امروزه کمتر کسی - حداقل در میان نخبگان، فعالان عرصههای فرهنگ و اجتماع و سیاست - وجود دارد که از مشکلات گریبانگیر قومیتهای ایرانزمین و یا اقلیتهای مذهبی باخبر نباشد و بعید است که جمع فرهیخته حاضر با چالشهای جدیای که از این رهگذر گریبانگیر کشور شده است ناآشنا باشند.
چندروز قبل که به فکر چگونگی طرح موضوع در این همایش بودم با خود میاندیشیدم که چگونه میتوان در یک زمان کوتاه همه واقعیتهایی که بر "ما " میگذرد را بیان کرد؟ زیرا آنچه که حداقل در یکصد سال گذشته در فرآیند ناقص و به شدت مشکلزای "ملتسازی" بر این مرز و بوم و ساکنان دیرین آن روزی به نام مدرنیزاسیون و حرکت به سوی دروازههای تمدن بزرگ و دیگر روز به نام دین و به نمایندگی از خدا بر من و شمای ایرانی اعم از کرد، لر، فارس، بلوچ، ترک و عرب گذشته است داستان تلخ و طولانی هفتاد من مثنوی است که نه جای و مجال طرح آن این مجلس است و نه مقصود ما از گرد هم آمدن در این مکان است.
تا اینکه روز سهشنبه گذشته در بنیاد باران جناب آقای خاتمی در تبیین مبانی نظری اصلاحات مطالبی را بیان نمودند که به نظر ميرسد میتواند بهترین مدخل جهت ورود به موضوع دعوت از خاتمی برای پذیرش مسئولیت سنگین کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دهم باشد.
ایشان در مقدمه بحث خود عنوان نمودند که همچنان بر این باور است که اصلاحات مناسبترین راه و کمهزینهترین وسیله برای به دست آوردن منافع ملی است و رسالت اصلاحات را بازسازی ذهنیت تاریخی - اجتماعی جامعه اعلام کرد، به گونهای که به عنوان "ملت" بتواند خود را بازیابد و قادر باشد که نقش فعال در عرصه حیات سرزمینی، منطقهای و جهانی ایفا نماید و پرسشی را مطرح نمود که آیا اساسا "ملت ایران" وجود دارد؟
قصد ورود به مباحث نظری و پیچیدهای که ممکن است محل مناقشه نیز باشد را ندارم اما به واسطه زمینه اصلی فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و مطبوعاتیام به نکتهای مهم در رابطه با همین پرسش میپردازم.
امروز به واسطه مدیریت ناصحیح مسائل مرتبط با قومیتهای مختلف و اهل سنت و برگزیدن رویکرد اشتباه امنیتی در این زمینه، آسیبهای بزرگی متوجه کلیت، انسجام و همبستگی ملت ایران شده است.
در اثبات این مدعا میتوان به انسداد سیاسی حاکم در مناطق قومی، ممانعت از اجرایی شدن اصول متعدد قانون اساسی در رابطه با آموزش به زبان مادری و عمل به فرایض دینی بر اساس مذاهب متفاوت، برخوردهای قهرآمیز و به زندان افکندن فعالان مدنی، بستن مطبوعات و این اواخر تشدید صدور و بیم اجرای احکام اعدام متهمان سیاسی اشاره کرد. همچنین در مناطق قومی در نتیجه چرخش از رویکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دوران اصلاحات به رویکر نظامی امنیتی، متاسفانه شاهد رشد روزافزون گفتمان واگرایانه، خشن و حرکتهای مسلحانه هستیم.
گرچه در دوران اصلاحات نیز توفیق کاملی در زمینه رفع تبعیضهای قومی، فرهنگی و مذهبی و هموار نمودن ورود شایستگان اقوام و مذاهب ایرانی علیالخصوص کردها به سطوح عالی و حتی میانی قدرت فراهم نشد اما با توجه به انتخاب رویکرد "ایران برای همه ایرانیان" و برداشته شدن گامهای عملی و مفید بر این اساس، این امیدواری پدید آمده بود که به تدریج موانع ورود به قدرت، کسب ثروت و تامین منزلت شایسته اقوام برطرف ميشود و در فرآیند دمکراتیزاسیون، از فرصتهای بینظیر موزائیک قومی کشور (همانند بسیاری از کشورهای پیشرفته) استفاده بهینه ميگردد و روز به روز به ضریب انسجام ملی و یکپارچگی ملت افزوده خواهد شد. اما شوربختانه باید بگویم که در حال حاضر اکثر نشانههای اجتماعی و شاخصهای علمی، حرکت در جهت عکس را نشان میدهند.
جناب آقای خاتمی اینجانب نه به نمایندگی از سوی مردم یا حزبی خاص و نه به نام یک کرد اهل سنت بلکه به عنوان انسانی ایرانی، دردمندانه از شما درخواست میکنم که برای اصلاح وضع بحرانی موجود که کیان سرزمین، عزت مردم، سلامت جامعه، معاش اجتماع و بیگمان معاد خلق را با خطري جدی مواجه نموده است و البته پاسخگویی و چارهجویی به مطالبات و دردهای مضاعف اقوام مظلوم و اهل سنت ایران بار دیگر پای در عرصه رشد و بیداری جامعه بگذارید! گرچه خودگفتید که نه عصایی دارید و نه ید بیضایی اما مطمئن باشید که مردم شریف ایران نیز از شما معجزه نمیخواهند، آنها تنها انتظار دارند که در این لحظه حساس تاریخی با پذیرش ریسک کاندیداتوری، پروسه ناتمام اصلاحات را بار دیگر هدایتگری نماييد و رسالت بازسازی هویت تاریخی - اجتماعی ملت ایران برای غلبه بر سه بیماری مزمن استبداد، استعمار و عقبماندگی را کامل سازيد.
البته آنچه که گفته شد مربوط به دوره دعوت بود و انشاءلله پس از قبول کاندیداتوری آقای خاتمی باید با برنامهریزی دقیق و عملیاتی از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری نمود و توان و راندمان موتور اصلاحات را افزایش داد.















