1- تاكنون دو تفسير ناروا از سخن مهم و افشاگرانه آقاي خاتمي كه «عدهاي رييس جمهور را تداركاتچي ميخواهند» ارائه شده است. يكي از موضع اصلاحطلبي و ديگري از منظر اقتدارگرايي. به نظر من رييس دولت اصلاحات پس از روبرو شدن با مقاومت نهادهاي انتصابي براي رد لوايح دوگانه، با بيان جمله فوق اقتدارگراهايي را افشا كرد كه رأي مردم و جايگاه و وظايف رييسجمهور را ناديده ميگرفتند و از آقاي خاتمي انتظار داشتند به داشتن پست رييسجمهوري خشنود باشد، ولي درباره نقض حقوق ملت سكوت كند. گزاره فوق كه استراتژي اقتدارگراها را در يك جمله خلاصه و افشا كرد اين بود كه عدهاي درصدند نهاد انتخابات را گروگان بگيرند، مجلس را فرمايشي و منتخب مردم را در ریاست جمهوری تدارکاتچی مراکز قدرت کنند.
2- برداشت بعضي اصلاحطلبان از سخن فوق چنین بود كه رئیس جمهور وقت خود علناً گفت تداركاتچي است. سپس انتقاد ميكنند كه چرا با وجود اين وضعيت، ممكن است آقاي خاتمي دوباره نامزد انتخابات رياست جمهوري شود. گروهی از آنان حتي ميپرسند كه چرا اساساً وي در دور دوم (سال 80) كانديداي رياست جمهوري شد؟
3- اخيراً نماينده ولي فقيه و مديرمسئول روزنامه كيهان سخن فوق را از منظري ديگر تحريف كرد. وي كه هراس خود و جريان متبوعش را از نامزدي آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري 88 با طرح موضوع رد صلاحيت ايشان در شوراي نگهبان به نشان داد، ادعا كرد: «آقاي خاتمي حداقل به اين علت كه به قول خودش در دوران رياست جمهوري فقط يك تداركچي بوده است و جريان امور در دست كساني بود كه باز هم به قول خود ايشان خواسته دشمنان اسلام و انقلاب را دنبال ميكردند و... ميتواند گزينه مطلوبي براي دشمنان بيروني باشد، حتي اگر خود ايشان هم نخواهد- كه البته نميخواهد- ولي ميشود.» (سرمقاله كيهان، 7/5/87)
4- افشاگري آقاي خاتمي عليه اقتداگراها، به شيوه مخصوص آقاي شريعتمداري چنين تحريف شده است كه گويا وي اعتراف كرد در زمان رياست جمهوري تداكاتچي اصلاحطلبان رادیکال بود که دشمنان اسلام و انقلاب محسوب میشوند. در این مورد توجه به دو نكته لازم است. اول آنکه عبارت آقاي خاتمي تصريح دارد كه خود را تداركاتچي نميداند، نه براي اقتدارگراها و نه براي دشمنان اسلام و انقلاب. او جايگاه حقوقي رياست جمهوري را نيز تداركاتچي نميداند، چون اگر چنين بود، هرگز نامزد انتخاب رياست جمهوري نميشد.
5- برخلاف ادعاي آقاي شريعتمداري كه مخالفان و دشمنان اسلام و انقلاب به دنبال نامزدي خاتمي هستند، در اين مورد خاص يعني تحريف سخن او و تداركاتچي خواندن رييسجمهور و تلاش براي جلوگيري از نامزدي آقاي خاتمي، همسويي آشكاري ميان كيهان چاپ تهران، كيهان چاپ لندن، سلطنتطلبان شاهاللهي، استالينيستهاي خشونتپرست و سازمان تروريستي مجاهدين خلق ديده ميشود. براي آگاهي از اين همآوايي كافي است دو لفظ خاتمي و تداركاتچي را در كنار هم در اينترنت جستجو و نتايج آن را مرور کرد.
6- به نظر آقاي خاتمي رياست جمهوري عاليترين مقام كشور پس از مقام رهبري است كه با رأي مستقيم مردم انتخاب ميشود و در عين رياست قوه مجريه، مجري قانون اساسي است. بنابراين لازم است اختيارات تصريح شده او در قانون اساسي از جمله در جلوگيري از نقض قانون اساسي به رسميت شناخته شود تا منتخب اکثریت مردم، با اتكا به رأي ملت، مجري قانون، حافظ حقوق مردم و حدود حكومت باشد. در رأس همه اين حقوق انتخابات آزاد قرار دارد.
7- راهبرد اقتدارگراها تقليل جايگاه رياست جمهوري بلكه تخفيف تمام نهادهاي انتخابي و انتصابي تا حد تداركاتچي سيستم متمركز، فردسالار و سلسله مراتبي است. طبق اين ديدگاه رؤساي سه قوه باید نقش رؤساي دفاتر را ایفا کند. مجلس نیز باید گوش به فرمان باشد تا آقای کردان، با یک نقل قول آقایي که چند و چون آن دارای ابهام است، وزیر کشور شود. این نگاه و راهبرد ساختارشکنانه است و باید با آن مقابله کرد.
8- فرض كنيم آقاي خاتمي خود را تداركاتچي حكومت خواند. در اين صورت لازم است دسته اول توضيح دهند:
كانون قدرت كدام تداركاتچي را بهتر از خاتمي ميتواند پيدا كند كه به تعبیر این دوستان دستكش سفید بر مشت آهنين باشد و برای يك نسل ديگر جمهوري اسلامي ايران را بيمه كند؟ به علاوه چرا نماینده ولی فقیه در کیهان با شتابزدگی از رد صلاحيت اين تداركاتچي خبر ميدهد؟ آيا اقتدارگراها نبايد فرش قرمز پهن كنند تا اين تداركاتچي نامزد شود و ايران را از بحرانهايي كه تداركاتچي فعلی براي كشور ايجاد كرده است رهايي بخشد؟ آمدن يا نيامدن يك تداركاتچي آيا به اين همه هراس و توهين و تهديد نياز دارد؟
چنانچه خاتمي تداركاتچي بود چگونه آن جراحي بزرگ را در وزارت اطلاعات انجام داد و چشم فتنه ستاد قتلهاي زنجيرهاي را در آورد و مافياي اقتصادي در پوشش مجموعه اطلاعاتي-امنيتي كشور را متلاشي كرد؟
آيا يك تداركاتچي ميتوانست دستور دهد شورايعالي امنيت ملي كميتهاي تشكيل دهد و گزارش دقيق فاجعه 18 را برای دفاع از حقوق دانشجويان مظلوم كوي منتشر كند تا ابعاد جنايت در تاريخ ثبت و حتیالامکان از تكرار آن جلوگيري شود؟
چگونه آقاي خاتمي در قامت يك تداركاتچي میتوانست دستور دهد تعدادی از وزرا از مرگ زهرا كاظمي در زندان رازگشايي کنند تا از فريب افكار عمومي توسط دادستاني جلوگيري شود؟
آيا يك تداركاتچي ميتوانست با تأسيس هيأت نظارت و پيگيري بر اجراي قانون اساسي گزارشها، بررسيها و نامهنگاريهاي مهمي را درجهت جلوگيري از نقض قانون اساسي و دفاع از حقوق شهروندان كه در بسياري از موارد صورت نهادينه به خود گرفته بود و هيچ كس از آن خبري نداشت، انجام دهد؟
این چه تدارکاتچیاي بود که توانست به اقتصاد کشور سر و سامان بدهد، پروژههای بزرگی مانند عسلویه و پارس جنوبی را راهاندازی کند، نظر همه اعضای سازمان ملل متحد را به پیشنهاد خود جلب کند، و در دنيا به عنوان ريیس جمهوری فرهیخته، صاحبنظر و موثر در روابط بینالمللی شناختهشود (اگرچه نتوانست همه آرمانهایش را محقق کند)؟
چگونه يك تداركاتچي ميتوانست آزادترين انتخابات در جمهوري اسلامي ايران را در دوره دوم شوراها برگزار كند و برغم ميل مراكز قدرت، صلاحيت داوطلبان همه گرايشهاي سياسي را تأييد كند تا آنان بتوانند در انتخابات نامزد ويژه خود را معرفي كنند؟
چرا در دوره آقاي خاتمي، بهار مطبوعات را مشاهده كرديم. خانه احزاب شكل گرفت و به احزاب، حتي منتقدان، يارانه پرداخت شد؟ مگر یک تدارکاتچی میتواند چنین نقش موثري ايفا كند؟
چگونه يك تداركاتچي توانست علاوه بر اصلاح رفتار نهادهاي قوه مجريه، تاثير تعيينكننده بر رفتار نهادهاي انتصابي مانند بسيج و نيروي انتظامي بگذارد؟
در كشوري كه اقتدارگراها شعارشان اين بود كه "هركس با ما نيست عليه ماست" و در نتيجه بايد از همه حقوق سياسي و مدني خود محروم شود، چگونه يك تداركاتچي توانست ادبيات سياسي كشور را تغيير دهد؟ آیا یک تدارکاتچی میتواند شعار "مخالف هاشمي مخالف رهبر است، مخالف رهبري دشمن پيغمبر است" را به شعار "زنده باد مخالف من" تبديل کند؟
راهبرد اقتدارگراها آن است كه همه نهادهاي كشور، چه در درون حكومت مانند مجلس و چه در جامعه مدني از قبيل مطبوعات و احزاب را تداركاتچي يا مجيزگوي قدرت کنند. راه صحيح مقابله با اين راهبرد آيا رها كردن اين نهادهاست يا تلاش براي اينكه نهادهای فوق جایگاه واقعی خود را کسب کنند و تداركاتچي نشوند؟
9- از نماینده محترم ولیفقیه در کیهان انتظاری نیست. اما از دوستان اصلاحطلب پذیرفته نیست که در برابر روند خطرناک "تدارکاتچیزاسیون"، سکوت کنند و به انتقاد از خاتمی بپردازند که چرا اين پروژه را افشا کرده است.
10- برای اینکه فهم عامه از ساز وکار قدرت، سی سال پس از پیروزی انقلاب معلوم شود، کافی است به این سه عبارت توجه کنید:
1) نمیگذارند آقای خاتمی نامزد شود، یا به او پیغام میدهند که نیاید یا رد صلاحیتش میکنند.
2) اجازه نمیدهند که نام او از صندوقهای رأی بیرون آید
3) حتی اگر رئیس جمهور شود، باز هم هر 9 روز یک بار برایش بحران ایجاد میکنند.
از منتقدان محترم می پرسم که چرا سه گزاره فوق از مقبولیت وسیع در افکار عمومی برخوردار است؟ علت آن است که میدانند خاتمی از وجاهت زیادی در میان مردم برخوردار است و نمیخواهد تدارکاتچی قدرت باشد. او خود را مدافع حقوق مردم میداند، اگر چه بنای مقابله با حکومت را ندارد و معتقد است راه استقرار دموکراسی در ایران با پرهیز از خشونت میگذرد. بنابراین راه مقابله با تدارکاتچیشدن نهادها و مقامات آن نیست که انتخابات را رها و نهادهای انتخاباتی را داوطلبانه در اختیار تدارکاتچیهای واقعی قرار دهیم. به عکس باید نهاد انتخابات را آزاد کنیم و بکوشیم که قدرت توزیع شود تا مردم از حقوق خود بهره مند گردند.
منبع: نوروز















