سلام سيد. خوبي؟ ميدانم كه منتظر نظر من هستي، تا اعلام حضور كني.
من به سيزده دليل ميگويم نيا. اين سيزده دليل از سيزده خصلت تو ناشي ميشود (نميخواستم فضولي كنمها. ولي خب خودت گفته بودي نظر اهل فرهنگ برايم مهم است!)
1-بيگانهپرست بودن
از معلم اول دبستانت تقدير نميكني، آن وقت ميري ايتاليا، از آنها تقدير ميكني؟ آنجا كه چهار فصل گرمشان است؟ فكر كردي اونجايي ما خبردار نميشيم؟ خبرا ميرسه برادر! عصر تكنولوژيه. ديگه نميشه لاپوشوني كرد. عصر، عصر اينترنته، اينترنت سرعت بالا. اينترنت 128 كيلوبايت. چي؟ 128 كمه؟ نه برادر من! براي مصارف خانگي همين هم زياده! چه خبره؟ سرعت بالا باشه آدم هوس ميكنه بره اينترنت گردي.
2- اهل تجمل بودن
چه خبر بود آن دو المپيكي كه رئيس جمهور بودي؟ سه تا طلا، چند تا نقره و چند تا برنز؟ تازه باز هم ميخواستي! پس فردا آدم ميخواد بره تو يه وجب خاك بخوابه. مگه نميدونستي خوبيت نداره مرد به گردنش طلا آويزون كنه؟ همين يه طلا رو هم هادي ساعي گرفت كه اونم تكليفش معلومه. از طرفداراي خودته. يك طلا و يك برنز ما را بس است. سادهزيستي را ياد بگير. آن همه N.G.O، آن همه فيلم و آن همه موسيقي و از اين جور چيزهاي تجملاتي براي چي؟ به اسم كار فرهنگي آنها را به خورد ما دادي.
3-مخالف محيط زيست بودن
آن همه روزنامه و كتاب براي چه بود؟ ميدوني هر روزنامه كه منتشر ميشه چند تا درخت رو بايد سر ببريم؟ لااقل اگه با آن كاغذها چك پول بدون پشتوانه منتشر ميكردي، يه چيزي. ميدوني همين سد سيوند چقدر به درد محيط زيست ميخوره؟ هر جا آب باشه بغلش دار و درخت سبز ميشه، جنگل ميشه. بعد ديگه دست خود آدمه. اگر سبزياش زيادي چشم رو زد، مثل جنگل گلستان يه حالي بهش ميدهيم تا كمپشتتر شه!
4-خساست داشتن
به هواي كارهاي زيربنايي و موارد اضطراري آن همه پول را توي صندوق ذخيره ارزي نگه داشته بودي كه چي بشه؟ دنيا دو روزه. ارزش اين كارها را نداره. توي وقت و زمان مردم خسيس بودي. 70 ميليون آدم داريم، روزي 24 ساعت كه ميشه به عبارتي روزي يك ميليارد و ششصد و هشتاد ميليون ساعت! اين همه ساعت. چرا نميگذاشتي مردم روزي چند ساعت در صفهاي مختلف تفرج كنن؟
5-اهل ورزش نبودن
كي ميتونستي چند تا پنالتي به ميرزاپور گل بزني؟ هر وقت تونستي سه تا پنالتي گل بزني به ميرزاپور اون وقت بيا بگو من رئيس جمهور خوبيام. كي مارادونا برايت نامه نوشت؟ كي راجع به دعوت علي كريمي به سرمربي توصيه كردي؟ اهل ورزش نبودي. قبول كن.
6-دست خير نداشتن
چرا واردات رو زياد نكردي. خوب نيست آدم دست به خير نداشته باشه. خوبه آدم كلي كشور از كنارش نون بخوره. براي خارجيها كه هيچ! براي داخليها هم دست خير نداشتي. تو كي به منتقدان دلسوزت جايزه دادي؟ چرا دست خير نداشتي؟ راستي شهردار رو هم كه به هيأت دولت راه نميدادي. ديدي بعداً قاليباف هر روز هيأت دولت بود؟ دست خير نداشتي، چون خانه ما از وقتي تو رفتي قيمتش چند برابر شده. حالا هر ايراني با فروش خونهاش ميتونه در پاريس يك خوه بخره. كلي آدم هم با گرون شدن آهن و مسكن و... يك شبه پولدار شدن. در صورتي كه تو خيرت به مردم نميرسيد.
7-شايسته سالار نبودن
حالا يكي اين پتانسيل رو داره كه هفت هشت تا شغل رو با هم انجام بده، چرا نبايد اين كار رو بكنه. مگه دانشمندان قديم ما نبودن. مگه همين شيخ بهايي رياضيدان، معمار، منجم، مورخ، فيلسوف و... نبود؟ اين روزها هم دانشمندها كم نيستن، فقط كافيه آدم خوب دور و برش رو نگاه كنه.
8-كليشهاي بودن
هشت سال رئيس جمهور بودي، چند نفر رو توي كابينهات عوض كردي؟ سير ترشي هشت ساله كه نميخواستي درست كني! آب هم اگه راكد باشه، تبديل به مرداب ميشه. بايد تند تند كابينهات رو عوض ميكردي. آن سازمان مديريت و برنامهريزي چي بود؟ مثل زيگيل چسبيده بود به دولت. ديدي وقتي حذف شد، مديريت و اقتصاد چقدر كارشناسي و مهندسي شد؟
كليشهاي بودي و سود بانكها را متحول نميكردي. ساعت كار بانكها و كشور را متحول نميكردي. يعني مملكت از فوتبال كمتره؟ وقتي در فوتبال هيچ چيز قابل پيشبيني نيست، چرا بايد همه چيز رو در كشور پيشبيني كرد؟ كمي ضد كليشه بودن بد نيست.
9- قدرتپرست بودن
قدرت خريد مردم را زياد پايين نياوردي. قدرت هر جوري باشه، موجب فساد ميشه. حتي اگر قدرت خريد باشه. مافياهاي اقتصادي و مافياي نفت در زمان تو قدرت داشتن، نديدي بعداً چطوري معدوم و كن فيكون شدن؟ چرا تو آنها را از بين نبردي.
10- تنوعطلب بودن
مرد خوب نيست تنوعطلب باشه. چه خبر بود با اون همه كشور رابطه داشتيم؟ همين ونزوئلا و روسيه و سوريه بسه ديگه. عاقبت حاج آقا فتوحي رو نديدي؟ هستي و قدسي رو نگاه نكردي؟ واسه همين تنوعطلبيات بود كه هيچ وقت لايحه حمايت از خانواده ارائه ندادي. تنوعطلب بودي كه گوجهفرنگي رو از ترهبار محل خودتون نميگرفتي. آدم نبايد تا يه ترهبار جديد ميبينه دست و پاش رو گم كنه و بره از جاهاي گرون گرون خريد كنه. همين طور است سرنوشت مرغ، گوشت، تخم مرغ، زعفران، پودر لباسشويي و...
11- بيگانهپرست بودن
معلومه كه دستت با بيگانگان در دست هم بود. وگرنه براي دزديدن تو هم نقشه ميكشيدن. معلومه كه تو با خودشون بودي كه قصد دزديدنت رو نكردن. به كشورهاي ديگه نامه ندادي چون حتماً شبها توي اينترنت آن لاين ميشدي و با آنها چت ميكردي. براي همين بود كه هيچ وقت ترمز دستي و دنده عقب رو از جا نكندي و ننداختي دور جلوي هاپو. البته همه بيگانگان بد نيستن، بعضيهاشون در ذات خوب هستن. مثلاً بعضي كودكان سه ساله اسپانيايي.
12-ظاهرساز بودن
اين همه حرف از آزادي زدي چي شد؟ يه نگاه به روزنامههاي بسته شده در زمان خودت و الان بنداز، ببين كي بيشتر روزنامه بسته شد؟ نگو كه چيزي ديگه نمونده بود كه بخواد بسته بشه. نديدي چطوري عدالت فراگير شد و اختلاف طبقاتي از بين رفت؟ اين همه سر وصدا براي سهم درياي خزر و اسم خليج فارس براي چي بود؟ آدم نبايد اين قدر خودخواه باشه. اول همسايه بعد خويشان.
13- ضدكارشناسي بودن
كسي رو توي كابينهات داشتي كه بتونه چنين آمارهايي اعلام كنه؟ كسي بود مدرك دكتراي آكسفوردي داشته باشه؟ به اين همه قله پيشرفت و موفقيت رسيدي؟ كارشناسي نبودي تا ببيني با قطع برق مردم به شمع روي ميآورن. فضا شاعرانه ميشه و كلي مزيت ديگر.
منبع: چلچراغ















