاظ عقلی ) پس برای کشور هیچ انجام نخواهد داد، بهتر است کسی باشد تا همسو با رهبر باشدتا کارهای مفیدی انجام بگیره.

 

در ساعت روز
زکی ... اگرما تنها به شعارهای هر دو نگاهی بیانداریم می توانیم به تفاوتشان پی ببریم : عدالت در مقابل آزادی است . در جامعه عادل آزادی حد ومرزی دارد نباید از اصول اسلامی پا را فراتر بگذارد اما در تفکر خاتمی این آزادی است که حدود عدالت را تعیین می کند , مردم آزادند هر چه دوست دارند بکنند حتی برخلاف اسلام (به عمامه سرش نگاه کنید مبلغ اسلام است : تناقض شدید)حالا اسلام را بگذاریم کنار برخلاف قانون هم می شود . حتی بی قانونترین کشورها هم به قوانینشان احترام می گذارند . به سخنان بوش گوش بده داره از اصلاح طلبا حمایت می کنه . یعنی چی؟ بهترین راه شناختن خودی این است که ببینی نظر دشمن نسبت به اوچیست ؟ خاتمی رایش را از ما رای اولی های کم فهم گرفت من حال توبه کردم ودیدم باز شده و برای بار دوم بهش رای ندادم , اما حالا همون یک رایم را می خواهم . ومی خواهم به محمد16ساله ازبوشهر , تبریک بگوییم چون با اینکه کوچک است اما از من فهمیده تر است . محمد جان به دنبال حقیقت باشی همیشه آنرا پیدا می کنی .دیر و زود داره , اما سوخت وسوز نداره , مطمئن باش.

 

در ساعت روز
بزرگبرین اشتباه ما اینست که دنبال یک نفر میگردیم تا پشت سرش حرکت کنیم و هر چه خواسته امان هست را در وجود یک نفر کنکاش کنیم. شاید در بعد مذهبی و فرهنگ اسلامی ما اینکار درست باشد ولی در بعد سیاسی این کار صحیح نیست. رهبر سیاسی بایستی تبلور خواست عام در یک جامعه باشد کما اینکه در اکثر کشورهایی که در آنها دمکراسی برقرار است این مهم دیده میشود در این کشورها شخصی بر مردم حکومت نمیکند بلکه به انتخاب مردم و صلاحدید ایشان کشورشان را مدیریت میکند. رهبر سیاسی نباید آزاد باشد که به هر شکل که خود صلاح بداند عمل کند و مردم هم حق اعتراض نداشته باشند(دیکتاتوری). متاسفانه در کشور ما اینچنین است و همه چیز با هم قاطی شده است. قدیس خواندن انسانهای عادی و فوق بشر دیدن اشخاص توسط برخی از هم میهنان عامل بدبختی مردم و کشور ماست. چرا حاضر نیستیم قدری چارچوب فکری خود را توسعه بخشیم و در دنیای مادی فراتر از نوک بینی را ببینیم. چرا بدون هیچ پشتوانه منطقی و مدرک و سندی یک شخص را تا مقام خدایی بالا میبرید و انتقاد از او را تکفیر میکنید؟ احترام اشخاص در هر جا و مقامی که باشند بر همه واجب است ولی انسان پرستی شرک است . با چه شهامتی دم از مسلمانی میزنیدو در حضور انسانی همچون خود او راالهی مینامید. کجای دین اسلام جان دادن برای یک شخص را حلال کرده و کشتن شخصی به طرفداری از شخص دیگر را مجاز دانسته. خود رسول خدا هم نجنگید و نکشت مگر باذن خدا. من با سیاست آمیخته با دین مخالفم و آن را گناه میدانم و تجربه 30 سال زندگی در ایران تحت حکومتی با این عنوان دلیل کافی برای این مدعاست. و اما چرا به خاتمی رای خواهم داد. در ذهن من حضور خاتمی در این انتخابات و رای به او رای به رفراندومی است با مزمون خواهش مردم بر تغییر. خاتمی نه آنقدر الهیست که بعد دستمان به او نرسد و نه خود چنین ادعایی دارد پس اگر رهبر هم بشود میشود از او انتقاد کرد. خاتمی یک اندیشمند است که در حوزه دین و فلسفه دچار خود شیفتگی و خود گم کردگی نشده است. خاتمی از ایران میگوید و نه گروه خاصی از ساکنین ایران و خوشبختانه نور چشمی هم ندارد.در سخنانش بوی تبعیض نمی آید و فرزندانش فقط بسیجیان و چفیه بندان نیستند او تبعیضی بین فرزندان ایران با هر دین و مسلکی قایل نیست. خاتمی تفکری جهانیست و در دنیای سیاست و دین مظهر گفتگو و صلح است. خاتمی بعنوان یک مسلمان سمبل رافت اسلامیست و هیچکس بخاطر انتقاد از او نه جانش را از دست داده و نه زندان رفته است. خاتمی توان ترجمان فریاد خاموش این مردم ستمدیده از درون و بیرون را برای زورگویان و قلداران داخلی و خارجی دارد چرا که او صلاحش اندیشه و احترام است و بر همهگان که او را میشناسند ثابت شده که او دنیا دوست و دنیا پرست نیست و برده جاه و مقام هم نبوده و نخواهد بود. خاتمی قانون گریز هم نیست علیرغم ضعفهای آشکار موجود در قانون اساسی همواره در جهت و چارچوب این قانون حرکت کرده است پس خاتمی خود قانون نیست و فرا قانونی هم عمل نمیکند.و آخراینکه خاتمی ابزار نیست. خاتمی برای رای آوردن در دودوره قبلی ریاست جمهوریش دروغ نگفت ولی وعده دروغ پشتیبانی و حمایت زیاد شنید. خاتمی به صراحت گفت که مجال فعالیت و کار کردن به او نمیدهند و هر 9 روز یک بحران برایش میسازند ولی حتی یکبار هم از سوی همو که از دولت مهرورز علیرغم اینهمه بیتدبیری علنا دفاع کرد حمایت نشد. خاتمی از حمایت 20 میلیون رای خود سواستفاده نکرد حال آنکه میتوانست به پشتوانه این رای سرنوشت نه تنها ایران که منطقه و جهان را چونان رخداد 57 تغییر دهد. ای برادر مسلمان توبه کار اینقدر دین و اعفقادات درونیت را وابسته به اشخاص ندان . باورهای دینی چنانچه در وجود اشخاص ریشه بدواند هیچ طوفانی آنرا توان آسیب رساندن ندارد پس چه بهتر که باورها اصیل باشد و به شخص وابسته نباشد تا اگر خطایی دیدی و دگرگونی رخ داد تیشه به ریشه دین خود نزنی. اسلام از 1400 سال پیش و مسیحیت از 2000 سال پیش و بسیاری ادیان دیگر با قدمت بیشتر هنور که هنوز است پیروانی در این دنیا دارند و این پیروان راستین ایمان خود را در گرو شخص قرار نداده اند. کافیست به سرنوشت کلیساییون بعد از رنسانس بنگری آنها که اراضی بهشت به مردم ساده لوح میفروختند و دانشمندانی چون گالیله را تکفیر میکردند به سرنوشت شومی مبتلا گشتند و که در حال حاضر باید برخی دینداران دنیا دوست از آن عبرت بگیرند. من و تو باید مواظب باشیم که اگر زمین میخواهیم همینجا بخریم و زمین فروشان بهشت را به حال خود بگداریم ولی اجازه تعیین سرنوشتمان را بدست آنها ندهیم و بگذاریم که در جهل مرکب ابدالدهر بمانند. ایران زمین این مرز پر گهر مملو از جوانانی چون محمد 16 ساله از بوشهر هستند که عاشقانه و صادقانه دلنگران آینده خویشند و علیرغم همه جفایی که برایشان رفته است تاب شنیدن توهین به آنها که در تعیین سرنوشتشان دخالت مسفقیم دارند را ندارند آنها شیفته صلح و دوستیند. این اوج شکوفایی تربیت اسلامی و خانوادگی این فرزند برومند ایران است که باعث میشود هر ایرانی به ایرانی بودن خود و هر مسلمان به مسلمان بودن خود افتخار کند.ولی آیا ما ایرانیان به جهانیان اینگونه معرفی شده ایم؟ ایرانیتم و مسلمانیم در اختیار خودم است ولی ادعای رهبری مسلمانان داشتن و رهبری ایران وابسته به ایرانی و مسلمانان است باید به خواست آنان و عزم آنان باشد. این موضوع الهی نبوده و نیست و نخواهد شد مگر به تهدید و ارعاب و زور.

 

در ساعت روز
خدمت یک مسلمان توبه کرده.من دو باذ به خاتمی رای دادم و به رایم افتخار میکنم.شما اگرکم فهم هستی مشکل خودتون است و از جانب تمام ملت صحبت نکن.از نظر من اگر ما ملت ژرفتار دیوانه ای به اسم احمدی نژادهستیم به خاطر کفران نعمتی است که در مورد خاتمی انجام دادیم بخوریم تا چشممان کور شود

 

در ساعت روز
توضیح بیشتر در مورد اولین نظری که در اینجا قرار دادم ( به دلیل ابهامی که وجود داره ): خاتمی اصلاً! اما اگر کسی غیر از خاتمی ،و بهتر از احمدی نژاد هم بیاید به او رای خواهم داد , ولی در حال حاضر بهترین گزینه احمدی نژاداست .

 

در ساعت روز
رضا؛ بابا به جان خودم همه جای دین ما حرف از الهی بودن ائمه ی اطهار است! آنجا که علی (ع) به خاطر هجوم مردم و التماس آنان ولایت رو قبول کرد پس حالا بیایم بگیم امام علی(ع) رو خدا نه و مردم به عنوان ولی مسلمانان انتخاب کرده؟پس غدیر چی میشه؟ قضیه ی5 تن آل عبا چی میشه؟ البته من خدای ناکرده قصد اقیاس ندارما!!! ببین داداشی هنر ودرستش اینه که برطبق اسلام سیاسی باشی و امور یه کشور رو اداره کنی! میگی نیرنگ نباید باشه؟ برو بخون امام علی(ع) چطوری عمر بن عبدوود رو هلاک کرد! یا مبارزه ی فرزند امام حسن(ع) رو تو صحرای کربلا بخون! مومن باید سیاست داشته باشه عزیزم! وبه خدا تنها راه نجات ما رهبری دینی و بس! تو از منزوی شدن گفتی! بسیار تعجب کردم از این حرفت! تو حمایت چهارتا از سران کشورهای شیخ نشین رو میخوای ویا حمایت حنایتکارایی مثل سران بعضی از کشورهای اروپایی رو؟؟!!! تو استقبال از احمدی نژاد رو توی ترکیه و خیلی دیگر از کشورهای غربی و شرقی ندیدی؟ تا حالا شده بره یه جایی و اعتراضی بشه؟ رضا جان نکنه تو حمایت سران رو به حمایت مردم ترجیه بدی! پیامبر(ص) حمایت کی رو خواستار بود؟ اسلام چطوری جهانی شد؟ با حمایت چهارتا جنلیتکار؟ نه داداشی جونم فقط و فقط حمایت مردم صادق ودرستکاره که مهمهدر ضمن من تا امروز در کار وامور اجرایی مقام رهبری اشتباهی ندیدم! یا علی...

 

در ساعت روز
مهمترین کاری که خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری کرد این بود که کف زدن آمد جای صلوات وتکبیر

 

در ساعت روز
یک پیغام برای خادم داشتم.ایشان بهتر است با این طرز تفکر از جلوی منبر رهبر تکان نخورند تا ایشان تفقدی کنند و به بهشت رهنمودشان کنند.اینم کاری نداره یک بمب به خودت ببند برو چند تا کافر رو!بترکون یک راستم میری بهشت .

 

در ساعت روز
در شرایطی که اذهان به سمت مشکلات اقتصادی میرود وجود شعارهای عوام فریبانه طبیعی خواهد بود.زمانیکه دولت کم حجم راهی اثبات شده برای توسعه و بهره وری است بنا به گفته وزیر همین دولت ,علارقم شعارها دولت بزرگتر شده است.در شرایت بهرانزده افراد عوام فریب و درغگو میتوانند توفیقاتی نسبی داشته باشند.نظام حکومتی ایران با تمام یکپارچگی که دارد به معدود کسانی که حاضرند فعالیت مدنی و سیاسی داشته باشند اجازه هیچ کاری رانمیدهد.در صورتی که باید خواب حضور فرهیختگان رادر هیچ جریان سیاسی نمیدید.نگاهی به لیست طویل روزنامه های توقیفی بیاندازید.

 

در ساعت روز
آقا جون همتون(رضاو خادم و اون مسلمون توبه کرده) با شما هستم! جم کنیید کاسه کوزتونو باباجون. همیین که یه نفر بیاد نزاره یه عده گند بزنن تو این مملکت خودش جایه امیده. هیچ کاری انجام نشه خیلی بهتره از این که گند زده بشه.

 

در ساعت روز
در جوابت ای مسلمان توبه کرده پاسخی نوشتم ولی تا کنون اینجا درج نشده است. در پاسخ به برداشتت از سخنان بوش توجهت را به توضیح و روشنگری آقای حجاریان شهید زنده اصلاحات جلب میکنم که در مصاحبه اخیرشان عنوان کرده اند. س: اظهارات اخير بوش مبني بر حمايت از اصلاح‌‏طلبان خاورميانه موجب هجمه‌‏هايي به اصلاح‌‏طلبان در داخل کشور شد. آيا به راستي منظور بوش هم‌‏طيفان شما بوده‌‏اند حجاريان: خير. منظور بوش اصلاح‌‏طلبان منطقه مانند ابومازن و حريري بود و متوجه ما نمي‌‏شد. او حرفي از اصلاح‌‏طلبان ايران نزده است. آمريکا معتقد است که اصلاح‌‏طلب و اصولگرا در ايران سر و ته يک کرباس هستند و تفاوتي با هم ندارند. http://www.mowj.ir/ShowNews.php?5109

 

در ساعت روز
اقا خادم مشکل تو اینه که در زمان و مکان اشتباهی به دنیا اومدی تو متعلق به دوران جاهلیت و حداکثر 14-15 قرن پیش هستی .. اگه اون وقت در عربستان هم بدنیا می امدی هم خودت راحت تر بودی هم کسانی که حالشون با نظرات تو به هم می خوره... بابا جون قرن 21 هستیم الان همه دانشگاه رفته و با سواد و اگاهن..کی را میخای گول بزنی؟! خودتو؟! نطراتت فقط باعث سرگرمی همه میشه....تشکر

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008