«اگر خاتمی بیاید و محكم بایستد، موفق خواهد بود.» این صریحترین جملهای است كه تاكنون از قول «عبدالله نوری» درباره بازگشت احتمالی رئیسجمهور سابق به ساختار قدرت منتشر شده است. عبدالله نوری كه خود از سوی طیفی از نیروهای اصلاحطلب و جریانهایی كه خود را «تحولخواه» مینامند، با دعوتها و فراخوانهایی برای حضور در عرصه انتخابات آتی ریاستجمهوری مواجه است، در دیدار اعضای هسته مركزی «پویش دعوت از خاتمی» كه حدود دو ماه است با انجام سلسله دیدارهایی با شخصیتهای سیاسی و فرهنگی نظرات آنها را در قبال نامزدی خاتمی جویا میشوند، بر ضرورت «ایستادگی بیشتر خاتمی» در صورت بازگشت به جایگاه ریاستجمهوری تاكید كرده است [متن کامل سخنان عبدالله نوری].
حلقه محوری تحكیم
سخنان عبدالله نوری در مورد نامزدی احتمالی خاتمی در انتخابات آتی ریاستجمهوری از آنرو واجد اهمیت است كه عملا وی به شكلی مشروط استقبال و همراهی خود با نامزدی خاتمی را اعلام كرده است. این در حالی است كه طیفی از نیروهای رادیكالتر جریانهای دموكراسیخواه داخل كشور علاقه دارند با استفاده از روحیات و مواضع محكم عبدالله نوری كه اوج آن در جریان دادگاه روزنامه تحت مدیریت وی ـ «خرداد» ـ در سال 78 رخ نمود، محوری برای گردهم آمدن و ابراز هویت در صحنه سیاسی كنونی كشور پیدا كنند. محور اصلی نقدها و تمایزهایی كه این طیف با حامیان نامزدی خاتمی دارند، انتقاد از كندرویها و محافظهكاریهایی است كه خاتمی را در دوران ریاستجمهوریاش (و بهویژه دور دوم) به آن متهم میكنند.
بخش مهمی از این حلقه را دانشجویانی تشكیل میدهند كه در سالهای ریاستجمهوری دولت خاتمی از اعضای مركزیت دفتر تحكیم وحدت بودند و با بروز شكاف و افزایش انتقادهایشان از خاتمی (و در مرحله بعد، احزاب و گروههای سیاسی نزدیك به وی)، راه جدایی را برگزیدند و شعار «عبور از خاتمی» را مطرح كردند. این دسته از دانشجویان در انتخابات دوره دوم ریاستجمهوری خاتمی در سال 80 هم با بیمیلی و به شكلی بسیار كمرنگتر از سال 76 به حمایت از وی پرداختند و بخشهایی از دفتر تحكیم وحدت هم در قبال انتخابات آن دوره، سكوت كردند. اما با تشدید انتقادها و از اواخر سال 81 انجمنهای اسلامی عضو دفتر تحكیم وحدت با طرح ایده تشكیل «جبهه دموكراسیخواهی» مرزبندی و فاصله رسمی- تشكیلاتی خود را از خاتمی و حامیان وی (جبهه دوم خرداد) اعلام كردند. این شكاف در سال 84 به اوج خود رسید.
در این سال، طیفی از اصلاحطلبان با محوریت جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین انقلاب كه با پیوستن نهضت آزادی ایران، طیفی از نیروهای ملی ـ مذهبی و تعدادی از روشنفكران و دانشگاهیان دگراندیش با شعار «اصلاحات گامی به پیش» حول نامزدی دكتر مصطفی معین گرد آمده بودند و به نوعی همان راهبرد اصلاحطلبانه اما با ایستادگی و مقاومت بیشتر نسبت به خاتمی و جبهه دوم خرداد را در پیش گرفتند و دایره نیروهای اصلاحطلب را از طیف سنتی اصلاحطلبان گشایشی جدی بخشیدند. با این حال، نیروهای طرفدار تز «عبور از خاتمی» و «جبهه دموكراسیخواهی» با در پیش گرفتن رویه تحریم انتخابات و خودداری از پیوستن به این طیف از اصلاحطلبان، شكافی تازه را در آرایش نیروهای هوادار دموكراسی بروز دادند.
كار به آنجا كشید كه در جریان سخنرانیهای انتخاباتی دكتر معین در دانشگاههای كشور، عملا مخاطبان وی به دو طیف «حامیان» و «تحریمیان» تقسیم میشد و حتی در برخی دانشگاهها، درگیریهای لفظی میان دو طیف یا بین دانشجویان مخالف با دكتر معین و سخنرانان اعزامی ستاد انتخاباتی وی شكل میگرفت. این در حالی بود كه در میان روشنفكران و چهرههای سیاسی شاخص اپوزیسیون در داخل كشور، تنها چهرههای معدودی چون احمد زیدآبادی و حاتم قادری به نمایندگی از طیف طرفدار تحریم به مناظره با افرادی چون سیدمصطفی تاجزاده و دیگر حامیان دكتر معین میپرداختند. بدین ترتیب بود که شكاف میان دو طیف تشدید شد و با آنكه طرفین انرژی و وقت بسیاری را برای اقناع یكدیگر به كار بردند و این مجادله تا زمان برگزاری انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری در 27 خردادماه 84 ادامه یافت، اما در نهایت هیچكدام از طرفین قانع نشدند و در نهایت هم با قرار گرفتن دكتر معین در جایگاه پنجم نامزدهای انتخابات، نه حامیان وی به توفیقی مناسب دست یافتند نه طیف طرفدار تحریم به اهداف خود در كاهش میزان مشاركت و مشروعیتزدایی از انتخابات محقق دیدند.
این ناكامی دوجانبه بود كه نزدیكترین طیفها در میان نیروهای اصلاحطلب را به نقطه جدایی رساند و اختلاف و دلچركینی را در بین آنها دامن زد. اختلاف و دلچركینیهایی كه البته به جز مسائل مربوط به انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری، در اقدام طیفی از جریان تحریم هم ریشه داشت كه با شعار «رفراندوم» و راهاندازی سایت اینترنتی «60 میلیون داتكام» در سال 82 تلاشی بینتیجه در به رفراندوم گذاشتن نظام را به نمایش گذاشته بودند و با انتقادهای جدی و گاه طعنهآمیز تئوریسینهای اصلاحطلب مواجه شده بودند.
حربه پوسیده تحریم
چهارسال پس از آن روزها و در شرایطی كه عموم اصلاحطلبان با طرح نام سیدمحمد خاتمی به عنوان نامزد خود برای انتخابات دوره دهم ریاستجمهوری فعال شدهاند، حلقه محوری جریان تحریم در سال 84 اینك با رویكردی تازه، بار دیگر به مرزبندی با اصلاحطلبان روی آورده است. جریان تحریم كه در دوره قبل انتخابات ریاستجمهوری، هرگونه مشاركت و حضور در انتخابات و طرح نامزدهای انتخاباتی (حتی در میان چهرههای رادیكال) را رد میكرد و به همین دلیل هم به مقابله و مواجهه با اقدامات اصلاحطلبان و بهویژه حامیان دكتر معین روی آورد، اینبار شكل دیگری از عمل سیاسی را به نمایش گذاشته است كه عملا اقرار آنها به پوسیده بودن حربه تحریم را نشان میدهد.
طرح نامزدی رادیكالتر از خاتمی و تاكید بر مسائلی چون «ایستادگی بیشتر» برای پیشبرد روند اصلاحطلبی و دموكراسیخواهی كه در این دوره از روی تحریمیان دیروز و حامیان امروز عبدالله نوری مطرح شده، عملا تكرار راه و رویه حامیان دكتر معین و «اصلاحطلبان پیشرو» در دوره قبل انتخابات ریاستجمهوری است. حتی میتوان گفت حامیان دكتر معین در زمان طرح نامزدی خود در زمستان 83 چندان بیشتر ازحامیان كنونی عبدالله نوری به تایید صلاحیت نامزد خود امیدوار نبودند؛ چه معین هم همچون عبدالله نوری در دوران مسوولیت خود در دولت خاتمی با اتهاماتی جدی از سوی مخالفان اصلاحات مواجه بود و حتی در جریان حوادث كوی دانشگاه در تیرماه 78 در حمایت از دانشجویان دست به استعفا زد. معین پس از آن هم، گرچه همچون عبدالله نوری با محاكمه و زندان مواجه نشد، اما در اعتراض به برآورده نشدن برنامهاش و رد لایحه اصلاحیاش در حوزه وزارت علوم توسط شورای نگهبان، دست به استعفا زد. اقدامی كه انجام آن در فضای سیاسی سال 82 به عنوان «اولین خروج از حاكمیت» درون كابینه خاتمی ارزیابی شد؛ چنانكه انتقادهای دكتر معین در دوران نامزدیاش در انتخابات ریاستجمهوری و بهویژه تاكیدش بر ضرورت استعفای خاتمی در پی حوادث انتخابات مجلس هفتم، او را نیز در كنار عبدالله نوری به عنوان چهرهای اصولگرا و متعهد به اجرای برنامههای اصلاحی در میان مدیران خاتمی مطرح ساخت.
پلی به نام عبدالله نوری
با چنین سابقه و ذهنیتی از مناسبات میان دو طیف سیاسی دموكراسیخواه داخل كشور است كه میتوان به تحلیل سخنان عبدالله نوری و تاثیر مواضع وی بر عرصه سیاسی پرداخت. عبدالله نوری با سخنان خود و نیز مجموعه مواضعی كه از وی در جلسات و دیدارهای اخیرش منتشر شده، نشان میدهد كه برخلاف حامیانش به واقعیتهای كنونی عرصه سیاسی وقوف دارد و همچون عموم اصلاحطلبان، امكان اجماع در میان نخبگان و رایآوری در بین شهروندان را برای چهرههایی به جز خاتمی ممتنع میبیند؛ حتی اگر آن چهرهها، افرادی رادیكالتر از خاتمی همچون خود وی باشند. از اینرو است كه عبدالله نوری نه به طرح نامزدی دیگر به موازات خاتمی كه به طرح مطالبه و دامن زدن گفتوگوی انتقادی با خاتمی و حامیانش میپردازد و آنها را به ایستادگی بیشتر و تدوین برنامهای جدیتر برای مقابله با محدودیتها و مشكلات ساختاری پیشروی اصلاحطلبان فرامیخواند. از این زاویه، گفتمان و موضع عبدالله نوری در قبال انتخابات آتی به مثابه پلی عمل میكند كه دو طیف دموكراسیخواه داخل كشور را از پس شكاف و جدایی و دلچركینی چندساله به هم میپیوندد.
«ایستادگی بیشتر» و «اصلاحات گامی به پیش» گفتمانی است كه نه رنگ و بوی محافظهكاری و حضور در قدرت به هر قیمت را دارد و نه به قهر و تحریم و رادیكالیسم كور و انفعالی راه میبرد. این گفتمان البته نه در انحصار حامیان دیروز دكتر معین است و نه كشف تازه حامیان امروز عبدالله نوری. این شعارهای راهبردی، ضرورتی است برای مقابله با واقعیتها و محدودیتهای ساختاری پیشروی اصلاحطلبی.
نقطه امید و حركت روبه جلوی دموكراسیخواهان زمانی شكل میگیرد كه همزمان با نگاه مثبت عبدالله نوری به خاتمی، رئیسجمهور پیشین هم به تدریج از محافظهكاری تئوریزه شده با لفظ «اعتدال» فاصله میگیرد و از «اصلاحطلبی تهاجمی» و ضرورت «گامی به پیش برداشتن در مسیر اصلاحات» سخن میگوید. این شعارها و گفتههای خاتمی و عبدالله نوری شاید از نظر كیفی از نیروهای حامی خاتمی، رادیكال و به دور از واقعبینی ارزیابی شود، اما در سطح نیروهای سیاسی و از منظر شكل گرفتن ائتلافی جدی و راهبردی میان نیروهای دموكراسیخواه، طرح این شعار و جا انداختن این گفتمان ضروری به نظر میرسد و از دامنهدار شدن بیشتر فضای یاسآلود و حركتهای انفعالی جلوگیری میكند و چشماندازی جدی ـ هرچند دشوار ـ را پیشرو مینهد. همزمانی و همدلی خاتمی و عبدالله نوری اگر به سطح حركت و اقدام سیاسی برسد و نیز به بدنه نیروهای حامی دو چهره شاخص اصلاحطلب تسری یابد، شاید مهمترین اتفاقی در فاصله 9 ماه تا انتخابات آتی ریاستجمهوری شكل گرفته باشد و زمینهها و بسترهای تكرار جنبشی چون دوم خرداد را ـ دستكم از منظر تركیب نیروها ـ فراهم سازد.
منبع: كارگزاران















