ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

ابراهیم نبوی
گفتی اقتصاد حالی‌ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه‌فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی‌ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل‌اش هم همون کاری که کردی.


خاتمی جان! عزیز دلم! کوچولوی بال و پر شکسته. واسه چی ما رو عذاب می‌دی و رفتی توی بایگانی تاریخ قایم شدی؟ باهاس چی کار کنیم که پاشی بیایی ملت رو از سرگردونی نجات بدی؟ تو که می‌دونی این اوضاع اگه همین جوری پیش بره، نصف ملت دنیاشون مي‌شه آخرت یزید و نصف دیگه هم باید برن جلو تا چهار سال دیگه بوق بزنن. تو می‌خوای چی رو برای کجا و چه زمانی حفظ کنی؟ می‌خوای افتخاراتت رو واسه چی نگه داری؟ می‌ترسی چی بشه؟ می‌ترسی دوباره بیفتی وسط یک مشت گرگ درنده که روزی نه تا بحران واسه‌ات بزان و نذارن که به تحقیقات مربوط به حقوق شهروندی‌ات برسی؟ بابا! ای ول با این مرام‌ات! مصبتو شکر با این حال دادن‌ات درست زمانی که همه دارن حال یه ملت وامونده جامونده از همه جارونده رو می‌گیرن! آخه این هم شد کار؟
 
من می دونم وقتی بخوای بیای ممکنه دوباره سرها بره توی پرونده‌های قدیمی و دوباره بقول خودت بداخلاقی‌ها شروع بشه، ولی جون حاجی! فکر ما رو چرا نمی‌کنی؟ چرا فکر نمی‌کنی ما هم آدمیم؟ چرا فکر نمی‌کنی ما هم دوست داریم وقتی اسم رئیس جمهور کشورمون می‌آد حداقل رومون بشه سرمون رو بالا کنیم و یه نگاه به عکس رئیس‌جمهور کنیم و فکر کنیم حداقل یه آدم رئیس جمهورمونه که روزی شصت بار دروغ نمی‌گه و هفته‌ای صد روز ملت رو عقب‌تر نمی‌بره! آخه رفیق جان! مرد مومن! ما سر همون سفره بی‌نون و نمک زندون اوین که هر کدوم‌مون یه دور به عشق خنده‌ها و شادی‌های یک ملت رفتیم توش، با هم نون و نمک خوردیم. حالا خودت خدارو شکر زندون نرفتی، ولی وزیرت که رفت، اون یکی وزیرت که دستش شکست، بالاخره هم‌دردیم، یعنی اصلا نمی‌خوای ما رو.... آره؟ جون مادرت که ایشاللا خدا بهش عمر طولانی بده، ما رو آدم حساب کن. نمی‌تونی بفهمی ماها از این وضع خسته شدیم؟ باید سرمون رو از پنجره در بیاریم و جیغ بزنیم خاتمی بیا، خاتمی بیا؟ حالا بفرض این کار رو هم بکنیم، تو که محل نمی‌گذاری. چی کار کنیم؟
 
محمد جونم! سید! الهی هر چی درد و بلاته بخوره توی سر این محمود، الهی قدت سر چشم هر کی نمی‌تونه ببیندت درآد، آدم این قدر ناز نازی؟ به قول امیرکبیر به سرباز مملکت یک عمر مواجب می‌دن که یک روز بره بجنگه، ما که مواجب به تو ندادیم، یعنی نداشتیم که بدیم، تازه می‌دادیم هم که تو نمی‌خواستی، ولی کم بهت احترام گذاشتیم؟ کم برات کتک خوردیم؟ کم بخاطرت انفرادی کشیدیم؟ کم بخاطرت تهمت خوردیم و تحقیر شدیم؟ کم بخاطرت دربدری و مکافات دوری از مملکت کشیدیم؟ پنج سال بچه‌تو و رفیق‌هاتو نبینی بخاطر این‌که دلت خواسته مملکت‌ات آبرویی داشته باشه و کسی جرات نکنه اسم کشورت رو با تحقیر ببره. آخه رفیق! ما که فحش تو خوردیم، ما که کتک خورمون ملس شد واسه این‌که تو باشی، ما که بقدر خستگی دست و از دست دادن نور چشم نوشتیم و با تحمل اضطراب هر روز و هر روز و هر روز قاضی مرتضوی پات وایستادیم، حالا دیگه اصلا دوزار هم ما رو آدم حساب نمی‌کنی؟ رفیق جان! ما بریم سراغ کی؟ بریم سراغ هاشمی که اونم کم ناز و ادا نداره، تازه بدبختی اینه که طرف اسمش بد دررفته، شده زمین بایر، هر چی هم آبش بدی و بذر بپاشی و کار توش بکنی بعد از ده سال می‌شه چهار تا درخت پسته که نصفش پوکه و نصفش دربسته، حالا همه این‌ها هیچی! وقتی اسمش می‌آد، ملت گوش‌شون رو گل گرفتن و چشم‌شون رو به‌کلی بستن. اگه دستشو بکنه عسل دماوند و بذاره توی دهن همین رفیق و رفقای خودمون، باز هم گازش می‌گیرن. مکافات اینه. حالا این یکی هیچی! سید! تو که نیای اون شیخ اصلاحات می‌آد که هنوز نیومده داره به در و دیوار سنگ پرت می‌کنه، بابا یواش! سرمون رو شکستی! ول بده داداش، نمی‌خوای راه بدی، تموم فامیل رو ضایع نکن. می‌خواد یه انتخابات شرکت کنه همه مون رو کرد یه لته کهنه و تپوند توی سولاخ راه آب. بدبختی مون رو ببین که وسط این همه کامران و هومن که تازه اون‌ها هم کانادایی شدن و بعد از سه هزار سال داریوش و کورش و هوخشتره، باید زیر علم باقر سینه بزنیم. بیست سال زور زدیم تا مخملباف شد ژان لوک گودار، حالا باید بیست سال زور بزنیم تا قالیباف بشه ژاک شیراک. بابا، خاتمی! رفیق جان! نذار ما که عادت کردیم به یه آدم حسابی به اسم ممد آقا خاتمی گرفتار یه مشت ذلیل علیل بشیم که نه به بارن و نه به دارن و تازه معلوم نیست اگه بیان چی می خواد بشه.

رفیق جان! محمد طلا! سید خندان! جون حاجی دودره‌مون نکن. بذار بعد از چهار سال تشنگی و مکافات یه آب خوش از گلومون بره پایین. مگه ما چه کردیم که نباس دو روز خوش تو این دنیا ببینیم؟ سید! اینها که می‌گن توی دوره خاتمی هیچ اتفاقی نیفتاد زر می‌زنن قورمه‌سبزی، از اونی که دو روز زندان رفت و شد پابلو پیکاسو تا اونی که وقتی زندون رفت عشقش خاتمی بود و وقتی از زندون بیرون اومد جواب سلام نلسون ماندلا رو هم نمی‌داد. و اونی که چهار سال ختم "صد روز با خاتمی" گرفته بود و حالا سر ختم خاتمی هم ممکنه سروکله اش پیدا نشه.

حاجی! ما اگه همونی که داشتیم رو بخوایم باهاس دم کی رو ببینیم؟ گفتی اقتصاد حالی‌ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه‌فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی‌ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل‌اش هم همون کاری که کردی. گفتی که شرمنده‌ای که نتونستی آزادی بدی، ما هم زدیم تو سرت که بی‌عرضه‌ای. اما این حاج محمود بلایی سر مملکت آورد که تو که زمانی به نظر بعضی از بروبکس مانع اصلی آزادی توی کشور بودی الآن شدی آرزوی همه ملت. نه که تو عوض شده باشی، نه، ولی تازه ملت فهمیدن یه رئیس جمهور بی‌عرضه یعنی چی؟ تازه فهمیدن روزنومه نداشتن یعنی چی! تازه فهمیدن چهار تا قطعنامه توی دو سال یعنی چی! تازه فهمیدن بی‌احترامی در تمام جهان یعنی چی؟ تازه دارن می‌فهمن آرامش و آزادی یعنی چی. بابا! درسته چهار تا مثل من و فلونی و فلونی چهار تا پس‌گردنی خوردیم و رب و رب‌مون رو یاد کردیم، ولی حداقل چهار تا دختر همسایه و پسر همسایه‌مون تونستن مثل آدم دست همدیگه رو بگیرن و توی خیابون راه برن. حداقل این بود که کسی جرأت نمی‌کرد چهار تا وب‌سایت درپیتی رو فیلتر کنه و دست بذاره روی چشم ملت که نبین و گوششو بگیره که نشنو. حداقل این بود که سالی هزار تا کتاب چاپ می‌کردیم بدون این‌که یک سال منتظر بمونیم تا اجازه کتابی که سه ماه صرف نوشتن‌اش شده بگیریم. حداقل این بود که چهار تا آدم باحال اگه می‌خواستن برن مهمونی اجنه و عزرائیل بالای سرشون ظاهر نمی‌شد. حداقل این بود که اگر می‌رفتی دفتر معاون دانشگاه که نمره‌تو درست کنی ترتیب‌تو نمی‌داد و تازه بعدش به زور عقدت نمی‌کرد. حداقل این بود که هفته‌ای یک ترور نبود و سر یکی رو نمی‌بریدن... بابا این‌ها که حداقل نیست، من می‌خوام برگردم به همون حداقل انسانی.

ببین، محمد جان! قربون اون عبای سفیدت برم! به حرف این بچه گاگولایی که وقتی می‌خوان سراغ تاریخ می‌رن سه هزار سال قبل و وقتی مي‌رن سراغ جغرافیا می‌رن پنج هزار کیلومتر اون‌ورتر گوش نکن. ما که می‌دونیم ایرونی هستیم و همسایه عراق و افغانستان و ترکیه و پاکستان هستیم و مطمئنیم که ایران همجوار سوئیس و اتریش نیست، از طرفی می‌دونیم که اگر بخواهیم گذشته رو ببینیم دیگه فوقش می‌ریم زمان هاشمی، نه، می‌ریم زمان هویدا، خیلی که بخواهیم زور بزنیم می‌ریم زمان مصدق، ورنمی‌داریم زرتی بریم سراغ جمشید و داریوش و خشایارشاه. ما می‌دونیم واقعیت چیه، اگه هم ده سال پیش الدرم بلدرم می‌کردیم و می‌خواستیم تو بشی رهبر اپوزیسیون، من یکی که غلط کردم، گه خوردم. بقیه خودشون می‌دونن رژیم غذایی شون چیه، من می‌خوام تو بشی رئیس جمهور. یه رئیس جمهور که چهار تا وزیر باسابقه بگذاره برای گردوندن مملکت، یه رئیس جمهور که هر چهار سال یک سال یا حداکثر دو بار بره نیویورک، سالی هم دو بار بره فرنگ، بقیه وقتش رو هم به اداره مملکت بگذرونه. ما رئیس جمهوری نمی‌خوایم که دنیا رو مدیریت کنه ولی توی کشورش همه همدیگه رو بخورن، بیا! این یکی اومد راه بره، چنان ضایع کرد که تا پونزده سال باهاس سیفون بکشی و عطر و گلاب بزنی که بوی رئیس جمهور از شامه ملت حذف بشه. چه جوری بهت بگم، ما یه رئیس جمهور می‌خوایم که برق‌مون قطع نشه، فیلتر نشیم، روزنامه داشته باشیم، احترام داشته باشیم، روزی که می‌آد قیمت خونه اگه صد میلیون هست، بعد از چهار سال مثلا بشه صد و بیست میلیون نه دویست و پنجاه میلیون.

خاتمی جونم! عزیز دلم! چه جوری بهت باید قول بدیم که بچه‌های خوبی هستیم و بخدا بهت کمک می‌کنیم که مملکت رو اداره کنی، بهت کمک می‌کنیم و بیخودی هم هر روز تند نمی‌ریم که اذیتت کنیم. همراه‌ات هستیم و دل‌مون لک زده که مثل آدم زندگی کنیم. ما از بی‌احترامی خسته شدیم. ما از این‌که هر روز بشنویم یکی دیگه از بهترین بچه‌های این مملکت رفت فرنگ و دیگه نمی‌آد خسته شدیم. ما از این‌که هر روز دروغ بشنویم خسته شدیم، ما از این‌که هر روز ببینیم یک وزیر بی‌عرضه می‌ره کنار یکی بی‌عرضه‌تر می‌آد جاش خسته شدیم. ما از این‌که قیمت‌ها مثل موشک می‌ره بالا و در عوض موشک‌ها سقوط می‌کنه خسته شدیم. ما از خالی‌بندی‌ها خسته شدیم. ببین! چرا نمی‌فهمی!؟ چرا نمی‌تونی بدبختی ما رو درک کنی! ما از این وضع خسته شدیم. باید چی کار کنیم؟ باید همه جای شهر اسمتو بنویسیم روی در و دیوار؟ باید ملت عکس خاتمی رو بزنن روی ماشین و لباس‌شون و هر جا دست‌شون می‌رسه تا بفهمی؟ باید هر جا سخنرانی می‌شه جمع بشن و شعار بدن که بیایی؟ چی کار کنیم؟ جون حاجی بگو چه کنیم؟ آخه رفیق جان! یه نیگاه به تقویمت بنداز و ببین روزها همین جوری داره می‌گذره و هر چه می‌گذره آقاتیزه دندون‌هاش رو برای قاپیدن یک دوره دیگه ریاست جمهوری تیز می‌کنه.

ببین حاجی! دارم جدی می‌گم! تو شدی عین دخترعمو خوشگله که می‌خواهیم نامزدمون بشی، نشستی واسه خودت لب جوب، یه گل مریم هم گرفتی دستت و پرشو می‌کنی و هی می‌گی می‌شه نمی‌شه، می‌شه نمی‌شه، می‌شه نمی‌شه، بابا اگه می‌شه، بگو ما هم بریم تهیه و تدارک، شاید بابات رضایت داد، حضرت عباسی اگه رضایت ندی ممکنه یکی بره زن فرنگی بگیره، یکی هم بگه دلمو به همین مهوش‌خانوم خوش می‌کنم، بالاخره وقتی برق قطع باشه آدم روی نحس‌اش رو نمی‌بینه. ولی آخه این یارو هم ددری یه، هم بد اداست، هم دائم خونه باباست، هم می‌ره دیدن غریبون. تو رضایت بده، ما هم این ور قضیه حواس‌مون هست، اگه کسی خواست مراسم رو به هم بزنه و تحریم کنه و پشت سر رفیق‌مون حرف بزنه، نه دیگه دوست و رفیق سرمون می‌شه، نه دیگه حاضریم کوتاه بیاییم. نه که رفیق‌باز نیستیم، ولی رفیق اصلی ما مملکته و عشق اصلی‌مون کشوری که هر روز داره توی لجن و کثافت دیوانگی و بی‌عقلی فرو می‌ره.

من نمی‌دونم، شاید هم دلت با ما نیست، شاید می‌ترسی دوباره بگی آره، نه ماه به شکم بکشی آخرش هم یه بچه ناقص‌الخلقه به دنیا بیاد که نه قیافه‌اش به ملت ما شبیهه نه به دولت تو، اگه می‌خوای بگی نه، جون مادرت همین فردا بگو نه، ولی دست ما رو تو پوست گردو نذار. اگه نمی‌خوای خودت بیای، حالا که همه قبولت دارن، هر چی آدم گنده است جمع کن، برین بشینین توی یک خونه‌ای، دو روز حرف بزنین، آخر کار یکی رو انتخاب کنین که همه‌مون پاش وایستیم و از شر این زن‌بابا راحت بشیم. اگه این کار رو بکنی، هم عقل کردین، هم ملت می‌آن پشت سرتون، گیریم که چهار تا دله دیوونه نیان، بقول شیرازی‌ها باکی نیست. منتهی هر کاری می‌کنی زودتر، بابا لایت! بابا یواش! تا تو بگی نه، یارو سه دور کره زمین رو دور زده و یه متر دیگه به حجم کثافت مملکت اضافه کرده.

خاتمی جونم! من کاری به هیچ کس ندارم. این نامه رو هم واسه این دارم منتشر می‌کنم چون می‌دونم اینجوری زودتر به دستت می‌رسه، به من باید جواب بدی! من واسه‌ات زندگی‌مو گذاشتم. می‌دونم خیلی‌ها این کار رو کردن، ولی من کار خودمو می‌کنم. به من جواب بده، یا بگو آره و بیا و پاش وایستا و پات وای میستیم، یا بگو نه و به عنوان کسی که همه‌مون قبولت داریم، با بقیه اون‌هایی که می‌خوان مسائل کشور رو توی ایران حل کنن، بشینین یکی رو انتخاب کنین و اون بشه نامزد ائتلاف، ما هم تصمیم شما رو قبول داریم.

گفتم ما تصمیم شما رو قبول داریم، گفتم ما، فکر نکن خودمو جمع بستم که بگم از طرف ملت حرف می‌زنم، نه حاجی! دیگه اون عادت‌ها توی سر ما یکی که دیگه نیست. خودمو جمع بستم که تنها نباشم. حرف آخرم هم اینه که اگه جواب دادی که دادی، اگه ندادی، دیگه اصلا باهات حرف نمی‌زنم، توی روت هم نیگاه نمی‌کنم. مطمئن باش نمی‌رم سراغ غریبون، منتهی دیگه یادم می‌ره که یه روزی یه محمد خاتمی مشتی باحال داشتیم که می‌تونست گره کارمون رو واکنه، ولی اینقدر دست دست کرد که موهای سرمون عین دندونامون سفید شد.

مخلص رفیق

ابراهیم نبوی

هشتم مهر 1387

منبع: روز

 

در ساعت روز
آقای خاتمی جون هر کی دوست داری کاندید شو بخدا ایران از بین میره ها

 

در ساعت روز
بابا به خودمون بیاىیم مشگل جایی دیگر است.امید است خداوند منان کمک کنه یک تغییرات اساسی توى این مملکت داده شود وگرنه دهها خاتمى هم نمی توانند کارى بکنند و آن وقت نیاز به یک خمینى دیگر است. امید است دم کلفتى مثل هاشمى که فدرت قانونى داره یه کارى اساسى بکنه.کار آقایان کروبى و خاتمى که یکیشون قهر میکنه و یکیشون براى آبروشون گریه نیست!

 

در ساعت روز
واز میان ایشان گروهی هستند که به شیوه کتاب خدا سخن می گویند،تا پندارید که آنچه می گویند از کتاب خداست،در حالیکه از کتاب خدا نیست.و می گویند که از جانب خدا آمده و حال آنکه از جانب خدا نیامده است.و خود می دانند که بر خدا دروغ می بندند.(آل عمران آیه 78) تا زمانیکه مردم در جهلند و دین درست و حقیقت آنرا نمی فهمند... آمدن سیدم میشه مثل بقیه با این حال ازش می خوایم بیاد....

 

در ساعت روز
آقای خاتمی این مردم یه امید دارن و اونم تویی اگه نیای بدجوری حال همرو گرفتی من دیگخ امیدی به زندگی تو این خراب شده ندارم حاجی به پات بیوفتم میای؟ تو رو به بی بی فاطمه قسم بیا داریم جون میدیم بخوای به پات هم میوفتیم یا علی سید

 

در ساعت روز
وقتی که قلم اقای نبوی میاد اول کار خیلی دل و جرات میخواد دست به قلم ببری . اما چون حرفا تو دلم تلمبارشدن دل رو به دریا میزنم و امیدوارم منو ببخشید. اقای محمد خاتمی تو گفتی و ما نشنیدیم .(منو اقای نبوی)گفتی که کسی چشم به راه قهرمان نباشه.این حرف رو به ملتی زدی که متاسفانه هنوز تو پستوی ذهنش دنبال یه شاه میگرده. ملتی که هنور چشماش رو به گرز رستم دوخته.ملتی که همیشه امید داره دستی از غیب به در آید و درداشو درمون کنه.ملتی که حاضر نیست پای خواسته هاش بمونه. خواهش میکنم تعارف لت و پاره نکنیم.این همه برای تو و همکارات مشکل ایجاد کردفقط تهران بود یه عده معدود که رون بیچاره هام اونقدر کتک خوردن که بریدن.اما شماسیداولادپیغمبر هم بد دعائی در حق ما کردی میدونی که کدوم دعا رو میگیم . همون دعائی که علی در حق مردمش کرد ( خدایا من رو از این مردم بگیر و یک نفر مثل خودشونو بهشون بده )عجب دعائی کردی . دعائی کردی که عین قوم بنی اسرائیل تا ابد به اون دچاریم . نمیدونم شاید شما اونقدر بزرگوارید که چننین دعائی نکردید .پس یکی بگه ما تاوان چی رو داریم پس میدیم.حکومت نظامی تاوان چه خطائی است .ایجاد جامعه طبقاتی در کدام قیبله بدی در روی کره زمین هست که ما دچار آن گشته ایم. قبل ازاین حکومت به دیده احترام به خانواده شهدا,جانبازان,اسرا,و.... نگاه میکرد اما امروز اینان هر کدام یک طبقه در در جامعه تشکلی میدهند که از طبقه مردم عادی جدا هستند . تمامی امکانات اول مال این طبقات سپس مردم عادی میشود . حتی با خبر شدیم که درمخابرات لرستان این افراد برای آمدن به اداره و انجام کار مختار هستند . محل کارشان را خودشان تعیین میکنند .و..... با شنیدن و دیدن اینگونه اعمال بیاد مصرباستان و روم باستان میافتم که چونه مردم عادی بی ارزش بودند و فقط به درد بگاری برای طبقه بالاتر بودند . اقای خاتمی احساس بی ارزشی و بردگی بد جوری ازارمان میدهد . من بدجوری احساس ضعف و زبونی میکنم وقتی از صبح تا غروب در تلویزیون ما را غلام امام حسین و سگ ابوالفضل و کنیز فاطمه میخوانند . من از اینکه نوکر امام زمان(ع) باشم ناراضیمم . من پیرو ایشانم در کنار ایشانم . بنا هست با آمدن ایشان من از زیر بار بندگی و نوکری بدر آیم . نه اینکه خود ایشان را تبدیل به اربابی جدید کنم .اقای خاتمی کسی به این مردم نمیگوید که امام با اقا فرق میکند . امام با ارباب فرق میکند . کسی نیست بگوید این حضرات اینقدر به مردم نوکر و سگ و کنیز میگویند تا در ذهنشان جا بیفتد که هر کس رئیس شد اینان نوکر و کنیزند. اقای خاتمی من قهرمان گرا نیستم .اما به بحث امات معتقدم و در این زمان هیچ کس صادقتر ازشما برای پاسداشت حرمت انسان نیست . گرچه زیاد مطمئن نیستم که این مردم دیگر بفکر انسانیت و کرامت انسانی باشند . انقدر ذلیلل شده اند که جز بفکر نوکری نیستند . چنان خرافات در ذهن مردم نفوذ کرده است که هیچ بعید نیست اگر بازار خرید و فروش بهشت این روزا رونق بگیرد . اقای خاتمی دین خدا به بازی گرفته شده است و هیچکس از شما شایسته تر نیست که دین را پاسداری کند . از شما میخواهم بخاطر تعهد به اسلام کاندید شوید و از مردم میخواهم که یک لحظه از زیر بار این شعار انگلیس که اگر میخواهی بر ایرانی حکومت کنی باید او را گرسنه نگهداری بدر آیند . خدا حافظ

 

در ساعت روز
من نخواهم آمد ! دیگه از من دعوت نکنید

 

در ساعت روز
خاتمی امیرکبیرایران! اگه خودش هم بخواد کاندید بشه(که بعید میدونم)با پررویی تمام (که تو این3سال واندی که ازحکومت پربرکت آقایون دکترومهندس آکسفورد رفته و نرفته میگذره کم دیده نشده)با دلایل کاملا منطقی!رد صلاحیت می شه...

 

در ساعت روز
سلام بر خاتمی امیدوارم با حضورت امید را در ملت ایران زنده کنی

 

در ساعت روز
آقا ابراهیم تاریخ معاصر ایران هیچ وقت تلاش های مقدس تو رو از یاد نمیبره ! بخدا اجر بزرگی ژیش خدا داری. تو با کلمات تصفیه نشده ات حرف دل مردم و میزنی! خدا بهت عمر بده و این شجاعت رو ازت نگیره. زنده باشی.

 

در ساعت روز
نمي دونم چي بگم ، اما فقط مي گم دوست داريم عاشقتيم حالا ديگه با خودته ، مي خواي دل بشكني بشكن ، اما بدون بازم عاشقت مي مونيم

 

در ساعت روز
نمي دونم چي بگم ، اما فقط مي گم دوست داريم عاشقتيم حالا ديگه با خودته ، مي خواي دل بشكني بشكن ، اما بدون بازم عاشقت مي مونيم

 

در ساعت روز
آقای نبوی-قبل از نامه نگاری-اول بیا ایران درکنار ما قرار بگیر- بعدا انقلابی بازی در آر.اول بیا-بعد اگر جرات کردی-خاتمی را دعوت کن و اورا در هچل بیانداز.(من نه دکتر محمودی هستم نه طرفدار حسن وحسین -بلکه 60سالتو این مملکت جوش اصلاحات زده ام ونبض سیاست این مملکت را دردست داشته ام-هم زندان شاه رفتهام هم زندان اینها-آنچه میگویم حق است وطرفداری از وجود سید محمد- چون بیشتر از تو -واز نوجوانی اش او را میشناسم)

 

در ساعت روز
غاتمی باید بیاید چون مردم با اوست.اگر نیاید معنایش این است که به مردم پشت کرده است.

 

در ساعت روز
آقا نبوی بیایی ایران دست واست نمی ذارن که بنویسی حد اقل اونوری میتونی حرف دل مارو بگی گذشتت گواه همیشه کنارمون بودی رژیم غذایی ملت اشک چشم یا چه عرض کنم خون چشمه راشتی نوه امام که میگه نمیام میر حسین موسویم که دوره قبلی گفت اگه خاتمی نیاد دوباره باید پاکبان بشه رئیس جمهور؟آخه مرگ من انصافه؟

 

در ساعت روز
ممنونم از ابراهیم نبوی طنزنویس بزرگ ایران. و همچنین از ابراهیم رها به خاطر پاسخ قشنگشون

 

در ساعت روز
یادش بخیر آخرین سخنرانی خاتمی تو دانشگاه تهران.دانشجوها هوو میکشیدن واسش ولی اون طفلک هیچی نمیگفت.با اون صورت برافروخته اش فقط یه جمله گفت : "حالا ما که رفتیم,شما میمونید و ببینید بعد از ما چی میشه"اون موقع اینقدر آتیشمون تند بود و گوشامون پر که نه اون چهره غمگین و شکستش رو دیدیم نه آه ش رو شنیدیم و نفهمیدم چیرو از دست دادیم.قبول کنیم که بد کردیم.نمک خوردیم و نمکدون شکستیم.

 

در ساعت روز
اي ابراهيم قربون اون قلمت و خودت اقاي خاتمي ميدوني ه هممون ( همون جوون هايي كه 2 دوره بهت راي دادن و باز هم راي ميدن ) هستيم به خدا بعضي حرفها زدن نداره ولي دلمون برات براي خودت و سياستهات لك زده چه جوري بگيم تا بياي ؟؟؟ بگو تا اون جوري بگيم

 

در ساعت روز
یه جمله میگم,نامه رو بخونین و دوباره به جملم فکر کنین,جمله اینه:به مرگ گرفتنمون تا به تب راضی شدیم.

 

در ساعت روز
آقای خاتمی! تصمیم گرفتم اگه کاندید نشین درسمو ول کنم از ایران برم!

 

در ساعت روز
سید بیا آخه ما بنا نداریم سر کوچه هیچکی میوه بخریم آخه مگه میشه از سر مرز پا شد و تا در خونه اون آقا تو تهران واسه یه کیلو گوجه رفت0

 

در ساعت روز
سید ! میشه بگی اگه واسه ما نیستی,پس این دل چی میشه؟ اگه نیای؟!

 

در ساعت روز
خاتمی عزیز!که هر چی آبرو و ارزش واعتبار داریم از توست! اگه بیای تا آخرش باهات هستیم. ولی میخوام یه چیزی بگم از این مردم قدرنشناس گه اگه الآن دم از گرونی و...میزنن پاش بیفته دوباره به همون زن بابا رو میکنن و هزار تا دلیلم برا خودشون دارن که یه دوره دیگه بهش فرصت بدیمو... ولی ما که تا آخرش پات وایسادیم و از خدا می خوایم که این مردم را به راه راست هدایت کندتا دیگه از اینی که هستسم عقب تر نریم به خدا با این کارا نمیشه مملکت نگه داشت آی مردم اینو بفهمین!!!!! مرد روز های سخت !از پسش بر می یایم این دفعه باهم

 

در ساعت روز
khatami dooset darim pasho biyaaaaaaaaaa

 

در ساعت روز
سلام رزی که خاتمی رفت گریه کردم راستش میترسم از روزی که عده ای احمق باعث بشن خاتمی رای نیاره. اما اگر بیاد تا پای جونم پاش هستم.امیدوارم رای بیاره

 

در ساعت روز
چندنا نامه و مقاله از این دست چاپ یشه کافیه تا فاتحه کاندیداتوری آقای خاتمی خونده بشه. آخه آدم حسابی نمیشد شما چیزی ننویسی چاپ نکنی؟ نمیشه نقدا تا انتخابات ریاست جمهوری بعضی از مدعیان کمتر حرف بزنن؟ ببینم میتونین بذارین ملت و کشور و خاتمی با خیال راحت این انتخابات رو بگذرونن یا نه؟

 

در ساعت روز
آقای علی آقا اول خودت به جمله ای که داری می گی فکر کن. حرفتو مزه مزه کن بعد ...

 

در ساعت روز
18 سالم بود دفعه اول که اومد.خاتمی دل منو خیلی از جوونای امیدوارو شکستی, ولی اگه بازم بیای باهاتم .این دفعه رو نترس .ترو خدا حرفیکه میزنی عمل کن و نترس از این عروسکای پر ادا.

 

در ساعت روز
اقای خاتمی ناامیدمان مکن.

 

در ساعت روز
من هم دوست دارم خاتمی بیاد اما نباید یه چیزیو فراموش کنیم!! دوره ایشون ازش به عنوان سوپاپ اطمینانی استفاده شد تا مردم نرمتر بشن، فکر کنن که دیگه اختناق تمومه و مردم هم همینجوری فکر کردن و بعد اتحمدی نزاد اومد، با ایده هایی عصر حجری و مهم اینه که مردم دوره خاتمی انقد دلخوش شده بودن که روحیه مبارزه و اعتراضو از دس دادن و وضعمون اینه....امیدوارم بیاد اما مه اونجوری

 

در ساعت روز
انتخابات قبلی ریاست جمهوری خوب یادمه که وقتی به دور دوم رسید جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف طی نامه ای گفته بودن: با وجود تحریم دور اول انتخابات و عدم شرکت در رأی دهی، برای نجات ایران در دور دوم انتخابات شرکت کرده و به هاشمی رفسنجانی رأی می دن، اونا عقیده داشتند که در صورت انتخاب احمدی نژاد ایران به وضع اسف باری می افته....(که متاسفانه داریم می بینیم) از مردم شریف ایرن می خوام در این دوره از انتخابات باارج نهادن به نظرات نخبه ها و روشنفکران کشورشون و با اونها هم رأی شده و تصویری دوباره از اتحادو یکپارچگی را رقم زنند. مسلما انسانهای آگاه و دنیا دیده همواره گزینه های مناسب تری رو در تمامی زمیه ها انتخاب می کنند. خواهش می کنم نذارین اشتباه 4سال پیش دوباره کمر همه مارو خم کنه. بیاین باز با روشنفکران و اصلاح طلبان همراه بشین. اشتباه دوباره با مرگ تمامی تمدن اصیل آریایی عجین است.

 

در ساعت روز
چی بگم اگه هم نیای حق داری بس که ما آدمای فراموش کار و قدر نشناسی هستیم.

 

در ساعت روز
آقای خاتمی با این که دوست تان دارم و به شما معتقدم و بهترین سالهای جوانیم هشت سال آن روزها بود. و دلم برای دوباره ی آن روزها می تپد ... اما ای کاش نیاییذ... آخر خانه از پای بست پای بست پای بست ویران ویران ویران است... خواجه اما نمی دانم در فکر کدام ایوان است ...

 

در ساعت روز
میخوام بگم بابا کارت درسته دوست داریم

 

در ساعت روز
بابا 999و999و69 نفر دارن التماست مي كنن كه باياي و فقط اين خاتمي بي معرفت التماست نكرده ها ! آي نامرد

 

در ساعت روز
salam seyed , kheyli mokhlesatam be khoda , age hamin emrooz elam koni miam ba khanevadam az canada bar migardam tehran ke too rekebet basham , pas dige sharto shoroot nazar mehraboon , bia va maro bazam too donya be dashtane yek president ba shoor va kamalat moftakhar kon , age nayay bekhoda dige na man na to,,

 

در ساعت روز
گفتی اقتصاد حالی‌ام نیست، ولی اومدی و رفتی و نه برقی قطع شد و نه گوجه‌فرنگی شد چراغ خطر اقتصادی و نه مملکت شد آشغالدونی واردات موز و خیار و سیب زمینی. بابا! تو خودت حالی‌ات نیست، تو اقتصاد بلدی، دلیل‌اش هم همون کاری که کردی. تو خیلی چیزها بلدی سید ! ما قدر نشناس بودیم ! آزارت دادیم ! زجرت دادیم! ایران تو را فریاد میزند !

 

در ساعت روز
خاتمی در حال حاضر تنها نور امیددلهاست .خدایا این نور را از ما دریغ مدار.

 

در ساعت روز
یادش بخیر در زمانیکه سید تورئیس جمهور بودی هر جا که می رفتی هر کجا که سخنرانی می کردی به هر کشوری که سفر میکردی صدایت و تصویرت و حضورت را باعث افتخار هر ایرانی می دیدیم و به عزت و سر بلندی ملت ایران در جامعه بین المللی می بالیدیم.ولی حالا از بس دروغ و بی حرمتی و نحقیر دیدیم و شنیدیم دیگر نایی برایمان نمانده ای کاش دروغ درد بی درمانی می شد تا هیچکس به این راحتی دروغ نگوید .سید جان از تو جانانه تمنا میکنیم یکبار دیگر برای عزت بندگان خدا پا به عرصه ایثار بگذاری و باعث غرور وعزت و از بین بردن یاس و ناامیدی میلیونها جوان و پیر ایرانی شوی و روشنایی و شگفت الهی را که همانا طراوت و شادابی و امید به آینده و مشارکت در جامعه است را به این مرزو بوم باز گردانی.بدرستی که پیروزی از آن صادقان و مردم دوستان و خدا پرستان واقعیست . همه با هم دعا میکنیم "خدایا یک بار دیگرلیاقت و شایستگی و عزت بندگی به درگاهت را به ما عطا فرما آمین "

 

در ساعت روز
اقای خاتمی عزیز امدنت هدیه بزرگیست برای مردم زجر کشیده ی ایران پر افتخار ،امیدمان را نا امید نکن ،وجودت لازمه ی نفس کشیدن است، اکسیژن را از ما نگیر

 

در ساعت روز
روی در روی سیاهی ایستاده‘راست یکی و تنها تمام شب در کلامش نور بر زبان آتش بر لبش فریاد: شمع شعله افزون می کند گر سر به تیغش برزنند! تیرگی گم می شود چون شمع ها روشن کنند. راست- همچون شمع- خواهد ایستاد ایا روی در روی سیاهی یک تن از این جمع؟ سید نازنین بیا که امید با تو زنده است

 

در ساعت روز
زنده باد نبوی با این طنز زیبا !! و زنده باد به محبوب ترین شخصیت سیاسی اقای خاتمی!! حضور شما در انتخابات افتخاریست برای ایرانیان!!

 

در ساعت روز
ba salam va arz adab be dooste besyar aziz aghaye seyed mohamad khatami in dovomn matlabe man baraye shomast , man be etefaghe chand dooste digar dar toronto canaa toomari ra tahiye kardim va ta hala be emza 87 nafar resideh ke mikham vaghti be zoodi omadam tehran baraye kar too setade entekhabatit shaksan taghdim shoma bekonam ,, ta emrooz ke kam tar az 2 hafteh in tedad emza jam shodeh va omid varam ta oon rooz ba 2000 emza toomar ra taghimet konim , seyed az tahe del azat khahesh mikonam in hame nedaye davat ro bijavab nazar ,, biya va roozaye khoshe boodanet ro tekrar koni ,,,,,

 

در ساعت روز
سید دوست داریم. اگه تو نیای ما رییس جمهور به خوش چهرگی تو از کجا بیاریم. بعدشم چهره زیبای تو یه امتیاز واسه ایرانه. احتمال داره تو کتاب رکوردها اسمتو بنویسن به عنوان خوش چهره ترین رییس جمهوری که سه دوره رای آورد.

 

در ساعت روز
اینارو باش..انگار دارن با مصلح جهانی حرف میزنن!خدا یا برسان مهدی را

 

در ساعت روز
من نه انتظار آزادی دارم نه اقتصاد نه هیچ چیز دیگه! فقط دلم می خواد یه رئیس جمهور داشته باشیم که وقتی تو تلویزیون نشونش میدن دلم نخواد با سر برم تو دیوار...

 

در ساعت روز
aghaye khatameye aziz chetori begim doset darim? chetori azat khahesh konim dobare biyai? azat khaheesh mikonam va hame azaton mikhaim bargardid baz ham araye shoma tarikhi mishe ma hame havato darim

 

در ساعت روز
نه،عادت نکرده ایم.کی به پتکی که می خورد توی سرش عادت می کند. خاتمی ها هر گاه که می آیند فاتحت اند نه خاتمت.هر وقت که می آیند گرگ و میش است ووقتی که می روند شب باز پس می آید. اینجا شب است.خاتمی! فانوس به دست دنبال تو می گر دیم.آههاااااااااااای!

 

در ساعت روز
سید محمد خاتمی،"زمستان است".پاشو بیا.

 

در ساعت روز
سلام سیدمیبینید توی این سه چهار سال که نبودید چی سر مملکت در آوردندبیاوبا قدوم مبارکت خرابی های آنها را گلستان کن

 

در ساعت روز
سلام سید سرافراز خاتمی عزیز می خواستم همین اول از تمام نامهربونی هایی که در حقت شده معذرت بخوام میدونم که تو 8 سال خیلی سختی کشیدی میدونم که نامردیه ازت بخوایم دوباره این همه سختی رو تحمل کنی ولی چیکار کنیم که تمام امیدمون تو این اوضاع به توست خاتمی عزیز بیا که با اومدنت حد اقل حداقل دل بیست میلیونی که با تمام وجود بهت رای دادن و شاد کنی به قول ابراهیم نبوی قول میدیم بچه های خوبی باشیم به امید روزی که با عبای سفید و لبخند های زیبایت دوباره شاهد ایران سربلند باشیم

 

در ساعت روز
جالب بود برای من ایرانیان دست از این عادت قهرمان پروریشون بر نخواهند داشت های تو شاهد باش دادار ایران زمین که بی وطن شدیم از سفاهت این قوم بی کتاب . کاش لختی می اندیشیدیم ارمان کشوری پهناور و ثروتمند تنها و تنها ازادی پوشش وکافی شاپ با ارامش خیال است سرزمین من اسوده باش که فرزندانت بیدار چشم براه کسی هستند که می اید با شبکلاه و خنده ای تلخ اسوده باش وطنم ما می توانیم به مدد امدنشش کوتاه بپوشیم کوتاه بیاییم کوتاه ببینیم کوتاه بخوانیم تو می دانی نیک می دانی خاک اهورایت جولانگاه کوتاه قامتان گشته به انتظار او چشم میسایند بر راه و باز من و تو تنها مویه را اغاز خواهیم کرد بر فرزندانت که ندانستند روز . ماه. سال .قرنی را که در ان زیسته اند بگذار مویه کنم به تاریخ اینک هیمه در شبهای پر انتظارتان بگذار مویه کنم

 

در ساعت روز
سلام، حال همه ی ما خوب است، ملالی نیست جز گم شدنه گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند، با این همه عمری اگر باقی بود، طوری از کنار زندگی می گذرم، که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان، تا یادم نرفته است، بنویسم، حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود، می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است، اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی، ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟، راستی! خبرت بدهم، خواب دیدم خانه ای خریده ام، بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار... هی بخند!، بی پرده بگویمت چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد، فردا را به فال نیک خواهم گرفت، دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ی ما می گذرد، باد بوی نام های کسان من می دهد، یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟، سید محمد جان ..آه...، نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد، بی حرفی از ابهام و آینه، از نو برایت می نویسم: حال همه ی ما خوب است، اما تو باور مکن......

 

در ساعت روز
به امید حضوری قوی تر و پابرجا تر از8 سال گذشته . . برای حمایت اماده ایم.. هر چند در 8 سال بسیاری از یاران دبستانی خود را به خاطر گناه های ناکرده از دست دادیم. . .

 

در ساعت روز
حمایت خود را از محمد خاتمی اعلام می کنم.نایب رییس فرماندهی کل حزب...

 

در ساعت روز
اگر مملكت زمان خاتمي اينقدر گل و بلبل بود پس چراابراهيم نبوي از ايران رفت؟؟؟؟!!!!!

 

در ساعت روز
رفقا امروز حمایت از حزب .حمایت از رییس تلیای محبوب حمایت از محمد خاتمی است.دفتر تبلیغات حزب

 

در ساعت روز
بانو تلیا.ساسا ن عزیز دستتان را می فشارم.از خاتمی حمایت میکنیم

 

در ساعت روز
سلام. ×نور را در پستوی خانه نهان باید کرد× آقای خاتمی بی صبرانه در انتظار طلوع نور بر خاک ایرانیم.تو را من چشم در راهم!!!!

 

در ساعت روز
یار دبستانی من ، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟ یار دبستانی من ، با من و همراه منی چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

 

در ساعت روز
آزادی چه زندان ها برایت کشیده ام و چه زندان ها برایت خواهم کشید، خاتمی چه زندان ها برایت کشیده ام و چه زندان ها برایت خواهم کشید.

 

در ساعت روز
هنوز سخنرانی خاتمی رو توی دانشگاه تهران یادمه و اون حرف قشنگش که گفت امت موسی بهش گفتن تو و خدات برید بجنگید سرزمین رو که پس گرفتین ما هم می آییم!!!! هنوز هم که هنوزه دارم به این حرفش فکر می کنم و به مسخره کردن دانشجوها و جواب قشنگ خاتمی که گفت ان شاالله دولت بعدی می آد و به وعده هاش عمل می کنه.... دولت بعدی آمد و ایران نزول کرد اون هم چه نزولی !!!خاتمی رو همیشه دوست داشتم و دوست دارم که بیاد چون تنها رقیب این آقای دکتر قلابی می تونه باشه اما مطمئنم که ریاست جمهوری براش جز دردسر نخواهد بود چون باید گند کاریهای 4 ساله محمود مارکوپولو رو جفت و جور کنه و از اونجایی که ما ملت نمک نشناسی هستیم دوباره می شینیم و مثل اون دانشجوها واسش هو می کشیم..... چه زیبا گقت جبران :دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تازه اش می رود و با هو کردن بدرقه اش می کند تنها به خاطر این که با شیپور به استقبال دیگری برود. ما همین ملتیم...

 

در ساعت روز
خاتمی !!! این بار که آمدی یادت باشد برای مردم آزادی را معنا کن تا هر ننه قمربی سوادی بیانت ا زآزادی را تعبیر به بی بند و باری نکند و مثل چماق بر سر طرفدارانت نکوبد !!! نمی دانی مگر !!! ملت ما هنوز هم دین را و خدا را در همین یک تکه روسری بر سر زنانشان می بینند دیگر چه اشکالی دارد تجاوزها مال مردم خوری ها و .. و... خاتمی این بار که آمدی بلند اعلام کن که بیان آزادی تو دخلی به دین این بی دینان ندارد... یادت باشد این بار برای خود همچون چلنگری استخدام کنی تا کلمه کلمه ات را معنی کند تا عده ای بفهمند حرفت به پوشش و به این دین تحریف شده بدست آقایان ربطی ندارد فقط حواست باشد که به سرنوشت برانکو دچار نشوی آخر اینجا اکثریت عادت دارند همه ی تقصیر را بیندازند به گردن بی تقصیرترینها !!!!

 

در ساعت روز
آقاي خاتمي تو رو خدا! ايران رو نجات بده مارو نجات بده! به خاطر جوونا به خاطر زنها به خاطر انسانيت

 

در ساعت روز
آقای خاتمی با سلام.به عقیده ی من و بسیاری از همفکرانم تنها کسی که در این برهه ی زمانی توان نجات کشور را دارد شما هستید یادمان نمیرود که در دور اولی که انتخاب شدی کشور با چه مشکلاتی روبرو بود تمامی کشور های اروپایی سفیران خود را از ایران فرا خوانده بودند تو ایران را با نفت 6 دلار نگه داشتی من هم از آنها بودم که خرداد84 گفتم خاتمی کاری نکرد اما الان میفهمم که چراکاری کرد من اعتقاد دارم تو تنها کسی هستی که شان پوشیدن لباس رییس جمهور را در حال حاضر داری

 

در ساعت روز
Seyyed age ghol bedim ke bisabri nemikonim o azet nemikhaym 2 ruze in hame gando doros koni bazam nemiay?!

 

در ساعت روز
بابا خاتمی جون مادرت بیا دیگه من که 2 سال دیگه می خوام از ایران برم ... به خدا تو رئیس جمهور باشی خیالم راحته مملکت دست یه آدم داناست ... نه یه آدم ..

 

در ساعت روز
ما مرده و کشته خاتمی هستیم خاتمی جون جون تمام ملت ایران بیا فقط بیا.....

 

در ساعت روز
مشکله ما اینه که منتظریم یکی بیاد همه چی درست بشه

 

در ساعت روز
چه انتظار عجیبی! تو در میان منتظران هم، عزیز من چه غریبی؛ عجیب‌تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت؛ چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه وفایی؛ فقطه نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی...

 

در ساعت روز
واز میان ایشان گروهی هستند که به شیوه کتاب خدا سخن می گویند،تا پندارید که آنچه می گویند از کتاب خداست،در حالیکه از کتاب خدا نیست.و می گویند که از جانب خدا آمده و حال آنکه از جانب خدا نیامده است.و خود می دانند که بر خدا دروغ می بندند.(آل عمران آیه 78) تا زمانیکه مردم در جهلند و دین درست و حقیقت آنرا نمی فهمند

 

در ساعت روز
اگر احمدی جان کلاه گیسش را برداره من حتما به خاتمی رای میدهم.

 

در ساعت روز
حال که خاتمی به صراحت اعلام کرده که نمیاد, دیگه واقعا نمی دونم چی بگم اگه به موسوی صلاحیت ندن چی؟ حداقل بیا و اگه صلاحیت دادن انصراف بده به خداوندی خدا هممون منتظرتیم تو که می دونی به دون تو مملکت رو به هیچ می کشند پس چرا داری باهامون بازی می کنی؟ به خدا دوست داریم و منتظریم!

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008